هوشمند هنرکار کارشناس سينما |  |
 |  محمدرضا فروتن در نمايی از فيلم باغهای کندلوس |
ايرج کريمی در فيلم "باغهای کندلوس" که چهارمين ساخته اوست، با مهارت بيشتری با ابزار سينما به بيان دغدغه های خود پرداخته است، و به نظر می رسد که همانگونه که خود می گويد، راهش را يافته است. کريمی دريافته که برای پرداختن به عوالم خاص خود چاره ای ندارد، جز آنکه خرج چندانی روی دست سرمايه گذاران آثارش نگذارد، پس هوشمندانه توانسته تعادلی بين طرحها و دغدغه های خود و هزينه آثارش برقرار کند. او با سماجت راه خود را می رود و مصر است که از روايت حال خود دور نيفتد. با چنين سماجتی او چهارمين فيلم بلند خود را هم می سازد و در تراکم توليدات گوناگون سينمای ايران امضای خود را به تصديق می رساند؛ چنان که صفت کريمی وار در سينمای ايران باب می شود: ساختار روشنفکرانه ای از حديث نفس و جستجو در عوالم مردگان. فيلمساز معتقد است: "اگر در هر کجای دنيا عرفان مکتبی روشنفکرانه باشد، در ايران مکتب زندگی است ... و من تلاش کرده ام که اين ديدگاه را در باغهای کندلوس بازتاب دهم." کريمی سختی زيادی برای رسيدن به جايگاه کنونی اش تحمل کرده و بهای زيادی برای دور نشدن از زبان خاص خود پرداخته است؛ زبانی که گرچه در ادامه راه برخی سينماگران نخبه گرای ايران(و جهان) قرار می گيرد، اما در شکل کلی خود بی سابقه است، و به همين دليل اغلب دريافت نمی شود و مهجور می ماند. کريمی در اين باره می گويد: "همين قدر که بتوانم فيلم بسازم و فيلمم به نمايش درآيد، برايم کافی است." خلاصه فيلم سه مرد در جاده های شمال ايران، در مسير کندلوس به جستجوی گور زن و شوهری از دوستان خود می روند که در گورستانهای آن منطقه مدفونند. زوجی که در جوانی و در اوج عشق جان سپرده اند. فيلم رفت و برگشتی است ميان حال و گذشته. شناسنامه فيلم فيلمنامه نويس و کارگردان: ايرج کريمی ـ تهيه کننده: عليرضا شجاع نوری ـ فيلمبردار: محمدرضا سکوت ـ تدوين: ايرج کريمی، رضا شيروانی ـ بازيگران: محمدرضا فروتن، فريبا کامران، خزر معصومی و ...
|