|
نگاهی به ده فيلم ايرانی حاضر در جشنواره فيلم فجر | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
با آنکه جشنواره فيلم فجر محلی برای ارائه آثار ايرانی و خارجی است و به همين دليل صفت بين المللی را نيز يدک می کشد و همچنين از طرفی چند سالی است که بخش کوتاه و مستند جشنواره رونق گرفته و به مکانی برای رقابت اين آثار نيز تبديل شده است، اما آنچه بيش از هر چيز در جشنواره فجر خواهان دارد و دنبال می شود، رقابت فيلمهای بلند ايرانی با يکديگر است؛ چرا که ديگر اين يک شعار همگانی شده است که "جشنواره فيلم فجر کارنامه يک سال سينمای ايران" است. چيزی که اغلب منتقدان جشنواره بدان اشاره داشته اند، کم مايه بودن آثار ارائه شده در جشنواره بيست و سوم بود؛ و همين دستچين کردن ده اثر را از ميان فيلمهای به نمايش درآمده دشوار می کرد. در اين ميان گرچه کوششهای معاونت سينمايی در دو سال اخير، به ويژه در برپايی جشنواره های بيست و دوم و بيست و سوم قابل توجه بوده است، اما جز جا به جا کردن نقاط ضعف، هنوز تأثيری به جا نگذاشته و نتوانسته است سينمای ايران را از بحران کهنه خود خلاص کند. در اين مجموعه به 9 فيلم از مطرح ترين فيلمهای داستانی ايرانی حاضر در جشنواره بيست و سوم همراه با يک فيلم مستند از ناصر تقوايی فيلمساز و مستندساز پرآوازه ايران پرداخته شده است. باغهای کندلوس ساخته ايرج کريمی
ايرج کريمی در فيلم "باغهای کندلوس" که چهارمين ساخته اوست، با مهارت بيشتری با ابزار سينما به بيان دغدغه های خود پرداخته است، و به نظر می رسد که همانگونه که خود می گويد، راهش را يافته است. کريمی دريافته که برای پرداختن به عوالم خاص خود چاره ای ندارد، جز آنکه خرج چندانی روی دست سرمايه گذاران آثارش نگذارد، پس هوشمندانه توانسته تعادلی بين طرحها و دغدغه های خود و هزينه آثارش برقرار کند. بيدار شو آرزو ساخته کيانوش عياری
کيانوش عياری جوان که پس از زلزله ۱۳۵۷ طبس با دوربين خود به مناطق زلزله زده رفته بود و تصاوير تکان دهنده ای را ثبت کرده بود، پس از ۲۵ سال آن قدر تجربه و مهارت يافته بود که تنها چند روزی پس از زلزله ۱۳۸۲ بم با طرح و گروه و برنامه ای هدفدار و دقيق در بطن فاجعه حاضر شود و فيلم خود را آغاز کند. اين بار اما عياری به جای پرداختی گزارشی يا مستند از واقعه، داستانی را می پردازد. هرچند در اين فيلم نيز در ادامه شيوه آشنای عياری، درامی را شاهديم که دم به دم به مستند پهلو می زند، به ويژه آنکه اين بار موضوع قصه نيز خود از دل واقعه ای مستند برآمده است. بيد مجنون ساخته مجيد مجيدی
مجيد مجيدی با حوزه هنری آغاز کرد و تا سالها تنها به عنوان بازيگر شناخته شده بود. اما پس از ساخت فيلم کوتاه "خدا می آيد" نظرها را به خود جلب کرد و پس از "بدوک"، اولين اثر بلندش قابليت خود را به عنوان يک کارگردان به رخ کشيد. مجيدی بار ديگر با همراهی حوزه هنری فيلم بيد مجنون را ساخته است. اين بار قهرمان قصه مجيدی مردی ميانسال است، که نقش آن را بازيگر پرآوازه ای چون پرويز پرستويی بازی می کند. به نظر می رسد حضور پرستويی در اين اثر حال و حرارت بيشتری به کار مجيدی داده است. تمرين آخر تعزيه حر دلاور ساخته ناصر تقوايی
به سفارش مرکز هنرهای نمايشی ناصر تقوايی بار ديگر به مستندسازی روی آورد تا فيلمی درباره تعزيه بسازد. تعزيه گونه ای نمايش مذهبی ايرانيان است که صدها سال پيش شکل گرفته و و در دوران قاجار به اوج خود رسيد. تقوايی در اين مستند توانسته تا ترکيبی از جنبه های مختلف تعزيه: موسيقی، آواز، روايت و بازيگری خاص تعزيه را عرضه کند. اين فيلم از "تعزيه حر دلاور" که از متون مشهور و قديمی تعزيه است، در شهرک زواره نزديک اردستان فيلمبرداری شده است. خيلی دور، خيلی نزديک ساخته رضا ميرکريمی
قرار بود فيلم "خيلی دور، خيلی نزديک" اولين ساخته ميرکريمی باشد، اما فيلمساز به گفته خودش به دليل حساسيت موضوع (شک در موجوديت خداوند) در آن زمان جرأت ساخت آن را پيدا نمی کند. تا آن که پس از ساخت سه فيلم و پرداختن آثار مشابهی چون زير نور ماه و اينجا چراغی روشن است عاقبت به طرح قديمی اش باز می گردد و فيلم خيلی دور، خيلی نزديک را می سازد. ميرکريمی ترجيح می دهد به سراغ ستاره های سينما نرود و بازيگرانش را از ميان چهره های نا آشنا، ولی نه الزاما نا بازيگر انتخاب کند؛ چرا که شايد نمی خواهد بين قهرمانانش و مخاطبانش فاصله ای ايجاد شود زن زيادی ساخته تهمينه ميلانی
تهمينه ميلانی در آخرين اثر خود در ادامه آثار زن محور خود بار ديگر به تنگناهای اين جنس پرداخته است. اما اين بار تنها زن را گرفتار و مصيبت زده قلمداد نکرده و به قربانی بودن هر دو جنس تحت شرايط اجتماعی توجه نشان داده است. موضوع فيلم زن زيادی خيانت است. به نظر می رسد بار ديگر ميلانی به حريم ممنوعه ای وارد شده است، که شايد فيلم او را دچار مميزی و يا حتی مخاطرات بيشتری قرار دهد. او خود معتقد است: "زن زيادی درباره مسائلی است که جامعه ما به عمد يا به سهو چشم خود را به روی آنها بسته است. طبعا حذف صورت مسئله از پی آمدهای دردناک آن که امروز با آن روبرو هستيم نخواهد کاست." کافه ترانزيت ساخته کامبوزيا پرتوی
هفتمين ساخته کامبوزيا پرتوی ديگر فيلمی برای کودکان و يا درباره کودکان نيست. شايد بيش از هر چيز به موقعيت دشوار زنی تنها می پردازد. قهوه خانه اين زن در مسير عبور رانندگان کشورهای مختلف قرارگرفته است و پذيرای آدمهای گوناگونی است. طبيعی است انتخاب چنين مکانی چقدر می تواند دارای جذابيت دراماتيک باشد. کامبوزيا پرتوی با تجربه ای که در پی سالها نگارش فيلمنامه کسب کرده، توانسته فيلمنامه ای خوش ساخت و دقيق را برای فيلمش فراهم کند؛ و از قضا، نقطه اتکا و بزرگترين امتياز اثرش نيز فيلمنامه جذاب و محکم آن است. گيلانه ساخته رخشان بنی اعتماد و محسن عبدالوهاب
پيش از اين در کارنامه بنی اعتماد که گرايش خود را به روابط اجتماعی عيان کرده است، جای پرداختن به مهمترين واقعه اجتماعی چند دهه اخير ايران خالی بود: جنگ. تا اينکه امکان می يابد تا در سال ۱۳۸۲ در فيلم روايت سه گانه، راوی يکی از روايتها به نام ننه گيلانه باشد. گيلانه همچون ساير آثار بنی اعتماد متکی به تحقيقی مفصل درباره جنگ و آسيب ديدگان از جنگ است. سالهاست که جنگ تمام شده است، ولی آسيبهای پس از آن زن مقاومی همچون گيلانه را ساخته است که ناچار است تک و تنها زندگی خود و پسر معلولش را که در جنگ قطع نخاع شده اداره کند. ماهی ها عاشق می شوند ساخته علی رفيعی
علی رفيعی طرح اين فيلم را متأثر از مطالعه مقاله "لذت" نوشته کارل مارکس می داند. مقاله ای که در آن به رابطه ذائقه و عاطفه توجه شده است. رفيعی که خود آشپز قابلی است نيز در اين فيلم خواسته با اتکاء به لذت بردن از غذا به وادی عشق نزديک شود. رفيعی از تئاتر می آيد تا اولين اثر سينمايی خود را عرضه کند. پس بی جهت نيست که بازيگران در اين فيلم چنين روان و تأثيرگذار ظاهر می شوند. بی شک نقاط قوت اين فيلم بازيگری، فيلمبرداری و طراحی صحنه آن است. از همين رو در اين سه بخش نامزد دريافت ۵ جايزه از جشنواره شده است. جدا از اينکه نامزد دو جايزه ديگر نيز در بخشهای صداگذاری و بهترين اثر اول و دوم شده است. يک تکه نان ساخته کمال تبريزی
آخرين فيلم کمال تبريزی توقع منتقدان و مخاطبان آثارش را چندان برآورده نمی کند. در اين فيلم او بيش از پيش سعی می کند تا با رويارويی جهان واقعی و فراواقعی به عالم ماورا نزديک شود. هر چند يک تکه نان با وجود جدا شدن از ژانر ( گونه) کمدی، متفاوت از ساير آثار تبريزی به ويژه فيلمهای کمدی او می نمايد، اما رد پيشين دلبستگی ها و اعتقادات او را در اين فيلم به روشنی می توان دنبال کرد. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||