نگاهی به 'آمریکاییکشی در تهران' و توضیحات امیرحسن چهلتن
- نویسنده, حسین نوشآذر
- شغل, نویسنده
توضیح: بعد از انتشار نقد حسین نوش آذر بر کتاب آمریکایی کشی در تهران، امیر حسن چهلتن نویسنده این کتاب توضیحاتی را برای بی بی سی فارسی ارسال کرد که آن را برای اطلاع خوانندگان در کنار این نقد، منعکس کرده ایم.

"آمریکاییکشی در تهران" نوشته امیر حسن چهلتن، مجموعهای از شش داستان پیوسته است که بهتازگی، به ترجمه سوزان باغستانی توسط انتشارات بک در آلمان منتشر شد. این اثر سالها در ایران منتظر مجوز ماند و پس از "تهران خیابان انقلاب"، دومین اثر چهلتن است که برای اولین بار در آلمان منتشر میشود.
دو سال پیش، رمان "تهران، خیابان انقلاب" نوشته چهلتن در آلمان با اقبال رسانهها و منتقدان و خوانندگان مواجه شده بود.
تأثیر رویدادهای تاریخی بر سرنوشت انسانها
"آمریکاییکشی در تهران" هرچند که به عنوان یک رمان معرفی شده، اما در واقع مجموعهای است از شش داستان کوتاه که بر محور "نفرت" شکل میگیرد. این مجموعه همچنین تلفیقی است از مستندات تاریخی با داستانهایی که نویسنده برای یافتن دلیل آمریکاییستیزی در ایران و نفرت از آمریکاییها تخیل کرده است.
یکی از مهمترین موضوعات آثار چهلتن تأثیر رویدادهای تاریخی بر زندگی شخصی و عاطفی انسانهایی است که در شکلگیری تاریخ معمولاً نقش فعال ندارند. آنها در جریان کودتای ۲۸مرداد، انقلاب ۱۳۵۷ و اعدامهای سال ۱۳۶۷ که هر سه از رویدادهای سرنوشتساز در تاریخ ایران به شمار میآیند، جان خود را از دست میدهند، یا از نظر عاطفی و شخصیتی متحول میشوند.
چهلتن به این بهانه سرگذشت نسلها را در کنار هم قرار میدهد و داستان قربانیان و جنایتکاران را با هم روایت میکند. او معمولاً تلاش میکند در داوریهایش بیطرف بماند و برای شخصیتهایش در مسیر داستان آزادی قائل است. با این حال معمولاً یک صدای تفسیرگر هم در متن به گوش میرسد که بیتردید صدای نویسنده است. مهمترین آثاری که از چهلتن سراغ داریم، "تهران، شهر بیآسمان"، "سپیدهدم ایرانی" و "تهران، خیابان انقلاب" از چنین آثاری هستند.
"آمریکاییکشی در تهران" هم در ادامه اینگونه آثار چهلتن شکل گرفته است. در این اثر، هم آن نگرش تاریخی را بازمییابیم و هم سرنوشت قربانیان را بازمیخوانیم:
رابرت و کاترین آمبری، یک زن و شوهر آمریکایی در تابستان ۱۹۲۴ (۱۳۰۳) به تهران سفر میکنند با این قصد که از مراسم عاشورای حسینی عکسبرداری کنند. آنها علاوه بر این میخواهند جان یک سگ ولگرد را هم نجات دهند. در اثر ازدحام رابرت مجروح می شود و جان خود را از دست میدهد. در سال ۱۹۵۳ (۱۳۳۲) سازمان سیا حکومت مصدق را به دست اوباش و اراذل ساقط میکند. در سال ۱۹۷۸(۱۳۵۶) یکی از بستگان رابرت آمبری به ایران سفر میکند با این امید که از چگونگی مرگ عمویش مطلع شود. جرج در تهران عاشق دختری میشود به نام مینا. این دو دلداده در بمبگذاری در رستورانی که پاتوق آمریکاییهاست جان میبازند. مینا یک برادر دوقلو هم دارد. رضا که از مخالفان حکومت شاه و جمهوری اسلامیست، در سال ۱۹۸۸(۱۳۶۷) اعدام میشود.
داستانهایی که بهطور مستقل معنا دارند، اما در فاصله بین سالهای۱۹۲۴ تا ۱۹۸۸ حوادث تاریخی و سرگذشت شخصیتها آنها را به هم پیوند میدهند.
ملکبانو، مادر فداکار و صادق
سرگرد رابرت آمبری که در داستان از او به عنوان "پروفسور" هم یاد میشود، عاشق اساطیر ایران است. آمبری در واقع نمایندهای است از باستانشناسان آلمانی و آمریکایی که در زمان حکومت رضا شاه، از روی شیفتگی نسبت به پیشینه باستانی ایران برای کاوشهای باستانشناسی به ایران سفر میکردند و از طریق تیمورتاش با دربار نیز در ارتباط بودند. رابرت و برادرزاده او، جرج در مرکز حوادث قرار دارند و طبعاً از یک نظرگاه محوری رویدادها را تفسیر میکنند. در سوی دیگر دو نسل از خانواده "هوشمند" قرار دارد. سرنوشت این خانواده با مبارزات چریکی به عنوان واکنشی به استبداد شاه بعد از کودتا و نیز ادامه این مبارزات پس از انقلاب که در نهایت به کشتار زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷ انجامید گره خورده است. به این ترتیب در "آمریکاییکشی در تهران" در واقع کودتای ۲۸ مرداد از یکسو و همچنین قتل "پروفسور" رابرت آمبری از سوی دیگر به رویدادها جهت میدهند و وقایعی را که در آینده اتفاق میافتند و به نفرت از آمریکاییها و آمریکاییستیزی میانجامند، توضیح میدهند.
در این داستان با سه نوع آمریکایی آشنا میشویم: رابرت آمبری که شیفته فرهنگ ایران است، کرمیت روزولت، مأمور سازمان سیا که کودتا را سازماندهی میکند و جورج، نسل تازهای از آمریکاییها که اصولاً با ایران و تاریخ آن ناآشناست، به دختری ایرانی دل میبازد و در نهایت هم قربانی ناآگاهی و عدم شناختش از ایران میشود.
از آن سو، در خانواده هوشمند، ملک بانو تنها شخصیت صادق و فداکار داستان است. او وقتی به گذشتهاش نگاه میکند، به این حقیقت اعتراف میکند که نه شوهر مبارزش و نه رضا، فرزند اعدام شدهاش، هیچیک به خواستهها و اهداف خود دست پیدا نکردند. او با خطاهای شوهر و فرزندش کاملاً آشناست و اعتراف میکند که آنها به هیچوجه شایستگی این را ندارند که به عنوان قهرمان ملی شناخته شوند. مینا قربانی عشقش به یک آمریکایی میشود و رضا، برادر دوقلوی او یک جوان سادهلوح و آرمانگراست که بهتدریج از عقایدش برمیگردد و به یک مرد فرصتطلب مبدل میگردد.
در این میان نویسنده تلاش میکند از دریچه چشم آمریکاییها رابطه ما با غرب را توضیح دهد. برای مثال در جایی رابرت امبری میگوید: "ایرانیها، حتی آنهایی که از غرب نفرت دارند، همه میخواهند غربی باشند. نفرت آنها از غرب هم به دلیل حسادت آنها به غربیهاست. " (نقل به معنی)
این بخشها که صدای تفسیرگر نویسنده از میان آن به خوبی به گوش میرسد، از ضعیفترین بخشهای رمان هستند.
۶۰ سال نفرت و خشونت
نگرش تاریخی در میان نویسندگان ایدئولوژیک و نزدیک به حکومت هم وجود دارد و اصولاً در ۱۰ سال گذشته در ایران رمانهای تاریخی مجدداً رواج پیدا کردهاند. چه از نظر نگرش تاریخی و چه به لحاظ اقبال به داستانهای عامپسند، ادبیات ایران در دههای که پشت سر گذاشتیم به سالهای حکومت رضا شاه شباهت دارد، با این تفاوت که اگر رمانهای تاریخی در آن زمان به پیشینه پرافتخار ایرانیان نظر داشتند، پس از انقلاب، تاریخ نهضتهای ملی و همچنین پیامدهای کودتای ۲۸ مرداد در مرکز توجه قرار گرفته است.
چهلتن اما برخلاف جریان مسلط در ایران از نفرت شروع نمیکند. او نشان میدهد که آمریکاییها، پس از جنگ جهانی دوم در ایران به عنوان مردمانی آزاده شناخته میشدند و آمریکا یک قدرت جهانی بود که به مردمان تحت ستم وعده آزادی و عدالت میداد. چهلتن نشان میدهد که چگونه این تصور امیدبخش بهتدریح دگرگون شد و کار به نفرت از آمریکاییها کشید. او همچنین کشتار زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷ را به عنوان یکی از پیامدهای آمریکاییستیزی ارزیابی میکند. در واقع او نقطه آغاز رابطه ایرانیان و آمریکاییها را سال ۱۳۰۳در نظر میگیرد و در سال ۱۳۶۷ با کشتار زندانیان سیاسی داستانش را به پایان میرساند.
چهلتن در این اثر ریشه آمریکاییستیزی را در خلقیات ایرانیان، عواطف آتشین آنها از یکسو و از سوی دیگر بیعدالتی اجتماعی و فراموشکاری و اهمالکاری نسبت به تاریخ با آمیزهای از بیسوادی و عقاید خرافی میداند. سهم آمریکاییها را در عدم شناخت درست آنها از ایران و فرهنگش و همچنین در منافع استعمارگرایانه و سیاسیشان در نظر میگیرد. نقطه عطف این رابطه پرتنش کودتای ۲۸ مرداد است. اینها هیچکدام راز سر به مهر و حرف تازهای نیستند. اما آنچه که ما از تاریخمان درک میکنیم، الزاماً به این معنا نیست که دیگران هم همان دریافت را داشته باشند. اهمیت این کتاب هم اتفاقاً در این است که نگرش و دریافت ما از تاریخ را به یک زبان اروپایی در اختیار غربیها قرار میدهد.
ترجمهای بیتشخص از داستانهایی آشنا
اهمیت چهلتن به عنوان یک نویسنده در ادبیات معاصر ایران توانایی او در بازآفرینی لحن زنان مذهبی و عامی و همچنین نگاه خاص او به تهران و پیشینهاش به عنوان یک شهر هویت باخته است.
صدای زن به عنوان یک قربانی در آثار چهلتن بسیار برجسته است. در "آمریکاییکشی در تهران" ملکبانو چنین زنی است. لحن و صدای او اما در ترجمه کاملاً از دست رفته و تفاوت چندانی بین او و دیگر شخصیتها وجود ندارد.
اصولاً ترجمه سوزان باغستانی هرچند دقیق است، اما از ظرافتهای نثر چهلتن کاملاً بیبهره مانده. آنچه که باقی میماند داستانهایی است آشنا که دریچهای به نگاه ما ایرانیها از تاریخ معاصرمان مقابل خواننده آلمانیزبان میگشاید.











