هوشمند هنرکار کارشناس سينما |  |
 |  مهران رجبی در نمايی از فيلم بيدار شو آرزو |
عياری آن زمان که قلب مرد مسلمانی را در سينه دختری مسيحی جای داد (بودن يا نبودن) ، مجمل شخصيت هنری خود را به مخاطبان عرضه کرد. شخصيتی که از سالها پيش شروع به شکل گيری کرده بود و تا سالها بعد نيز ادمه می يافت. پس اگر منتقدی در پی يافتن مؤلفه های آثار اين فيلمساز باشد، کليد خود را يافته است. فيلمسازی که پس از انقلاب پديده می نمود، مشقهای خود را از ساليان پيش از انقلاب نه با تجهيزات حرفه ای که با دوربينهای سوپر ۸ آغاز کرده بود. عياری جوان که پس از زلزله ۱۳۵۷ طبس با دوربين خود به منطقه رفته بود و تصاوير تکان دهنده ای را ثبت کرده بود، پس از ۲۵ سال آن قدر تجربه و مهارت يافته بود که تنها چند روزی پس از زلزله ۱۳۸۲ بم با طرح و گروه و برنامه ای هدفدار و دقيق در بطن فاجعه حاضر شود و فيلم خود را آغاز کند. اين بار اما عياری به جای پرداختی گزارشی يا مستند از واقعه، داستانی را می پردازد. هرچند در اين فيلم نيز در ادامه شيوه آشنای عياری، درامی را شاهديم که دم به دم به مستند پهلو می زند، به ويژه آنکه اين بار موضوع قصه نيز خود از دل واقعه ای مستند برآمده است. می توان به فيلمهای عياری صفت ملموس و ساده را اطلاق کرد. اما در پس اين صفت، طراحی و دکوپاژی بسيار ظريف و محاسبه شده قابل کشف است. در بيدار شو آرزو نيز به رغم هيجانهای روزهای پس از زلزله و شتابی که به ناچار در بخشی از توليد آن بوده است، اين مهارت به خوبی ديده می شود. با اين همه فيلمساز و گروه همراهش نتوانسته اند به کمال، از تأثرات واقعه فاصله بگيرند و به ناچار فيلم در پاره ای اوقات بسيار تأثرانگيز می شود، حال آنکه فيلمساز معتقد است، هر چه در توان داشته به کار گرفته است تا اين فيلم اشک مردم را درنياورد، چون هيچ علاقه ای نداشته که به اين حس دامن بزند. خلاصه داستان معلمی در يکی از روستاهای اطراف بم دقايقی پس از زلزله خود را از زير آوار بيرون می کشد و برای آوردن کمک به بم می رود. اما پس از ورود در می يابد که وضع شهر نا بسامانتر از روستاست. پس به ناچار می ماند و به زلزله زدگان بم کمک می کند. شناسنامه فيلم فيلمنامه نويس، تهيه کننده و کارگردان: کيانوش عياری ـ فيلمبردار: منصور آذرگل ـ تدوين: کيانوش عياری ـ بازيگران: بهناز جعفری، مهران رجبی و ...
|