اعتراضات ایران؛ مقایسه جغرافیای اعتراضات دی ۹۶ و آبان ۹۸

ناظران

منبع تصویر، NAzeran

    • نویسنده, ناصر کرمی
    • شغل, اقلیم‌شناس

آیا پراکنش اعتراضات دی ۹۶ و آبان ۹۸ منطق جغرافیایی معناداری دارد؟ اگر چه نگاه نخست به نقشه پراکندگی جغرافیایی اعتراضات بلافاصله می تواند پیش فرضهایی ایجاد کند اما واقعا پاسخ به این سوال دشوار است. معنادار جغرافیایی یعنی مولفه هایی در برانگیختن اعتراضات که مستقیما خاستگاه محیطی داشته و یا مطالباتی که در یک مقیاس مشخص محلی قابل تفسیر باشند. در حالی که دست کم فرض های سیاسی می گویند غالب معترضان مطالبات مشترکی داشته اند که مقیاس ملی دارد.

ایران

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، پراکنش جغرافیایی اعتراضات دی ۹۶ با تغییر اقلیم، خشکسالی و بحران آب در ایران نسبت معنادار داشته است. فرضی که توسط نشانگان های مشهور آن اعتراضات نیز حمایت می شود.

دی ۹۶

در عین حال به عنوان یک انگاره (تاکید می شود: یک انگاره) "تمرکز بیشترین اعتراضات در حوزه زاگرس مرکزی با پیشرانه مولفه های اقتصادی" در اعتراضات دی ۹۶ قابل بررسی است. تصویر شماره یک می تواند این انگاره را تجسم بخشد. نیمه بالایی تصویر جغرافیای مناطقی را که در دی ۹۶ با شدیدترین و خشونت آمیزترین اعتراضات رودررو بوده اند نشان می دهد. همچنانکه می بینیم جغرافیای این اعتراضات عمدتا محدود است به حوزه زاگرس مرتفع. شامل غرب استان های اصفهان و فارس، شرق خوزستان، جنوب شرق لرستان و استان های کهگیلویه و بویراحمد و چهارمحال و بختیاری. این محدوده را نمی توان از نظر جغرافیایی یک "منطقه" نامید.

به این خاطر که به آسانی نمی توان یک نقطه کانونی که قابل تسری به کل محدوده باشد برای آن تعریف کرد. بین دو سوی زاگرس ارتباط جوامع انسانی در آن حد که به تشکیل یک منطقه همگون مردم شناختی بینجامد وجود ندارد و از سوی دیگر اگرچه اکثریت بافت جمعیت محدوده را لرهای بختیاری تشکیل میدهند ولی نمی توان نه بین دو محدوده اصلی شرقی و غربی یعنی اصفهان و خوزستان از این جهت یک چسبندگی مردم شناختی موجد چشم انداز قومی تعریف کرد و نه این مولفه می تواند عامل شکل گیری اعتراضات در این محدوده باشد چون هرگز نشانه ای از مطالبات قومگرایانه از معترضان شنیده نشد.

اما دو نکته در اعتراضات دی ۹۶ در این محدوده قابل درنگ است: وجه پررنگ مطالبات اقتصادی و حضور چشمگیر کشاورزان در میان معترضان (شعار معروف رو به میهن پشت به دشمن که به نشانگان این اعتراضات تبدیل شده است توسط کشاورزانی سر داده شد که نماز جمعه را به یک حرکت اعتراضی تبدیل کردند). می توان گفت که بیشترین شدت خشکسالی منطبق است بر محدوده اعتراضات ۹۶. بیشترین شدت بیکاری در ایران منطبق است بر مناطق رودررو با بیشترین شدت خشکسالی و اعتراضات ۹۶ نیز منطبق است بر این هر دو.

بر این مبنا می توان اینگونه فرض گرفت که پراکنش جغرافیایی اعتراضات دی ۹۶ با تغییر اقلیم، خشکسالی و بحران آب در ایران نسبت معنادار داشته است. فرضی که توسط نشانگان های مشهور آن اعتراضات نیز حمایت می شود.

ایران

منبع تصویر، ugc

توضیح تصویر، می توان گفت که اعتراضات آبان ۹۸ پراکنش نسبی در سراسر ایران داشته و از این جهت به عنوان تظاهراتی سراسری که مطالبات عمومی و مشترک اکثریت جمعیت ایران را در بر می گرفته قابل بررسی است. دست کم اینکه این اعتراضات تعلق به جغرافیای خاصی از نواحی ایران نداشته و قابل فروکاست به مطالبات محلی نیست

آبان ۹۸

اما درباره اعتراضات آبان ۹۸ پراکنش جغرافیایی پیچیده تر است. می تون گفت که اعتراضات تقریبا پراکنش منظم جغرافیایی بر مبنای دو قطاع اصلی تراکم جمعیت در ایران دارد.

واقعیت این است که الگوی پراکنش جمعیت در ایران منظم نیست و هشتاد درصد جمعیت پیرامون دو قطاع مشهد-تبریز (منطبق بر پایکوههای البرز) و تبریز-شیراز (منطبق بر پایکوههای زاگرس) زندگی می کنند. اعتراضات آبان ۹۸ نیز تقریبا بر همین دو قطاع منطبق است و از این نظر می توان گفت محدود به حوزه جغرافیایی خاصی از ایران نیست. مجله فارین افیرز در گزارش خود سه فرض را در باره پراکنش جغرافیایی این اعتراضات مطرح کرده است:

الف) بیشترین اعتراضات در استان هایی رخ داده که اتفاقا موضوع بیشترین پروژه های توسعه در جمهوری اسلامی بوده اند.

ب) جاهایی که درصد رای روحانی بالاتر بوده اعتراضات بیشتر شدت داشته است. این مجله می گوید متوسط رای روحانی در مناطق رودررو با بیشترین اعتراضات ۵۹ درصد و این نسبت در مناطقی که اعتراضات کمتر شدت داشته ۵۱ درصد است.

ج) بیشترین اعتراضات در مناطق و شهرهایی با درصد بالاتر رفاه اقتصادی رخ داده است.

به نظر می رسد اثبات این فرضها دشوارتر از رد آنهاست. اگر بخواهیم مولفه های مرتبط را در قالب سیستم های اطلاعات جغرافیایی (GIS) بررسی کنیم اصطلاحا لایه های کافی اطلاعات برای اثبات این فرضها وجود ندارد. برای مثال طبیعتا مناطق شهری بزرگتر موضوع طرح های بزرگتر توسعه نیز بوده و نیز سکونتگاه قشر مرفه تر جامعه ایران هستند.

اما نه قابل اثبات است که در اعتراضات آبان ۹۸ مرفهان حضور پررنگ تری داشته اند و نه نقشه پراکنش تفاوت معناداری میان شمار اعتراضات در شهرهای کوچک و بزرگ نشان می دهد. برعکس تلقی عموم این است که پیشرانه اعتراضات افزایش بهای بنزین بوده پس مطالبات اقتصادی می تواند مهمترین عامل موجد این اعتراضات باشد. آنچناکه در ابتدا حتی شماری از تحلیلگران این اعتراضات را شورش گرسنگان نامیده بودند.

مولفه های جغرافیایی دیگر، همچون مسائل قومی و مذهبی یا تبعیض های اقتصادی در مقیاس منطقه ای نیز در این اعتراضات پراکنش معنادار نشان نمی دهند. تقریبا در هیچ جا شعار یا مطالبات قومی و مذهبی از معترضان شنیده نشد. در مناطقی مثل کردستان یا سیستان و بلوچستان یا خوزستان که انتظار می رفته فراگیری و شدت اعتراضها فرصت ابراز مطالبات قومی را فراهم کند نیز دست کم با اتکا به ویدیوهای منتشر شده نشانه ای از شعارها یا مطالبات قومی در میان معترضان دیده نمی شود.

می توان گفت که اعتراضات آبان ۹۸ پراکنش نسبی در سراسر ایران داشته و از این جهت به عنوان تظاهراتی سراسری که مطالبات عمومی و مشترک اکثریت جمعیت ایران را در بر می گرفته قابل بررسی است. دست کم اینکه این اعتراضات تعلق به جغرافیای خاصی از نواحی ایران نداشته و قابل فروکاست به مطالبات محلی نیست.

بیشتر بخوانید: