موسیقی و جمهوری اسلامی؛ تازیانه بر آب

ناظران
    • نویسنده, امیر رستاق
    • شغل, روزنامه نگار عرصه فرهنگ

داستان مواجهه جمهوری اسلامی با موسیقی، حکایت تازیانه زدن خشایارشا بر آب دریا را در خاطر می‌آورد. در آن حکایت تاریخی و تمثیلی، پادشاه هخامنشی در حمله به یونان، وقتی گرفتار طوفان دریا شد، فکر می‌کرد با تازیانه زدن بر آب می‌تواند جلوی توفان و قهر طبیعت را بگیرد. جمهوری اسلامی و حاکمان آن نیز گمان می‌کردند آن ها می‌توانند طبع بشری را که در درازنای تاریخ با موسیقی( یکی از مهمترین هنرها) هم‌آمیزی شگفت‌انگیزی پیدا کرده است، وادار به اطاعت و گوش‌نسپردن کنند، اما گذشت تاریخ نشان داد که طبع بشری را می‌توان مدیریت کرد اما نمی‌توان با آن مقابله نمود و حذفش کرد.

تاریخ چهل ساله جمهوری اسلامی نشان داد، هر چقدر فشار بیشتر شد، موسیقی خود را قویتر ساخت و از جایی دیگر سربرآورد.

برابر یکی از نظرسنجی‌های دانشگاهی در سال ۱۳۹۳ که از ۸۰۴ نفر جامعه آماری و به صورت تلفنی در شهر تهران و بین شهروندان ۱۵ تا ۴۵ ساله صورت گرفت، بالای ۷۸ درصد شهروندان ۱۵ تا ۴۵ سال تهرانی، شنونده انواع موسیقی هستند. نکته جالب در این پژوهش درصد گرایش به موسیقی پاپ و لس‌آنجلسی در میان این گروه سنی است که در زمان انقلاب مسن‌ترین آنها ۴ ساله بود؛ ۵۲/۶ درصد موسیقی پاپ ایرانی و ۴۰/۸ درصد موسیقی پاپ لس‌آنجلسی و تنها ۲۸/۶ درصد موسیقی سنتی ایرانی و ۲۶/۳ درصد موسیقی مذهبی.

گرایش‌های دیگر همانند رپ و موسیقی زیرزمینی و موسیقی راک و کلاسیک خارجی نیز در این نظرسنجی وجود دارد که تمامی آنها در منازعه با دیدگاه رسمی و هسته سخت مخالف آموزش و ترویج موسیقی است.

اگر با اندکی مسامحه، دو گونه موسیقایی سنتی و مذهبی را گرایش‌های مورد تایید ساختار و هسته سخت جمهوری اسلامی ارزیابی کنیم، آنگاه این نظرسنجی معنادارتر می‌شود و از شکست تمامی تلاش‌های چهل‌ساله قرائتی از جمهوری اسلامی برای حذف موسیقی خبر می‌دهد. قرائتی که این روزها عقب نشینی‌های سختی کرده و دیری نیست که تصمیم بگیرد صدای زنان را نیز به شکل رسمی مباح اعلام کند.

موسیقی
توضیح تصویر، می توان از شکست تمامی تلاش‌های چهل‌ساله قرائتی از جمهوری اسلامی برای حذف موسیقی گفت و دیری نیست که صدای زنان به شکل رسمی مباح اعلام شود

نزاع بر سر موسیقی

در جمهوری اسلامی و از همان بدو شکل‌گیری آن، نزاعی سخت میان جریان سنتی با جریانی مدرن برای نوع مواجهه با هنر در جریان بود که هنوز این مواجهه و منازعه ادامه دارد. جریان صلب و هسته سخت، با تکیه بر فتوای روحانیان سنتی و محافظه‌کار و فشار بزرگانشان در حوزه‌های علمیه، سعی داشتند خواسته‌های طبیعی شهروندان را عقب برانند. این عقبه نظری، البته پشتیبان عملی قدرتمندی در ساختار حکومت از یک سو و در بدنه جامعه( نیروهای فشار مذهبی) از دیگر سو داشت. همان بدنه‌ای که با زور و فشار و تحت نام "دفاع از دین و مقابله با اباحه‌گری و ابتذال» در سال‌های اولیه انقلاب به مراکز موسیقایی ریختند و سازها را بر سر برخی از نوازندگانشان خرد کردند و خوانندگان بسیاری را به کوچ اجباری کشاندند، خوانندگی زن را حرام و ممنوع کردند.

فرهاد فخرالدینی، از علی تجویدی روایت کرده است که در سال‌های اولیه انقلاب به منزلش ریختند و سازش را خرد کردند. این دو تن در زمره برجستگان موسیقی‌ای بودند که جمهوری اسلامی در سال‌های اولیه انقلاب همه آنها را از رادیو و تلویزیون بازنشسته و خانه‌نشین کرد و یکی از شاخص‌ترین برنامه‌های آنها( گلها)‌را حذف کرد. اما ۲۰ سال بعد جبر روزگار و شاخه‌ای دیگر از جمهوری اسلامی با بودجه دولتی ارکستری تشکیل داد به نام ارکستر ملی، که نخستین آثار آن با ساخته‌هایی از علی تجویدی و شعری از بیژن ترقی و صدای محمدرضا شجریان در تالاری به صحنه آمد که از یادگارهای فرح پهلوی بود.

بیشتر بخوانید:

اکنون نیز تقریبا تمامی برنامه‌های گل‌ها به تفاریق از شبکه‌های مختلف پخش می‌شود و رادیو پیام به محلی برای درخواست‌های مردم در پخش ترانه‌ها و تصانیف چون بنان و ایرج و گلپا و محمودی خوانساری و نادر گلچین و … تبدیل شده است.

همین تغییر نگاه را می‌توان در فتوای آیت‌الله خمینی دید. او که در سال‌های اولیه انقلاب و در دستوری به صادق قطب‌زاده (مدیر وقت صدا و سیما)رای به تعطیلی پخش هر گونه موسیقی از رادیو و تلویزیون داده بود، به جبر روزگار، یا آنچه که خود از آن به عنوان "مصلحت حکومتداری" یاد می‌کرد، در سال ۶۷ و آن هم به شکلی محدود، فتوایی داد که عملا به مجوزی برای مدیران حکومتی درباره نحوه استفاده از موسیقی تعبیر شد.

این فتوا دست جریان مقابل دیدگاه سنتی در استفاده از موسیقی را باز گذاشت. در دانشگاه موسیقی گشوده‌تر شد و هنرستان موسیقی دخترانه و پسرانه هم فعالیت‌رسمی‌تری پیدا کرد. اما این مراکز نمی‌توانست پاسخگوی مطالبات مانده در پشت سد تحریم موسیقی باشد و لذا باید تصمیمی دیگر اتخاذ می‌شد و آن مجوز تاسیس مراکز(موسسات) فرهنگی و هنری بود.

ایران

منبع تصویر، khamenei.ir

توضیح تصویر، آیت‌الله خامنه‌ای که اصولا تشکل‌دهی به مداحان و نوحه‌خوانان و تبدیل آن به طبقه‌ و گروه فشاری قدرتمند را باید وامدار تلاش‌ها و توصیه‌های خود او دانست، بارهادر جلسات با این طبقه به نحوه استفاده آنان از ملودی‌هاو نغمه‌ها اعتراض کرده است

۱۰۰۰ آموزشگاه موسیقی

وزارت ارشاد به دلیل مقاومت‌هایی که از سوی جریان سفت و سخت مذهبی و فشار دفتر رهبری صورت می‌گرفت، امکان توسعه رسمی موسیقی در قالب کلاس‌های آموزش و پرورش را نداشت، اما در سال های پس از جنگ وزارت ارشاد با ایجاد دبیرخانه موسسات فرهنگی و هنری و دادن مجوز آموزشگاه موسیقی به خارج از حیطه آموزش‌های رسمی و آموزش و پرورش، نتیجه ای حاصل شد برابر گزارش‌های رسمی "۲۵۷ آموزشگاه موسیقی در سطح تهران و ۶۲۵ آموزشگاه موسیقی در کل کشور".

این تعداد آموزشگاه رسمی را اگر به آموزش‌های غیررسمی در منازل و فرهنگسراها اضافه کنیم، آنگاه می‌توان به این جمع بندی رسید که چرا این همه اقبال به موسیقی در میان اقشار مختلف رو به تزاید و فزونی است. اگر در سال‌های اولیه انقلاب حمل ساز باید با مجوز و آن هم زیر عبا و پنهانی صورت می‌گرفت، امروزه بیش از ۱۰۰۰ کارگاه سازسازی در اقصی نقاط کشور وجود دارد و ساخت و ساز و حتی صادرات ساز به صنعتی پر رونق در ایران تبدیل شده است.

اکنون و در دهه چهارم جمهوری اسلامی حتی آن بخشی از موسیقی که با عنوان موسیقی مذهبی و مداحی از آن نام برده می‌شود، و هسته سخت قدرت آن را هویت خود می‌داند، سخت تحت تاثیر گونه‌ای از موسیقی است که از آن به عنوان موسیقی پاپ و راک یاد می‌شود و بر موسیقی مداحی هم تاثیر گذاشته است. آیت‌الله خامنه‌ای که اصولا تشکل‌دهی به مداحان و نوحه‌خوانان و تبدیل آن به طبقه‌ و گروه فشاری قدرتمند را باید وامدار تلاش‌ها و توصیه‌های خود او دانست، بارهادر جلسات با این طبقه به نحوه استفاده آنان از ملودی‌هاو نغمه‌ها اعتراض کرده است.

اما به نظر می‌رسد حکایت توصیه‌های رهبر ایران، همان ماجرای تازیانه‌زدن بر آب خشایارشای هخامنشی را تداعی کند. سعی‌ای که در مقابله با طبع بشر، مقابله "باید"ها و آرمان‌ها و آرزوها با "است"ها و نیازهای طبیعی بشری که البته سرانجام آن خم شدن "باید»"ها در مقابل جبر و فشار "است" ‌ها است.