هوشمند هنرکار کارشناس سينما |  |
 |  فرشته صدر عرفايی در نمايی از کافه ترانزيت |
هفتمين ساخته کامبوزيا پرتوی ديگر فيلمی برای کودکان و يا درباره کودکان نيست. شايد بيش از هر چيز به موقعيت دشوار زنی تنها می پردازد. قهوه خانه اين زن در مسير عبور رانندگان کشورهای مختلف قرارگرفته است و پذيرای آدمهای گوناگونی است. طبيعی است انتخاب چنين مکانی چقدر می تواند دارای جذابيت دراماتيک باشد. کامبوزيا پرتوی با تجربه ای که در پی سالها نگارش فيلمنامه کسب کرده، توانسته فيلمنامه ای خوش ساخت و دقيق را برای فيلمش فراهم کند؛ و از قضا، نقطه اتکا و بزرگترين امتياز اثرش نيز فيلمنامه جذاب و محکم آن است. اما استحاله اين فيلمنامه در طول زمان، ضمن آن که از تغيير احوال ناگزير يک فيلمساز برای ساخت فيلمش خبر می دهد، خود نيز دارای بار دراماتيک است: طرح اول اين فيلمنامه سالها پيش، در دهه ۶۰ برای کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان نوشته شد که شرايط ساخت آن فراهم نشد: قهوه خانه ای در يک جاده که به منطقه جنگی منتهی می شود. بعد از سالها چند تهيه کننده آمريکايی و کانادايی خواستار ساخت فيلمی در باره آشپزی و غذاهای ايرانی، از پرتوی می شوند. پرتوی باز به ياد آن فيلمنامه می افتد و طرحش را با خواسته آنان تطبيق می دهد. حوادث ۱۱ سپتامبر پيش می آيد و همه چيز به هم می خورد. تا اينکه در نهايت شرايط ساخت همين فيلم پيش می آيد؛ که در ابتدا "خانواده قهوه چی مرده" نام داشت و دست آخر می شود "کافه ترانزيت: محل تقاطع عبور آدمهای مختلف با مليتهای مختلف." کافه ترانزيت در بخش مسابقه سينمای ايران در هشت رشته نامزد دريافت سيمرغ بلورين شده است. خلاصه فيلم زنی پس از مرگ شوهرش به خواسته برادر شوهر برای ازدواج تن نمی دهد و می کوشد با راه اندازی قهوه خانه بازمانده از شوهرش، زندگی خود و فرزندش را تأمين کند. در ترددهای اين کافه او با آدمهای متفاوتی برخورد می کند و با احساسات مختلفی نيز روبرو می شود. شناسنامه فيلم فيلمنامه نويس و کارگردان: کامبوزيا پرتوی ـ تهيه کنندگان: امير سماواتی، بهروز هاشميان ـ فيلمبردار: محمدرضا سکوت ـ تدوين: جعفر پناهی ـ بازيگران: فرشته صدر عرفايی ـ پرويز پرستويی و ...
|