خانه بونوئل در مکزیک مرکز سینمایی می‌شود

وابستگی فرهنگی سفارت اسپانیا در مکزیکوسیتی، پایتخت مکزیک خانه‌ای را که زمانی محل سکونت لوئیس بونوئل بود، خریداری کرده است که آن را به یک مرکز سینمایی بدل می‌کند.

سینماگر پرآوازه اسپانیایی که در جوانی از کشورش گریخته بود، از نیمه دهه ۱۹۴۰ به مکزیک مهاجرت کرد، در این کشور تابعیت گرفت و در پایتخت آن اقامت گزید.

خانه بونوئل در "کولونیا د وایه"، محله‌ای با ساکنانی از طبقه متوسط در مرکز شهر مکزیکوسیتی قرار دارد. روی پلاک زنگ در کنار در آهنی خانه هنوز نام سینماگر بزرگ دیده می‌شود.

وابستگی فرهنگی سفارت اسپانیا که خانه بونوئل را خریداری کرده، قصد داشت در سی‌امین سالگرد درگذشت این سینماگر، محل را به عنوان یک مرکز سینمایی افتتاح کند، اما در آن زمان کار ساختمان هنوز پایان نیافته بود، از جمله قرار بود در طبقه اول خانه سالن نمایش فیلم کوچکی دایر شود.

عمارت سه طبقه به زودی به عنوان "مرکز سینمایی بونوئل" گشایش می‌یابد. خانه یک عمارت سه طبقه‌ای شکیل است با حیاطی که وسط آن باغچه قرار دارد.

گرداگرد حیاط خانه مراحل گوناگون زندگی پرفراز و نشیب بونوئل در ویترین‌هایی به نمایش گذاشته شده است.

خانه که توسط معماری اسپانیایی و تبعیدی از دوستان بونوئل ساخته شده، به سبک ساختمان "کوی دانشجویی مادرید" شبیه است. همانجا بود که در دهه ۱۹۲۰ میلادی، شخصیت هنری بونوئل، در کنار کسانی مانند فدریکو گارسیا لورکا، سالوادور دالی و رافائل آلبرتی شکل گرفت.

پس از مرگ لویس بونوئل در آخر ژوئن ۱۹۸۳ یک تهیه‌کننده فیلم در این عمارت زندگی می‌کرد و پس از آن خانه زیر نظر یک مؤسسه پژوهشی تابع "دانشگاه ملی مستقل مکزیک" قرار گرفت. اکنون قرار است که خانه یکسره به بزرگداشت کارگردان نامی اسپانیا و معرفی سینمای او اختصاص یابد.

کاتولیک بی‌ایمان

بونوئل در کنار هنرپیشه محبوبش، کاترین دونوو
توضیح تصویر، بونوئل در کنار هنرپیشه محبوبش، کاترین دونوو

بونوئل در ۲۲ فوریه سال ۱۹۰۰ در خانواده‌ای مرفه در آبادی کالاندا، در استان آراگون، شمال شرقی اسپانیا، به دنیا آمد. در کودکی به مدرسه مربیان یسوعی رفت و با تربیت کاتولیکی پرورش یافت.

اما تربیت کاتولیکی، که با فشار و تحمیل همراه بود، به جای این که ذهن او را با آموزه‌ها و تعصبات دینی قالب‌گیری کند، روح حساس او را به سوی طغیان سوق داد. بعدها اعتراض به ساختارهای سلطه‌گری یکی از بنمایه‌های اصلی هنر او را تشکیل داد.

بونوئل با وجود بیزاری از آیین‌های تعبدی، نسبت به مذهب کاتولیک، رویکردی دوگانه داشت و با طنز نیشداری که خاص او بود، اعتقاد داشت: "هرچه مسیحی نباشد، با من بیگانه است"، و یا با کلامی رندانه می‌گفت: "به لطف خدا بی دین هستم."

بونوئل زندگی پرفراز و نشیبی داشت. در جوانی به فرانسه رفت و با کارگردانی دو فیلم هنری به نام‌های "سگ اندلسی" و "عصر طلایی"، که آنها را با کمک سالوادور دالی ساخت، ورود سینما را به دنیای سوررئالیسم اعلام کرد.

فعالیت سینمایی بونوئل با کودتای راستگرایان در میهنش اسپانیا (۱۹۳۶) دچار وقفه شد. در جریان جنگ داخلی که فاشیست‌های طرفدار ژنرال فرانکو به جمهوری نوپای اسپانیا اعلام جنگ دادند، او زندگی خود را یکسره وقف فعالیت سیاسی کرد و در کنار نیروهای چپ وارد میدان مبارزه شد.

پس از شکست جمهوری اسپانیا، بونوئل نیز مانند هزاران نفر از هموطنان آزادیخواه خود، کشور را ترک کرد، نخست چند سالی در آمریکا اقامت کرد و سرانجام برای همیشه به مکزیک رفت.

او در تبعید، برای گذران زندگی نخست چند فیلم کم‌اهمیت ساخت، اما بعدها در مکزیک و اسپانیا و فرانسه فیلم‌هایی ساخت که از کلاسیک‌های سینمای مدرن به شمار می‌روند: فراموش شدگان، ویریدیانا، او، ناسارین، خاطرات یک کلفت، فرشته نابودکننده، راه شیری، تریستانا، جذابیت پنهان بورژوازی، شبح آزادی و...

انتشار یک بیوگرافی بزرگ

ماکس اوب (۱۹۰۳ – ۱۹۷۲) نویسنده و منتقد اسپانیایی، از دوستان نزدیک بونوئل بود که مثل او از اسپانیا کوچ کرده و در مکزیک پناه گرفته بود.

اوب در سالهای پایانی عمر مصاحبه مفصلی با بونوئل انجام داد که به صورت کتابی مستقل منتشر شده است. او همچنین سرگرم نگارش زندگی‌نامه‌ای از سینماگر بزرگ بود که با مرگ او ناتمام ماند و منتشر نشد.

چند سال پیش ناشری در گرانادا، جنوب اسپانیا (اندلس)، دستنوشته‌های ماکس اوب را برای تدوین و ویرایش به گروهی به سرپرستی خانم کارمن پیره، از فیلم‌شناسان سرشناس، سپرد.

بیوگرافی تازه لویس بونوئل در ماه اکتبر گذشته در بیش از ۶۰۰ صفحه به زبان اسپانیایی تحت عنوان: "بونوئل، یک رمان" منتشر شد.

.