هفته هنر و فرهنگ؛ هیچ در میان ما، اندر بلای سخت، بازار گرم طنز

    • نویسنده, مسعود بهنود
    • شغل, روزنامه‌نگار

شعر فارسی، اردیبهشت را بهار دلنشین دید، هنوز چنین است آیا. در این بهشت زمینی، آن هم در روز جهانی زمین، غم این گوشه زمین واکسن است و گفتگوی رایج این که کدام و کی به ما می‌رسد. کارتونیست‌ها غوغا می‌کنند. از این دوران برای قرن‌ها کارتون‌ها می‌ماند که بی‌نیاز به کلمه و فریاد گاهی با قلب و روح مخاطب سخن گفته‌اند. صندوق رای گیری همچنان بی‌رونق افتاده یک گوشه از انبار. تا امروز کسی برای مجلس ترحیم رای و صندوق گام جلو ننهاده. فضا چنان سنگین است که انفجارهای نطنز و پایگاه اتمی اسراییل هم نگرانی نیاورده. در میان فارسی زبانان، اگر نگرانی هست برای زنان افغان است که دلشوره بازگشت طالبان دارند.

در این منع و بندی که کرونا به جامعه تحمیل کرده است آیا می‌توان گفت کتاب، تئاتر، فیلم، نقاشی، مجسمه‌سازی و موسیقی از نفس افتاده است. نه نمی‌توان. چرا که در همین میان کتاب‌هایی به چشم می‌رسد که تا همین چندی پیش نبود. نسل متولد دهه ۷۰ رسیده است با شعرهای تند و آتشین و قصه‌های ساده و صمیمی. پایان هفته که روز جهانی کتاب بود، فرصتی پدید آمد تا دریابیم که تمرگینگی خوانندگان کتاب را افزون داشته است. یکی نوشته: ما این همه سال همسایه بودیم و هم را نشناختیم تا کرونای لعنتی آمد و در محوطه ساختمان شبگردی آغاز شد و از دل شبگردی کتابگردانی.

ایران

منبع تصویر، K.Drambakhsh

توضیح تصویر، تودیع با روز زمین

هفته پربار از یاد و نام سعدی بود و همزمان روز زمین، که چه دردی می‌کشد از کردار انسان، همچون انسان‌ها که از هم درد می‌کشند و از هم زخم می‌خورند. کاوه مدنی خوب گفت: این ما هستیم که برای بقای خود به زمین نیاز داریم، ورنه زمین بی ما هم می‌تواند بماند.

در میان دردی که از آسمان می‌ریزد، ویروس بی‌رحمی می‌تازد که جوان و پیر را فرق نمی‌نهد، اهل فرهنگ یا هنر، نامداران را با پاکبانان، محیط‌بانان و پاسبانان جدا نمی‌بیند. طنزنویسی از خالق پرسیده چرا در شادی و خوشی، بین بندگانت فرق می‌نهی، اما در درد و رنج عدالت‌پیشه می‌کنی، خب چرا؟

این سخن متعلق به این زمان است که شنیدیم کرونا راه خانه خالق دلشدگان را هم یافته است. خانم زهرا خوشکام (حاتمی) همسر و لیلا دردانه علی حاتمی هم مبتلا شده‌اند. زری خانم از بیمارستان به زبان دوران سلطان صاحبقران می‌گوید: "چرا کسی فکر رعیت نیست، عطوفت کجاست، انسانیت کجا رفته. مرده شور این تخت سلطنت را ببرد. چرا همت نمی‌کنید، واکسن چرا نیست". لیلا حاتمی به همان درد مبتلاست اما سکوت را بیشتر می پسندد.

آن سوتر باران کوثری، عزیزکرده سینمای معاصر، یک هفته می‌گذرد که در بیمارستان است و با کرونا جنگ می‌کند و به بیماران دیگر روحیه می‌دهد. جامعه مدنی در محیط ویروس زده جانی گرفته است. که رودکی گفته: اندر بلای سخت پدید آید فضل و بزرگمردی و سالاری.

ایران

منبع تصویر، Teatrbazha

توضیح تصویر، هیچ، میان ما

یک رویداد تازه

یک رویداد است، نه نمایش. موضوعش "ساختارهایی است که مدت‌های مدید برای زیستن به کار می‌آمدند، حالا دیگر معلق و ناکارآمدند. در لحظه‌ اکنون دیگر راهی باقی نمی‌ماند، جز دست یازیدن به ساختارهایی تازه که مانع از میان رفتن دستاوردهای سترگ بشری می‌شوند".

"هیچ، میان ما" نام این رویداد است. تغییر، گاه چنان بزرگ و هولناک است که دیگر هیچ چیز چون گذشته نیست. "هیچ، میان ما" شکلی تازه به اجرا بخشیده است. تن ندادن به وضعیتی که پیشاپیش ما را از دست زدن به هر حرکتی محروم می‌کند.

این شکل تازه، اجرایی سی شبه و ممتد نیست، بلکه رویدادی است روزانه. تنها دو روز؛ پنجشنبه و جمعه هر هفته از ساعت هفت عصر، با ظرفیتی محدود از تماشاگر و رایگان. این راه و تلاشی است که گروه نمایش با همراهی خانه هنرمندان ادامه دادند تا شاید بشود هنوز امیدوار باقی ماند. و مرگ تئاتر را نپذیرفت.

رویداد غریبی است هیچ، میان ما. نویسنده و کارگردانش سیاوش پاکراه و اجراگرانش: مصطفی لطیفی خواه، امیر تک فلاح، محمد هادی غضنفری، محسن صالحی، میلاد حکمت‌پیرا.

ایران

منبع تصویر، Teatrbazha

توضیح تصویر، قصاف

خودشیفتگانیم

تماشاخانه دیوار چهارم شاهد است که گروهی به سرپرستی فرزین محدث با چه پشتکار و عشقی مدت‌هاست که تمرین می‌کنند، در حالی که حتمی هم نیست که بعد از اردیبهشت هم تماشاخانه باز شود. به گفته بهزاد فراهانی استاد تئاتر: خانواده نمایش را هیچ چیزی جز عشق به صحنه نگاه نمی‌دارد و زنده نمی‌کند…

نمایشی را که فرزین محدث آماده دارد "قصاف" نام گرفته یعنی خودخواهی در اوج دوست داشتن.

کارگردان در توضیح این اجرا نوشته است: "ما آن چیزی نیستیم که نشان می‌دهیم، مملو هستیم از دروغ‌ها، قضاوت‌ها، نیازها، وابستگی‌ها، دلبستگی‌ها و … آن زمان که خودخواه شویم همه چیز را برای خود می‌خواهیم و آن چیزی که برای ما نیست لاجرم از بین می‌بریم حتی در اوج دوست داشتن."

این نمایش پروژه پایان دوره هنرجویان کارگاه مبانی بازیگری است که به صورت کارگاهی شکل گرفته. تهیه و تولید موسسه هنری آرتا است و طراحی گرافیک آن را سینا افشار بر عهده دارد.

بازیگرانش عبارتند از فرزانه دادخواهی اصل، امیرحسین شفیعی، امیرحسین بلباسی، مبینا معظمی، محمد عباسی گراوند، احسان حیدری، ابوالفضل برارخانی، نیلوفر ناظری، محمدعلی هاشمی، پرستو بازیار، محمدسعید آهنگر، مهرداد جوانمردی، بهناز سبحانی و رضا محمدی.

ایران

منبع تصویر، A.Baghdad dehi

توضیح تصویر، علیخان عبدالهی و مجسمه‌هایش

علیجان و بخت تهران

علیخان عبداللهی الان دیگر برای مردم ایران و برخی هنرشناسان جهان مشهور است. با این همه وقتی این هفته در برنامه‌ای در تلویزیون جمهوری اسلامی ظاهر شد باز هم از سادگی و زلالی همچون چشمه‌های پغمان، دیدنی و شنیدنی بود و اشک‌ها گرفت. حتی برای کسانی که فیلم مستند محمد صفا را دیده بودند که درباره علیخان است، باز قصه شنیدنی بود. علیخان کسی که بعد ۳۰ سال که از مهاجرتش به تهران می‌گذرد، هنوز برای ساکنان خیابان کریمخان و ساختمان شش طبقه‌ای که او سرایدارش بود آشناست.

علیخان شکرگزار است از زندگی. در تهران با اذن صاحبخانه‌ها، پشت بام ساختمان و موتورخانه را به محل زندگی و کارگاه تولیدی خود تبدیل کرده. حکایت زندگیش از روزی آغاز شد که قصد کرد به نقاش سالخورده و درمانده‌ای کمک کند و روزها به مجسمه‌هایش خیره می‌شد. و چندی بعد در جوی آب چند شانه تخم مرغ می‌بیند، بر می‌دارد و انتخاب می‌کند و با آب کردن آن‌ها، و خرید سریش شروع می‌کند به مجسمه سازی. بخت دوم وقتی است که به تصادف کامبیز درم‌بخش استاد نقاشی و مجسمه‌ساز با او و کارهای ابتداییش آشنا می‌شود، پیرمرد سالخورده را پیش خود می‌برد و مجسمه‌های علیخان را می‌خرد و همه جا معرفی می‌کند.

حالا علیخان برای خود نامی است و اعتباری، یک روز فرشته حسینی بازیگر سینما می‌آید برای خرید مجسمه، با آقایی که خریدار آثارش هست و هر قیمت که علیخان می‌دهد او افزونش می‌کند. نوید محمدزاده است که وعده داده بزودی یک خانه قدیمی کلنگی برایش جور کند که در یک طبقه بنشیند و در زیرزمینش مجسمه‌سازی درس بدهد.

حالا مجسمه‌های علیخان در دنیا می‌گردد و به قیمت‌های میلیونی خرید و فروش می‌شود. از فرصت برنامه تلویزیونی محاکات استفاده می‌کند تا بگوید مشکل هم فراوان داریم ما افغان‌ها نمی‌توانیم یک سیم‌کارت برای خود داشته باشیم.

در تهران بود که ازدواج کرد با شیرین خانم و سه فرزند دارد. همان که مجسمه‌هایش در نگارخانه‌های اروپا و آمریکا و جنوب خلیج فارس به نمایش درآمده و نام آشناست.

زبان تیز طنز

سعید حجاریان در تلگرام نوشت: ۱۹ فروردین ۱۳۷۹ مصادف بود با برگزاری کنفرانس برلین و اغمای بعد از ترور. دستگاه قضا من را از تخت بیمارستان سینا متهم به شرکت در این کنفرانس کرد و ۱۰ سال بعد خودش حکم به برائت داد، تا مفهوم عدالت قضایی را تفهیم کند!

آیدین سیار سریع نوشته: قصه نویسنده‌ای را بگو که می‌خواهد خودش را بکشد چون شنیده است که معمولا آثار نویسندگان بعد از مرگ به فروش می‌رود، و قدر می‌بیند. پس از بالای یک مجتمع تجاری خودش را پرت می‌کند اما روی سر یک رهگذر می‌افتد و او را هم می‌کشد. رهگذر نویسنده‌ای است که آثارش به تیراژ میلیونی می‌رسد.

گاه زبان طنز نیاز به وضوح ندارد، تصویر ملکه ماری آنتوانت را بکش، که دارد شیرینی می‌خورد. وارد خط قرمز نشوید. لازم نیست چشمان ملکه را شبیه رییس روسا یا وزیر وزرا بکشید.

شیرینی بخورید خب

منبع تصویر، F.Mozafari

صفورا بیانی با عنوان "خدا را شکر گود داریم" در شماره اردیبهشتی چلچراغ نوشته: گودبرداری زمینی که قرار است کارخانه تولید واکسن در آن احداث شود، آغاز شده و به این ترتیب ۷۰ درصد پروژه به انجام رسید. اشک شوق از چشم جهانیان سرازیر شد وقتی دیدند جان آدم‌ها این قدر برای مسوولان ما ارزشمند است که به خاطر آن به آب و آتش می‌زنند و با دستان توانمند خود که نه، با لودر زمین را گود برداری می‌کنند. آن هم در زمانی که فقط یک سال و چهار ماه از ورود ویروس و همه گیری این بیماری در ایران می‌گذرد و هنوز کشته شدگان به هشتاد هزار نرسیده است.

نویسنده مدعی شده که هم اکنون مردم آمریکا، انگلیس و آلمان دارند خودشان را می‌زنند که چرا ما هنوز گودبرداری نداریم. همچنین می‌توان پیش‌بینی کرد که با توجه به موج چهارم کرونا و پیش‌بینی خردمندانه وزارت بهداشت، در روزهای آتی آمار فوتی‌ها نسبت به زندگان و محاسبات دقیق گودبرداری، کاهش یافته و بتوان باقی واکسن‌ها را به کشورهایی مانند ژاپن صادر کرد که برنامه و امکانات و اعتماد به نفس برای تولید واکسن ندارند.

شعر کرونایی حدیث لزر غلامی

جغرافیای ذهنی عالم عوض شده

با مرگ تو جهان من از دَم، عوض شده

غمگینم از هزار جهت در هزار غم

اما بدون تو، غم من هم عوض شده!

ای خس‌خسِ تمام قرنطینه‌ی جهان

انگار هم جهان و هم آدم عوض شده!

از پشت ماسکِ خاطره‌های زبانزدت

لبخند تو جویده و مبهم عوض شده

باران زده به صورت روحت که بعد مرگ

آن صورت قشنگ تو نم‌نم عوض شده

«مجلس تمام گشت و به آخر رسید عمر»

دنیای پیش روت، مگر کم عوض شده؟

من می‌رسم به مقصدِ با هم، ولی نه زود

چون بی‌تو مقصدم نه، که راهم عوض شده!

ایران

منبع تصویر، social media

توضیح تصویر، احسان منصوری و افشین سلیمان پور

رفتگان هنر

رفتگان هزاران بودند در هفته، که ویروس ۱۹ جانشان گرفت. در عالم هنر یاد شد از آن‌ها که پرآوازه نبودند هنوز، اما رفتنشان افسوس برانگیخت. از آن جمله افشین سلیمان‌پور، بازیگر ۵۴ ساله تئاتر و اشکان منصوری ۴۰ ساله بازیگر و خبرنگار.

افشین سلیمان‌پور، همسر نوشین تبریزی، نمایشنامه‌نویس، کارگردان و بازیگر تئاتر صبح ۳۱ فروردین ماه در قطعه هنرمندان به خاک سپرده شد. کارنامه هنری‌اش بازی در نمایش‌هایی مانند "گنجفه"، "تالاب هشیلان"، "خانه پدری"، "طعم آلوی جنگلی"، "شهر تنهایی من" و فیلم سینمایی "چند متر مکعب عشق" بود.

اشکان منصوری هم درگذشت که بازیگر سینما و خبرنگار فرهنگی بود.

نوشته‌اند: وی دانش‌آموخته رشته بازیگری بود و در فیلم‌ سینمایی "هزارپا"، مجموعه‌های تلویزیونی "هشت و نیم دقیقه"، "پرستاران" و سریال نمایش خانگی "رقص روی شیشه" به ایفای نقش پرداخته بود.

ایران

منبع تصویر، Ehsan Ganji

توضیح تصویر، ناامنی زمین

بیشتر بخوانید: