BBCPersian.com
  • راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
صدای شما
به روز شده: 09:14 گرينويچ - شنبه 05 فوريه 2005
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
جشنواره فيلم فجر، رويداد بزرگ سينمای ايران
پوستر جشنواره فيلم فجر
تأثير جشنواره فيلم فجر بر سينما و فرهنگ ايران چگونه بوده است؟
بيست و سومين جشنواره فيلم فجر از ۱۱ بهمن در تهران آغاز شده است.

هنگامی که در آغاز دهه ۱۳۶۰ سياستگذاران فرهنگی جمهوری اسلامی، سينما را به مثابه يکی از مؤثرترين ابزار فرهنگی هدف قرار دادند و معماری سينمای پس از انقلاب را آغاز کردند، جشنواره فيلم فجر به عنوان يکی از مهمترين ستونهای اين بنا، هم به گونه يک رسانه فرهنگی و هم يک ابزار سياسی مدنظر قرارگرفت.

سال ۱۳۶۱ اولين دوره جشنواره فيلم فجر پايه گذاری شد و بی وقفه، طی ۲۳ دوره به سال ۸۳رسيد.

برخی از کارشناسان سينمايی معتقدند با اهميتی که حکومت تازه پای ايران از آن هنگام برای سينما قائل شد و امکاناتی که در اختيار اين رسانه قرارگرفت، سينمای ايران در چند وجه توسعه يافت و متحول شد، چنان که در سطوح بين المللی و گردهم آيی های معتبر سينمايی توفيقهای چشمگيری به دست آورد، که شايد دستيابی به نخل طلای جشنواره کن به خاطر فيلم طعم گيلاس عباس کيارستمی اوج اين موفقيتها باشد.

عليرضا رضاداد دبير بيست و سومين جشنواره فيلم فجر معتقد است چارچوب رويدادهای فرهنگی براساس ارزشهای حاکم بر جوامع انسانی مشخص می شود و جشنواره فيلم فجر به عنوان پرمخاطبترين رويداد هنری در ايران، اين ارزشها را متبلور می کند.

کيومرث پوراحمد فيلمساز عقيده دارد: اينکه جشنواره فيلم فجر مهم است شکی نيست، اما آنچه بر اهميت آن می افزايد، حضور آثار کيفی است.

سينمای ايران و نظارت

از طرفی قوانين و چارچوبهای خاص جمهوری اسلامی، آثار سينمايی ايران را با محدوديتهای بسياری روبرو کرده است. حتی فيلمسازان پس از عبور از فيلترهای فراوان و هماهنگ کردن فيلم خود با قالبهای تعريف شده و تأييد شده مراکز نظارتی، باز هم نمی توانند از اين تنگناها به سلامت خارج شوند و اغلب با مميزی و اصلاح روبرو می شوند.

امسال نيز درآستانه جشنواره بيست و سوم، با هياهويی که پيرامون اعمال اصلاحات بر چند فيلم، و خروج فيلم به رنگ ارغوان ساخته ابراهيم حاتمی کيا برپا شد، اين احساس قوت گرفت که سينمای ايران در جشنواره بيست و سوم بيش از پيش در تنگنای مميزی گرفتار شده است.

نظر شما چيست؟ سينمای ايران را چگونه می بينيد؟ و اهميت آن را تا چه پايه می پنداريد؟ تأثير جشنواره فيلم فجر بر سينما و فرهنگ ايران چگونه بوده است؟ آيا توفيقهای سينمای ايران بر اعتبار جهانی مردم ايران افزوده است؟ تأثير مميزی فيلم را بر سينمای ايران چگونه می بينيد؟ وجوه مثبت و منفی آن کدام است؟ محدودکننده است يا به پاکيزگی اخلاقی می انجامد؟ آيا شرايط متغير داخلی و بين المللی ايران در سال ۱۳۸۳ تفاوتی در نوع نظارت در رويدادهای هنری اخير ايجاد کرده است؟

نظرات خود را به فارسی و به طور فشرده برای ما بفرستيد تا در همين صفحه به چاپ برسد.

گزيده ای از نظرات شما

وقتی ياد سينمای فيلم فارسی قبل از انقلاب می افتيم و آن محتوای غير هنری و آبگوشتی ...خوب مبينيم مميزی تماما بد نيست. اما نبايد آنچنان شديد باشد که همه کار را به کناری بگذارند. در مقايسه با سينمای قبل از انقلاب سينمای بعد از انقلاب جای مباهات دارد. محمد - تهران

در نگاهی جدی به محصولات فرهنگی و هنری توليدشده غربی در حوزه‌های مختلف (سينما، موسيقی، تئاتر، برنامه‌سازی‌های تلويزيونی، و حتا پورنوگرافی)، هيچ دشوار نيست به وجود يک مغز متفکر در مسير "توليد" آن‌ها پی ببريم. رابطه "روشنفکر- توليدکننده هنری"، رابطه‌ای‌ست کاملاً دوسويه و هردوطرف سود می‌کنند. به ‌همين ‌دليل اساساً اگر چنين رابطه‌ای برقرار نشود جای تعجب دارد. از سويی، روشنفکران و انديشمندان در نقش توليدکنندگان حقيقی و اوريژينال فرهنگ و انديشه هيچ ابايی از مطرح‌شدن انديشه‌ها و ديدگاه‌هاشان در توليدات روز هنری ندارند که هيچ، بلکه از آن به‌عنوان ابزاری برای طرح و نقد ديدگاه‌هاشان و هم‌چنين عموميت‌دادن آن در جامعه خود سود می‌برند. آنان نيک دانسته‌اند هرچه بيش‌تر برداشت‌هاشان را درباره‌ی جهان‌هستی و انسان به‌عنوان مهم‌ترين موضوع اين جهان، مطرح کنند و در معرض قضاوت "عمومی" قرار دهند، مجال نقد آن‌ بهتر فراهم می‌شود و اين به پخته‌ترشدن انديشه‌هاشان می‌انجامد. هم‌چنين، عموميت‌يافتن چنين انديشه‌هايی از آن‌رو ارزش‌مند است که فيلسوف می‌تواند نتيجه عمرش را –که همان انديشه‌هاش باشند- در دل مردم ببيند و حتا اگر خوش‌شانس باشد، نتايج و تبعات آن‌ها را در جامعه بشری ببيند و خود شاهد تاثيری باشد که بر سير تطور زندگی بشريت گذاشته‌است؛ موضوعی که با توجه به سرعت امروزين جهان در پيشرفت و توسعه به امری معمول بدل شده ‌است. از سوی ديگر، توليدکنندگان هنری (به‌عمد ننوشتم «هنرمند» چون خيلی از توليدکنندگان هنری در غرب، خود هنرمند نيستند) با بهره‌بردن از انديشه‌ها و چالش‌های روز جهان فلسفه غرب، نه‌تنها به آثار خود غنای محتوايی بخشيده و به‌اين‌ترتيب سعی می‌کنند آن‌را از ديگر توليدات هم‌زمان خود متمايز کنند، بلکه به جذب مشتريانی متفاوت از مشتريان هميشگی سينماها و کنسرت‌هال‌ها فکر می‌کنند. تصور کنيد چند نفر از کسانی که اگر نه در هفته نخست نمايش ميتريکس که لااقل در هفته‌های بعد در صف‌های شلوغ فروش بليط اين فيلم ايستاده‌اند، جوانان و دانش‌جويانی بوده‌اند که دل در گروی انديشه‌های پست‌مدرنيستی بودريار داشته‌اند و مشتاقانه به تماشای فيلمی سينمايی رفته‌اند که جز برآوردن نيازهای مصرف‌ هنری آنان، درک برخی از مفاهيمی را که روی حروف چاپی نتوانسته‌اند معناشان را دريابند، براشان آسان کند. فاصله‌ای که امروز ميان توليدکنندگان‌هنری و روشنفکران (به‌معنای انديشمندان، و نه آنان که در گوشه خانه‌هاشان در رؤياهاشان به‌سر می‌برند و هرازگاهی هم در مجلس بزرگداشت درگذشته‌ای شرکت می‌کنند تا «پيام» خود را به‌گوش مردم رسانده‌ باشند) در فضای فرهنگی کشور ما احساس می‌شود، می‌تواند به‌عنوان اصلی‌ترين علت عقيم‌ماندن توليدهای فرهنگی داخلی شناسايی شود؛ هرچند شماری از توليدهای فرهنگی از اين ضعف همگانی مستثنا هستند. نگاهی به آثار موفق سينمايی در سال‌های اخير به‌خوبی نشان می‌دهد عامه‌ی مردم هم –اگر پيدا کنند- در پی استفاده از آثاری هستند که توانسته‌اند پيوندی معقول و منطقی ميان روشنفکران (به‌مثابه مغز متفکر توليد فرهنگی) و توليدکننده هنری (به‌عنوان مغز مديريتی تهيه اين آثار از جنبه‌های صنعتی و اقتصادی) برقرار کنند. «آژانس‌شيشه‌ای» و «مارمولک»، هردو نمونه فيلم‌هايی هستند که در مراحل پيش‌ازتوليد فيلم با برقراری رابطه‌ای –هرچند سست و دم‌دستی- با عده‌ای از متفکران و صاحبان انديشه، جز آن‌که اثر خود را چند گام پيش‌تر از آثار هم‌زمان خود عرضه کردند، با اقبال وسيع مخاطبان هوش‌مند خود روبه‌رو شدند. با توجه به اين مسئله، روشن است که بايد ارتباط سينمای ايران با روشن‌فکران و انديشمندان مولفی که حرفی برای گفتن دارند، تعميق شود و چنين رابطه‌ای تا زمانی که چنين نظارت‌های دست‌وپاگيری از سوی دولت بر سينمای کشور اعمال شود، محقق نمی‌شود. هادی نيلی - تهران

با اين همه توقيف فيلم کارگردانان بزرگ مثل بيضائی، کيارستمی، کيميايی، تقوی و ... از قلم افتاده اند و کسانی که از کارگردانی فقط اسمش را بلد هستند می آيند و سينمای ايران مثل اين چند سال با افت شديد و رکود زياد مواجه می شود. اگر اين محدوديت ها نباشد سينمای ايران به يکی از بهترين سينماهای جهان تبديل می شود. محمد هادی توحيدی - تهران

سينمای ايران بايستی با توجه به تاريخ و فرهنگ غنی و قديمی آن به زوايای سينمای تاريخی 2500 ساله ايران اهميت بيشتری داده و آن وقايع فراموش نشدنی ر ابه روی صحنه بياورند. محسن - هلسينکی

سينمای ايران در حال حاضر جايگاه خود را در دنيای به دست آورده و همان مسئله مميزی و سانسور در برخی موارد باعث رشد محتوا و معنای فيلم شده است. البته در برخی موارد نيز موجب تحت فشار بودن بعضی از دست اندرکاران سينما برای بيان مسائلی اجتماع شده است. احسان - تهران

اظهار نظرهای خود را بفرستيد
نام
شهر
نشانی الکترونيکی
تلفن*
* اختياری
اظهار نظر
اطلاعات شخصی شما تنها برای بررسی اظهارنظرتان توسط بی بی سی استفاده خواهد شد
جشنواره فيلم فجرسينما
جشنواره فيلم فجر: نظارت فرهنگی يا دولتی؟
جشنواره فيلم فجرجشنواره فيلم فجر
بيست ‌و سومين جشنواره فيلم فجر آغاز شد
اخبار روز
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
BBC Copyright Logo بالا ^^
صفحه نخست|جهان|ايران|افغانستان|تاجيکستان|ورزش|دانش و فن|اقتصاد و بازرگانی|فرهنگ و هنر|ویدیو
روز هفتم|نگاه ژرف|صدای شما|آموزش انگليسی
BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران