داعش و بحرانی که در کمین منطقه است

- نویسنده, سامان رسول پور
- شغل, روزنامه نگار
نیروهای «دولت اسلامی عراق و شام» موسوم به «داعش» در چند روز گذشته توانستند، کنترل چندین شهر عراق را به دست بگیرند. آنها نخست به موصل، دومین شهر بزرگ عراق حمله کردند و در حالی که ارتش عراق مقاومت چندانی از خود نتوانست نشان دهد، به سرعت نقاط حساس این شهر را تصرف کنند. همچنین گزارشهایی مبنی بر تصرف شهر تکریت، و نیز بخشهایی از کرکوک توسط «داعش» منتشرشده است. موصل که در حال حاضر در تصرف «داعش» است، شهری است که ترکیب جمعیتی آن را کردها، عربها، مسیحیان و ترکمنها تشکیل می دهند.
نوری مالکی، نخستوزیر عراق، در اولین واکنش به این تحولات، از مجلس عراق درخواست اعلام «وضعیت فوقالعاده» کرده است. هنوز اما مجلس عراق تشکیل جلسه نداده است. او همچنین از فرماندهان ارتش به دلیل عملکرد ضعیفی که در موصل داشتهاند، انتقاد کرده و همزمان هشدار داده که حملات سنگینی را علیه داعش سازمان خواهد داد.
همزمان نیروهای پیشمرگ حکومت اقلیم کردستان به حالت آمادهباش درآمدهاند. گفته میشود آنها توانستهاند بخشهایی از مناطق غرب موصل را از داعش باز پس بگیرند. بعلاوه، خبرهایی مبنی بر درگیری نظامی پیشمرگ ها با داعش در نزدیکی کرکوک گزارششده است.
داعش به دنبال چیست؟ چرا موصل به این سرعت سقوط کرد؟ پیامدهای بحرانی که با تحرکات جدید داعش گریبان گیر عراق شده، کدام ها هستند؟ اینها نخستین پرسشهایی هستند که در این زمینه مطرح میشوند.
داعش، یک جریان سلفی سنی است که در سال ۲۰۰۴ و تحت عنوان «القاعده عراق» و به دست «ابومصعب زرقاوی» شکل گرفت. هدف این گروه ایجاد یک امارت اسلامی است که محدوده آن شامل بخشهایی از عراق و قسمتهایی از سوریه میشود. رابطه این گروه با القاعده طی سالهای گذشته، دستخوش تغییراتی شده است.
ورود داعش به بحران سوریه
ورودِ داعش به بحرانِ سوریه، درست زمانی کلید خورد که افکار عمومی جهانی بهشدت از مردم سوریه و انقلاب سوریه حمایت میکردند. فضا به شدت علیه بشار اسد بود. اما تحرکات داعش و نیز «جبهه النصره» معادلات را تا حدودی تغییر داد. به عبارتی، اعتراضات را از ریل اصلی خارج و رأس جدیدی باز کرد؛ داعش، خشونتها را به حدی افزایش داد که این بار خطر دیگری هم مطرح شد: خطر پر کردن خلأ بشار اسد توسطِ داعش. بنابراین در یک جمله، داعش، تبدیل به بحرانی در بحران دیگر شد. بحرانی که بحرانِ قبلی را تا حدودی تحتالشعاع قرار داد.
داعش هم با بخشهایی از اپوزیسیون سوریه درگیر شد و هم با کردهای سوریه. به میزان کمتری اما برای بشار اسد چالش ساز شد. یکی از سنگینترین و پردامنهترین درگیریهای داعش با کردهای سوریه صورت گرفت. در جریان این درگیریها، «یگانهای مدافع خلق» وابسته به کردهای سوریه، توانستند داعش را از مناطقی همچون «رأس العین» و «کوبانی» به عقب برانند و مواضع این گروه را در آن منطقه تضعیف کنند.
در این میان، بخشهایی از اپوزیسیون سوریه، بشار اسد و سپاه قدس جمهوری اسلامی را به حمایت از داعش متهم کردهاند. استدلال آنها این است که «داعش» سمتوسوی اعتراضات اولیه در سوریه را تغییر داد و تصویری خطرناک و خشن از مخالفان بشار اسد به دنیا مخابره کرد. تصویری که تا حدودی هم ذات پنداری با بشار اسد را به دنبال داشت. به گفته این طیف از اپوزیسیون، برنده نهایی تحرکات «داعش» در سوریه، رژیم بشار اسد و همپیمانش جمهوری اسلامی بودهاند.
از طرف دیگر، کردهای سوریه، در ماههای گذشته چندین بار، جمهوری اسلامی را به حمایت از «داعش» متهم کردهاند. به گفته فرماندهان نظامی و مقامات سیاسی کرد سوریه، درست زمانی که کردها سیستم سیاسی خود را پایه ریزی کردند، شدت حملات داعش علیه کردها افزایش یافت. آنها معتقدند که داعش تحت تأثیر جمهوری اسلامی و قدرتهای منطقه است. جمهوری اسلامی اتهام همکاری با داعش را رد کرده است.
اما داعش، منتقد دیگری هم دارد: القاعده. اگرچه قبل از بحران سوریه، بین القاعده و رهبران اصلی داعش پیوندهایی بود اما تحرکات داعش در سوریه، خشم القاعده را هم به دنبال آورد. کار به جایی رسید که القاعده «جبهه النصره» را تنها نماینده خود در جنگ سوریه عنوان کرد. فراتر از این، چندین مورد درگیری بین «جبهه النصره» و «داعش» بر سر اقتدارطلبی در مناطقی در سوریه شکل گرفت.
اما با همه این اتهامات و انتقاداتی که علیه نقش جمهوری اسلامی در سوریه مطرح میشود، هنوز شواهد معتبری مبنی بر حمایت جمهوری اسلامی از داعش در دست نیست. به باوری برخی تحلیل گران، این اتهام با توجه به تضاد ایدئولوژیک بین جمهوری اسلامی که یک قدرت منطقهای شیعی است، با یک جریان افراطی و جهادی سنی، که دو پروژه سیاسی کاملاً متفاوت را دنبال میکنند، کمی دور از واقعیت به نظر میرسد. همزمان، طیف دیگری این نظر مطرح میکنند که داعش، اگرچه یک جریان افراطی سنی است اما تحرکاتی که در سوریه علیه اپوزیسیون و کردها داشته، کاملاً در راستای منافع جریان شیعه و علوی بوده یا به عبارتی، کاملاً به نفع همپیمانی سوریه و ایران تمام شده است.
داعش و بحران عراق
اگر خلأ قدرت در سوریه، به افزایش قدرت داعش منجر شده، اختلافات سیاسی شیعیان، سنیها و کردها در عراق هم این امکان را به داعش داده که با قدرت بیشتری در مناطق سنی نشین این کشور جولان بدهند. استراتژی داعش هم در سوریه و هم عراق، تصرف و کنترل مناطقی بوده که در حوزه «امارت اسلامی» مدنظرشان واقع شدهاند. داعش قبلاً در مناطقی همچون فلوجه، رمادی و الانبار فعال بوده است اما در حال حاضر موصل، تکریت، بخشهایی از کرکوک را هم در دست دارد. به عبارتی، حوزه نفوذ داعش در عراق، بهشدت افزایشیافته است. هنوز مشخص نیست که این گروه تندرو پیشروی به سوی کدام مناطق دیگر را در اولویت دارد.
داعش درست زمانی حملاتش را در عراق شدت بخشیده که اختلافات جریانات سیاسی عراق، به اوج رسیده. هم اختلاف مالکی و سنیها، هم اختلاف کردها و مالکی. کردها و سنیها مالکی را به تکروی و رفتارهای دیکتاتورمابانه متهم میکنند.
همزمان، چندین ماه است که به دلیل اختلافاتی که بین حکومت اقلیم کردستان و مالکی برسر موضوعاتی همچون فروش و صادرات نفت کردستان وجود دارد، بغداد از پرداخت سهم بودجه اقلیم کردستان طفره رفته و یا در این زمینه پرداختهای نامنظمی داشته است.
همچنین این نکته را باید در نظر گرفت که در انتخابات اخیر، نوری مالکی این امکان را که بتواند دولت اکثریت تشکیل دهد به دست نیاورد. به نظر میرسد رایزنیهای جمهوری اسلامی با جریانات عراقی جهت تمدید نخستوزیری نوری مالکی هنوز به موفقیت نینجامیده است.
در چنین شرایطی تأثیر حملات داعش به مناطقی از عراق قابل تأمل است. اولین تأثیری که حملات داعش در پی داشته، درخواست اعلام «وضعیت فوقالعاده» توسط مالکی بوده است.
به عبارتی، نخستوزیری چنین درخواستی کرده که از حمایت اکثریت مردم عراق برخوردار نیست. درست به همین دلیل عده ای از صاحبنظران، معتقدند، وضعیت فعلی اگرچه برای عراق چالشی جدید است، اما همزمان فرصتی است برای مالکی تا بتواند در سایه «وضعیت فوقالعاده» به حکمرانی خود ادامه دهد. موضوعی که در حالت طبیعی چندان محتمل و عملی به نظر نمیرسید. شاید به همین دلیل است که بخشی از کردها و از جمله «جنبش تغییر» چندان موافق اعلام «وضعیت فوقالعاده» نیستند.
کردها و داعش
هر دو حزب اتحادیه میهنی کردستان و حزب دموکرات کردستان به حالت آمادهباش درآمدهاند. اولین پیامدی که حضور داعش در موصل برای کردها داشته، پناه آوردن شمار قابلتوجهی از آوارگان موصل به اقلیم کردستان بوده است. کردستان عراق در یک دهه گذشته، امنترین منطقه عراق بوده است. کردها بیم آن دارند که تحرکات جدید داعش، این امنیت و آرامش را با خطر مواجه کند. به نظر میرسد استراتژی کردهای عراق تا این لحظه این بوده که از درگیری غیرضروری با داعش خودداری کنند یا به عبارتی، داعش را تحریک نکنند.
همزمان کردها خود را برای محافظت از مهمترین شهر عراق یعنی کرکوک آماده میکنند. گفته میشود شماری از نیروهای پیشمرگ جهت آماده شدن برای هر احتمالی به کرکوک منتقل شدهاند. شهر نفتخیز کرکوک از آنرو اهمیت دارد که کردها آن را «قلب کردستان» مینامند و متقابلاً دولت عراق هم برای الحاق آن به جغرافیای اقلیم کردستان همواره مقاومت و مخالفت کرده است. هرگونه دست درازی داعش به کرکوک، به احتمال زیاد با واکنش قاطع نیروهای نظامی پیشمرگ روبرو خواهد شد. علاوه بر کرکوک، کردها نگران مناطق دیگری هستند که اکثریت یا بخشهای قابل توجهی از جمعیت آنها را کردها تشکیل می دهند. مناطقی نظیر خانقین که حکومت اقلیم و دولت عراق، برسر الحاق آنها به جغرافیای اقلیم کردستان اختلافنظر دارند.
اما از طرف دیگر «داعش» ادعا کرده که تمایلی ندارد که به مواضع کردها حمله کند. ادعایی که با حملات چند هفته گذشته داعش به نیروهای اتحادیه میهنی کردستان در خانقین، چندان همخوانی ندارد.
در بین خود کردها، «خطر داعش» منجر به همگرایی بیشتر جریانات سیاسی شده است. حزب کارگران کردستان، پ ک ک، و نیز «یگانهای مدافع خلق» کردستان سوریه [که تجربه مقابله با داعش را دارد] اعلان آمادگی کردهاند که در صورت نیاز حکومت اقلیم کردستان، آماده هستند علیه داعش بجنگند.
تبعات تحرکات جدید داعش
تبعات هر نوع رویارویی نظامی با داعش، چه از جانب ارتش عراق و چه از سوی کردها به احتمال زیاد تنها محدود به مرزهای عراق باقی نخواهد ماند. هم جمهوری اسلامی، هم رژیم سوریه، هم ترکیه و نیز کشورهای عربی، بهدقت وضعیت را رصد میکنند.
از یک طرف جمهوری اسلامی و نیز شیعیان کشورهای منطقه میتوانند در صورت تعرض داعش به «اماکن مقدس» شیعیان، توجیهی برای ورود مستقیم به این معادله پیدا میکنند.
از طرف دیگر، ترکیه، در صورت عدم آزادی گروگانهای ترک که در کنسولگری ترکیه در موصل به دست داعش اسیر شدند، احتمالاً به گزینههای دیگری از جمله مداخله مستقیم فکر خواهد کرد.
همچنین احتمالاً کردهای ترکیه و سوریه و حتی احزاب مسلح کردستان ایران در صورت حمله داعش به کردهای عراق، وارد این معادله خواهند شد.
بنابراین، داعش، نیروهایش را به هر سمتی هدایت کند و حملهاش را به هر سویی سازمان دهد، این بحران سمت و سویی متفاوتی خواهد گرفت. بحرانی که در صورت عدم دفع سریع آن، استعداد تبدیلشدن به یک بحران منطقهای را دارد.
به گفته جبار یاور، از وزارت پیشمرگ کردستان، حدود ۸۰ هزار نیروی ارتش عراق در منطقه موصل، توانایی مقاومت در برابر ۱۵۰۰ عضو داعش را نداشته است. چنین ارتشی، آیا خواهد توانست بهراحتی داعش را مهار کند؟











