سینمای ایران؛ سیمای زنی در دوردست

- نویسنده, مریم زهدی
- شغل, بیبیسی
حضور زنان در سینمای ایران، شاید با اولین فیلمهای ایرانی گره خورده باشد: دختر لُر، حاجیآقا آکتور سینما.
حضور زنان در سینمای ایران بعد از انقلاب، فراز و نشیبهایی مُلهم از سیاستهای نظام جمهوری اسلامی و نگاه دستگاه دولتی به زن داشته؛ نگاهی که در آن، زن اصیل را از دیدگاه اسلامی باز میشناسد و رسمیت حضور و فعالیت زن را از دیدگاه مذهبی تعریف میکند. در این چهارچوب، هرچند که قواعد یکی بوده، اما با تغییر دولتها به عنوان مجریان امور فرهنگی، سختگیریها بالا و پایین شدهاند. اوج دوران سهلگیری در سالهای بعد از دوم خرداد و دولت محمد خاتمی است که طی آن، هرچند با همان قواعد پیشین، اما حضور زنان بر پرده سینما رونق و سهم بیشتر و موثرتری را به خود اختصاص میدهد.
در این دوره است که زن، از "خانه" پای را بیرون نهاده و نقشهای اجتماعی را در فیلمها تجربه میکند. زن فیلم "بانوی اردیبهشت"، ساخته سال ۱۳۷۶ رخشان بنی اعتماد، زن سنتی خانه نشین نیست. زن در فیلم"قرمز" ساخته فریدون جیرانی در سال ۱۳۷۷ با اینکه مورد بحث و جدلهای زیاد بود، حضور پررنگتر اجتماعی زن را پیش چشم تماشاگر میگذاشت، حضوری در تلاش برای رسیدن آنچه برخی به آن خویشتنِ خویش میگویند. از این دست فیلمها در این دوره بیشتر دیده شد.
چنانکه در یک تحقیق با عنوان "تغییرات نقش زن در سینمای ایران" به این موضوع اشاره شده که "زنان حاضر در فیلمهای دوره بعد از سال ٧۶ در مقایسه با دوره قبل از سال ٧۶ بیشتر شاغل بودهاند، (٨۶/٩درصد) درحالیکه در دوره قبل از سال ٧۶ از ١۵ زن نقش اصلی حاضر در این فیلمها تنها ۵ نفر (٣٣/٣ درصد) شاغل بوده و مابقی خانهدار بودهاند (۶۶/۶ درصد). این تفاوت از لحاظ آماری نیز معنیدار بوده است."
حتی استفاده شخصیتهای زن از محصولات فرهنگی در فیلمها (مانند روزنامه، کتاب، آلبومهای موسیقی و...) افزایش مییابد.

منبع تصویر، TASNIM
در همینحال، مشاغلی که شخصیتهای زن در سینمای بعد از دوم خرداد تجربه میکنند، نسبت به گذشته تفاوت دارد. مهارتهای شخصیتهای زن سینما نیز از مهارتهای سنتی مانند گلدوزی و خیاطی، به مهارتهای ورزشی و فنی و مهندسی تغییر یافته است. این زنان، تحصیلکردهاند و کنش اجتماعی دارند و بر زندگی خود، ولو در مقام شخصیتهای داستانی، تاثیر دارند (یا سعی بر تاثیرگذاری دارند). در این سالهاست که حتی پوشش شخصیتهای زن در سینمای ایران نیز دستخوش تغییر شده و دیگر چادر، لباس رسمی زن سینمای ایران نیست.
سینمایی که هرچه به سالهای پایانی دوران خاتمی نزدیک شد، با دشواریهایی روبرو شد، اما تغییراتش، خصوصا در ظاهر، هرگز به سینمای دهه شصت بازنگشت.
در دولت محمود احمدینژاد، هرچند که آییننامهها و ضوابط نظارت بر سینما تغییراتی کرد و سختگیریها آغاز شد، اما فیلمسازان همچنان سعی کردند راههایی برای مقابله با این سانسورها پیدا کنند.
زن در سینمای دوران احمدینژاد، یعنی سینمایی که اجازه ساخت و اکران داشت، غالبا در ظاهر، زن مدرنی را به نمایش میگذاشت که به فراخور قصه، جسارتهایی هم از خود نشان میداد. اما الگوی زن سنتی، بار دیگر به سینمای بدنه بازگشت. درواقع قصهها، یا اجازه ساخت نیافتند، یا خالی از زنانی شدند که نگاهشان به جهان و زندگی، دیگر آن نگاه دلخواه مدیران و سیاستگذاران نبود.
هرچند در این دوره هم، افرادی بسیاری مانند فرجالله سلحشور بارها به زنان و نحوه حضور آنها در سینمای ایران تاختند، و حتی در مواردی به آنان اهانت کردند، اما واقعیت این بود که سینمای تجاری و گیشه، زن و قصه را با هم در خود فرو برد و تصویر غالب زنان در سینمای این دوره، زنان خوشوآبرنگی بود که در نقشهایی سنتی، اسیر نگاه حاکم شدند.
در این دوره نیز سینمای گیشه با استفاده از حضور زنان، تنها مثلثهای عشقی و خیانت در روابط زناشویی را برجستهتر کرد تا به فروش آن امید ببندد.
اما در همین دوره نیز فیلمسازان مستقل، سعی کردند که اسیر این قواعد نشوند و با تمام دشواریها، فیلمهایی چون "جدایی نادر از سیمین" محصول همین دوره است. فیلمی که توانست جایزه اسکار را به سینمای ایران بیاورد.
گراناز موسوی، شاعر و فیلمساز جوان، اولین فیلم بلند سینمایی خود "تهران من حراج" را در ایران و در همین سالها ساخت؛ فیلمی که هرگز در ایران اکران نمیشود، اما به گفته کارگردان، موفق میشود مجوز ساخت در ایران بگیرد و فیلمش را به پایان برساند. فیلم، تصویر زندگی دختری را در جامعه ایران به نمایش میگذارد که میان زندگی زیرزمینی و واقعیت جاری در جامعه، بخشی از تلخیهای زن بودن را به نمایش میگذارد.

منبع تصویر، GETTY
رخشان بنی اعتماد با روسری آبی و نرگس، زندگی بخشی از زنان جامعه را به تصویر میکشد که درگیر فقر و بیکاری از سویی، و نگاه سنتی جامعه به زن از سوی دیگر، دغدغههایی هم دارند. زنانی که عاشق میشوند، نسبت به خواستههای هرچند اندکشان کنشگر هستند، اما لاجرم زیر بار مصائب جامعه خورد میشوند. او بعدها در کارهایی چون "بانوی اردیبهشت" زنی از طبقهای دیگر را باز هم درگیر با مناسبات جامعه سنتی به تصویر میکشد؛ مادری که میان وظایف مادرانهاش و نگاه عرف، باید یکی را انتخاب کند.
بنیاعتماد راوی زندگی زنی است که هم با باورهای سنتی درگیرند، و هم با فشارها و مشکلات اجتماعی و فقر دست به گریبان هستند.
از میان فیلمسازان دیگر نیز، جعفر پناهی، از جمله کارگردانهایی است که در فیلمهایش به نقش سنتی زنان اعتراض میکند. مانند فیلم "دایره". بیضایی و مهرجویی نیز هریک با دیدگاهی متفاوت، اما نقش زن سنتی را به چالش میکشند.

در سینمای ایران، نمایش زنان گاهی کارگردانها را دچار دشواریهایی کرده که بعضا ترجیح دادهاند که از یک بازیگر مرد در نقش زن استفاده کنند. گریمهای سنگین، چهرههایی چون اکبر عبدی را یکبار در "آدمبرفی" به زن تبدیل کرد. فیلمی که البته سالها توقیف بود و بعد از گشایش در فضای سیاسی و فرهنگی، اجازه اکران یافت. این بازیگر سالها بعد در فیلم "خوابم میآد" نیز بار دیگر نقش یک پیرزن را ایفا کرد.
زنانهپوشی مجید صالحی در "شاخه گلی برای عروس"، جواد رضویان در "کلاهی برای باران" و نادر سلیمانی در "پسر تهرانی" از دیگر موارد مشابه است در سینمای گیشه و عامهپسند سالهای اخیر.
زنانهپوشی در برخی فیلمها به غیر از الزامی که داستان و نویسنده آن برای شخصیتها تعریف میکنند، شاید راهی است برای دور زدن برخی محدودیتهایی که در مورد زنان در ایران اعمال میشود. درست نیست که بگوییم در برخی موارد زنانهپوشی به فیلم تحمیل میشود ولی میتوان گفت که زنانهپوشی گاه نتیجه نگاههای جنسیتزده است؛ نگاههایی که سازندگان فیلم را بر آن میدارد که برای گریز از برخی بندها به جای زنان، سراغ مردان بروند.
جا دارد در نهایت به حایگاه زن در سینمای جنگ هم اشاره شود، فیلمهایی مانند "شب بخیر فرمانده"، کار انسیه شاه حسینى و "شیار ۴۴" نرگس آبیار که زن در آن هرچند سنتى است، اما سعى دارد با مقاومت مقابل جامعه روستایی اطرافش، به خواستهاش بازگردد یا "گیلانه"، که مادرى منتظر را به گونهای متفاوت به تصویر مى کشد.
نگاهی به آمار نشان میدهد که سهم زن آنگونه که یک نگاه غیر سنتی و مدرن را اقناع کند نه تنها در سینمای ایران کمرنگ نیست، بلکه زن در سینمای جهان هم به جایگاه بایسته و شایستهاش دست نیافته است. کافی است فکر کنید به تعداد مردان مطرح در دنیای سینما از یک سو، و تعداد زنان شناخته شده در همین سینما از سوی دیگر. با اینکه پیشرفتها و کامیابیها را در این مسیر نمیتوان نادیده گرفت، شما بگویید آیا به عنوان یک ناظر بیطرف راضی میشوید؟











