یکهفتهیککتاب؛ نامهنگاریهای جان کوئتزی و پل استر

- نویسنده, سعیده امیری
- شغل, نویسنده و پژوهشگر فلسفه
چاپ نوشتهها، حاشیهنویسیها، نامهها و یادداشتهای روزانه رماننویسان، پس از مرگشان معمول است، اما کمتر رخ داده است که رماننویسی در زمان حیات خود به چاپ نامه نگاری های خود نوشتاری که خارج از آنچه "رمان" تعریف میشود، تن دهد. این مجموعه بیرون از رمان، حیات خلوت رماننویس محسوب میشود و او آزادی خود را از هر قید و بندی به نمایش میگذارد.
اخیرا نامهنگاریهای دو رماننویس مشهور که هر دو در ایران از اقبال خوبی برخوردارند، در آمریکا چاپ شده است:
جان مکسول کوئتزی (متولد ۱۹۴۰) رماننویس آفریقای جنوبی، زبانشناس، مترجم، و برنده جایزه نوبل ادبی با آثاری نظیر "در انتظار بربرها"، "روزگار مایکل ک."، "کودکی" و آخرین اثر او به نام "کودکی مسیح".
پل استر (متولد ۱۹۴۷) رماننویس و شاعر آمریکایی که فیلمنامه نویس و مترجم هم هست، و اکثر آثارش به فارسی ترجمه شدهاند. آثاری مانند "کتاب اوهام"، "خاطرات زمستان"، "شهر شیشهای"، "شب پیشگویی"، "لویاتان".
مکاتبات بین کوئتزی و استر با نام "هم اینک" در بردارنده موضوعات کلی همچون سیاست، مسئله فلسطین و اسرائیل، بحران مالی در غرب و دوستی تا موضوعات جزئی و مورد علاقه هر کدام مانند بازی کریکت، دیدارهای اتفاقی و بیخوابیهای شبانه است. این نامهها طی سالهای ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۱ نوشته شدهاند.

پیشنهاد نامهنگاری را کوئتزی میدهد، نامهها با مسئله دوستی بین مردان آغاز میشود و کوئتزی مینویسد که "دوستی" ذهنش را مشغول کرده است؛ اینکه چگونه شکل میگیرد و چگونه تداوم مییابد و در واقع، موضوعی که کوئتزی در آغاز پیش کشیده، به احتمال زیاد، پرسشی است در ذهن خود که میخواهد برای آن پاسخی بیابد، چرا دوستی او و استر شکل گرفته، چرا آنها یکدیگر را دوست خطاب میکنند و رمانهای خود را برای دیگری ارسال میکنند تا از یکدیگر نظرخواهی کنند.
"دوستی به نظر میآید قدری معماگونه باقی مانده است: میدانیم که مقولهای مهم است اما در خصوص اینکه چرا مردم دوست میشوند و دوست باقی میمانند، تنها میتوان به حدس و گمان متوسل شد."
کوئتزی از استر میخواهد که عشق و دوستی را با هم مقایسه کند: چرا آن قدر که از عشق صحبت شده، از دوستی حرف نزده شده است؟ او به نقل از ارسطو از کتاب "اخلاق" ، بخش هشتم، مینویسد که آدمی نمیتواند با یک ابژه غیرجاندار دوست شود. کوئتزی سپس تلاش میکند به مدد کتابهای کتابخانه نقل قولهایی را درباره دوستی و عشق ردیف کند.
آیا عشق با پرحرفی رابطه دارد چون میلی ذاتا مبهم و واجد احساساتی مبهم است، حال آنکه دوستی، برعکس، با کم حرفی رابطه دارد چون عاری از ابهام و احساسات متضاد نیست.
در اینجاست که مسئله رابطه جنسی نیز به میان کشیده میشود: آدمی وقتی با زنی به بستر میرود به این خاطر است که بتواند با او حرف بزند.
به زعم کوئتزی "گام نخست این است که زنی را معشوق خود کنی؛ گام بعدی، او را به یک دوست تبدیل کنی که این خودش موضوعی است اما دوست شدن با زنی که با او نخوابیدهای، در عمل ناممکن است زیرا حرفهای ناگفته در ذهن بسیارند."
سرانجام کوئتزی نتیجه میگیرد که برخلاف عشق و سیاست که هرگز مشخص نمی شود چیستند، دوستی مشخص است که چیست. چون دوستی پیدا و شفاف است.
اما استر با این نظر اندکی مخالفت دارد: "بله دوستیهایی هستند که پیدا و شفافاند اما در تجربه من همه آنها این گونه نیستند. در اینجا دوستی را به دوستی بین مردان و پسران محدود کنیم."
البته سابقه تفکیک دوستی و عشق از یکدیگر و رابطه بین مردان و پسران در یونان به طور مکتوب به گفتارهای سقراط و افلاطون برمیگردد که رابطه بین مرد و مرد رایج بوده است.
به اعتقاد استر، "دستکم در غرب مردان کمتر از احساسات خود نسبت بهم میگویند. یک گام جلوتر بگذارم و میگویم: مردان تمایل ندارند درباره اینکه چگونه احساس میکنند، حرف بزنند. و اگر ندانی که چه احساسی دارد، با چرا احساس میکند، آیا صادقانه میتوانی بگویی که دوستت را میشناسی؟...دوستیها اغلب برای چند دهه ادامه پیدا میکنند اما به صورت مبهم و ناشناخته باقی میمانند... سه تا از رمانهای من به دوستی بین مردان مربوط میشوند: اتاق بسته، لویاتان، و شب پیشگویی. در هر سه اینها، این منطقه متروکِ نشناختن، که بین دوستان قرار گرفته، صحنهای میشود که درام بر آن شروع به بازی میکند."
مفری به نام ورزش
ورزش نیز یکی از موضوعات مورد گفتوگوی مکتوب بین دو نویسنده است. گویی ورزش مفرّی برای آنها حساب میآید. این سوال پرسیده میشود که آیا تماشای ورزش مانند کریکت از تلویزیون، در اصل، نوعی لذت زیباشناختی یا اخلاقی است یا صرفا وقت تلف کردن است که شاید بهتر است به اشتغال جدی ادبیات اختصاص داده شود. کوئتزی که خود را به خاطر تماشای ورزش از تلویوزیون سرزنش میکند، میپرسد:
"آیا ورزش شبیه گناه است؟ یکی مخالف آن است اما یکی هم تسلیم آن، چون جسم ضعیف است؟" از دیدن یک ورزشکار شاید به کسی حس حسادت دست دهد، بهخاطر موفقیت و بدنش اما شاید هم کسی نه حسادت کند و نه برایش تحسینبرانگیز باشد بلکه مسئله این باشد که کسی مثل او چه کاری از دستش برمی آید.
"ورزش بیش از آنکه به ما بردن را بیاموزد، باختن را میآموزاند، تنها به این دلیل ساده که اغلب ما برنده نمیشویم."
فلسطین و اسرائیل
وقتی مکاتبه این دو نویسنده به مسئله فلسطین و اسرائیل میکشد، کوئتزی مینویسد که فلسطینیها شکست خوردهاند، همچون سرنوشتی تلخ که باید آن را بچشند، با دقیقتر باید آن را ببلعند. باید شکست را به طور سازنده بپذیرند. راه بدیل و مخرب، ادامه دادن به رویای انتقام در فردایی است که با معجزهای همه اشتباهات و خطاها درست خواهند شد. اما اگر راه شکست سازنده را بپذیرند، در این صورت باید به آلمان بعد از ۱۹۴۵ توجه کنند. و استر به طنز مینویسد که برای خاتمه دادن به تنش، بهتر است کل جمعیت اسرائیل تخلیه شود و ایالت وایومینگ در آمریکا به آنها واگذار شود.











