چرا هوموفوبیا بیماری روانی تلقی نمی‌شود؟

ناظران
    • نویسنده, آزیتا دوستی
    • شغل, روانشناس

آزیتا دوستی، پژوهشگر در یادداشتی برای صفحه ناظران به این موضوع پرداخته است که چرا نباید هموفوبیا را یک بیماری روانی دانست.

هموفوبیا
توضیح تصویر، بیماری نامیدن هوموفوبیا نیز از افراد هوموفوب سلب مسئولیت می کند و هرگونه خشونتی را توسط آنان علیه اقلیت های جنسی موجه جلوه می دهد

در حالیکه برخی به غلط هوموفوبیا را یک اختلال روانی دانسته‌اند در این مقاله به بررسی این موضوع خواهیم پرداخت که چرا هوموفوبیا اختلال یا بیماری روانی نیست. بلکه یک عارضه اجتماعی و نوعی عقیده مبتنی بر تعصب جنسی یا نا آگاهی است.

عده ای کوشیده اند هوموفوبیا را از تعصب جنسی متمایز کنند. با این استدلال که افراد هوموفوب با دیدن همجنسگرایان دچار اضطراب و هراس می شوند. درحالی که چنین عارضه ای در روانپزشکی مدرن وجود ندارد. در واقع، تعصب جنسی، دقیقا ً همان عبارتی است که به خوبی رفتار افراد هوموفوب را وصف میکند. پروفسور گئورگی .ام هرک، استاد روانشناسی دانشگاه کلمبیا دیویس، که سالها بر روی انواع تعصب و تبعیض ، پژوهش کرده است معتقد است هوموفوبیا و تعصب جنسی دقیقا ً یکی هستند و بهتر است به جای واژه هوموفوبیا از عبارت تعصب جنسی استفاده شود. در دنیای غرب برای سالها برسر نادرستی واژه هوموفوبیا و پسوند "فوبیا" که نوعی آسیب شناسی روانی را به ذهن متبادر می کند، مباحثی گوناگون صورت گرفته است.

کسانی که هوموفوبیا را بیماری تلقی می‌کنند، دچار یک بدفهمی رایج درباره یک سندرم قدیمی اند که تنها دریک مطالعه موردی آن هم حدود صد سال قبل گزارش شده است. در سال ۱۹۲۰ در جریان و بعد از جنگ اول جهانی، روانپزشکی به نام ادوارد کمپف، سندرمی را براساس مشاهده نوزده بیمار خود توصیف کرد. این سندرم شامل حملات پانیک(هراس) ناشی از فشار غیرقابل کنترل تمایلات همجنسخواهانه در فرد بود که همراه با هذیان، توهم، احساس گناه و نفرت ازخود، افکارخودکشی، انزوای اجتماعی، خلق منفی و افت شدید عملکرد بود.

مشخصه اصلی این اختلال "ترس شدید از همجنسگرا شدن" بود. جالب این که کمپف گزارش داد بیماران مبتلا به این سندرم، هیچ گونه رفتار خشونت بار نسبت به سایر همجنسگرایان بروز نمی دادند بلکه فقط خودشان را بابت تمایلات همجنس خواهانه شان سرزنش می کردند. او همچنین گزارش داد این بیماران به مدت طولانی در اردوگاه های جنگی، کمپ ها، زندان ها و محیط هایی زیسته بودند که تنها با همجنسان خود در تماس بودند و همگی در معرض یک نوع رخداد استرس زا قرار گرفته بودند.

اختلالی که آن زمان کمپف توصیف کرد، بی شباهت به چیزی نیست که امروزه شکل خفیف تر آن، "همجنسگرا هراسی درونی شده" نامیده می شود. همجنسگراهراسی درونی شده، وقتی رخ می دهد که افراد همجنسگرا، انزجار و هراسی را که در جامعه نسبت به خودشان می بینند درونی کرده و آن را باورمی کنند. به همین دلیل، دچار نفرت ازخود می شوند که معمولاً با انکارتمایلات جنسی شان، شرم و گناه همراه است. بیماران کمپف احتمالا ً همجنسگرایانی بودند که تمایلات خود را درمحیط ناپذیرای اوایل قرن بیستم، یعنی زمانی که همجنسگرایی جرم تلقی میشد، به شدت سرکوب کرده بودند.

بیشتر بخوانید:

سندرم مذکور، در۱۹۵۲ در ضمیمه تکمیلی (و نه در نسخه اصلی) نخستین طبقه بندی بیماری های روانی قید شد(ضمیمه تکمیلی، مختص اختلالاتی است که توسط متخصصان گزارش می شود اما هنوز شواهد کافی برای به رسمیت شناختن آنان موجود نیست. لذا برای تشخیص گذاری به کار نمی رود). بعدتر، این سندرم؛ به دلیل نبود شواهد کافی از ضمیمه نیز حذف گردید. به این ترتیب، هوموفوبیا، یا ستیز/هراس نسبت به گرایش جنسی دیگران نه تنها یک بیماری روانی نیست بلکه بیماری تلقی کردن آن غیرمسئولانه و خطرناک هم هست. اما چرا؟

هوموفوبیا بیماری روانی نیست

فوبیا در زبان انگلیسی به معنای ترس "غیرمنطقی" و "بیمارگونه" است. برای نمونه، اگر شما فوبیای گربه داشته باشید، به‌ محض دیدن گربه یا فکرکردن به آن، دچار ضربان قلب، لرزش دست، تعریق و هراس میشوید. ترس از گربه می‌تواند به دلایلی چون شرطی‌شدن یا وجود خاطره یا اتفاقی منفی در ذهن شما اتفاق افتاده باشد. این نوع از ترس به‌طور معمول با رفتاردرمانی، مواجهه تدریجی با محرک ایجادکننده‌ ترس و نزدیک‌ شدن به آن از بین می‌رود. فوبیاها گونا‌گون هستند. فردی که مبتلا به فوبیا است، خود به بی‌دلیل‌ بودن و غیرمنطقی ‌بودن ترسش اذعان دارد و مایل است از شر آن رها شود؛ اما قادر به کنترل آن نیست.

اما در دنیای امروز، اختلالی تحت عنوان هراس از همجنسگرایان، وجود ندارد. هوموفوبیا در واقع نگرش منفی یا تبعیض‌آمیز نسبت به همجنسگرایی و همجنسگرایان در میان افراد دگرجنسگرا است.

این کلمه به‌درستی توسط مدافعان حقوق اقلیت‌های جنسی در سراسر دنیا مورد انتقاد قرار گرفته است. نخست به این دلیل که به نظر نمی‌رسد هوموفوبیا، ترس در مفهوم سنتی آن باشد. چرا که این ترس الزاما بی‌دلیل و از دید خود فرد غیرمنطقی نیست. به‌عبارت‌بهتر، اگر شما با یک بیمار مبتلا به فوبی گربه صحبت کنید، او به شما خواهد گفت که خودش می‌داند که گربه‌ها موجودات بی‌آزاری هستند و رد شدن یک گربه از کنار او نمی‌تواند آسیبی به او برساند، بااین‌حال، نمی‌تواند ترس خود را از گربه کنترل کند و این ترس تحت اراده‌ او نیست. ولی اگر با یک فرد هموفوب صحبت کنید، تقریباً بعید است که او به شما بگوید که نگرش منفی‌اش تحت کنترل و اراده‌ او نیست یا آرزو دارد از شر این نگرش رها شود. در عوض، افراد هوموفوب به‌طور رایجی از تعصبات خود دفاع می‌کنند یا برای آن دلیل می تراشند. دومین دلیل برای اینکه نمیتوان هوموفوبیا را فوبی در مفهوم روانپزشکی آن دانست این است ‌که هوموفوبیا مانند سایر فوبیاهای رایج، با علایم فیزیولوژیک مانند تعریق، تپش قلب و احساس تنگی نفس و ..همراه نیست. بنابراین هوموفوبیا فاقد دو ملاک لازمی است که انجمن روانپزشکی آمریکا برای تشخیص اختلال فوبیا (ترس بیمارگونه) ضروری می‌داند.

هوموفوبیا نوعی اختلال فرهنگی و اجتماعی همانند نژادپرستی است. اگر افراد نژادپرست را بیمار روانی تلقی کنیم چه اتفاقی می افتد؟ آن ها همواره از بیماری، به عنوان توجیهی برای خشونت و تحقیر دیگر نژادها استفاده می کنند و مدعی خواهند شد که این "بیماری" تحت اراده شان نیست. به همین ترتیب، بیماری نامیدن هوموفوبیا نیز از افراد هوموفوب سلب مسئولیت می کند و هرگونه خشونتی را توسط آنان علیه اقلیت های جنسی موجه جلوه می دهد.