تنشهای مهاجرتی در آستانه انتخابات آلمان آشکار میشود

- نویسنده, جسیکا پارکر
- شغل, خبرنگار بیبیسی، برلین
- در, گزارش از اوبرهاوزن
عالیه میگوید وقتی خبر حمله هفته پیش در مونیخ را دیدم که در آن یک کودک نوپا و مادرش کشته شدند «گریه میکردم. چرا یک نفر باید چنین کار هولناکی انجام دهد؟ واقعا چرا؟ اصلا نمیتوانم بفهمم».
به دنبال مجموعهای از حملات خشونتبار در شهرهای آلمان که مظنونان آن پناهجویان بودند، این بار هم یک مرد افغان دستگیر شد.
هفته پیش مادر و دختری در مونیخ و ماه گذشته هم در آشافنبورگ یک کودک و یک فرد بزرگسال کشته شدند.
عالیه حدود یک دهه پیش با پسر نوزادش به آلمان آمد. او و پسرش که اکنون ۱۰ سال دارد، مرا در خانه خود میپذیرند.
آنها در میان رقم بیسابقه یک میلیون و ۲۰۰هزار پناهندهای بودند که در فاصله سالهای ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۶ از آلمان درخواست پناهندگی کردند. بیشتر آنها اهل سوریه بودند اما در میان آنها پناهجویانی از کشورهای افغانستان و عراق هم بودند.
چند روز مانده به رایگیری برای انتخاب دولت جدید در آلمان، این حملات باعث شده است که امنیت عمومی و مهاجرت به محور اصلی کارزارهای انتخاباتی نامزدها تبدیل شود.
عالیه از کسانی که خشونت را در کشور رواج میدهند سرخورده و دلسرد شده است و میگوید: «این کشور به ما همه چیز داده است.»
بیبیسی حدود یک دهه پیش در جریان داستان زندگی آنها قرار گرفت. در آن زمان ویدیویی از آنها در مرکز پناهجویان شهر اوبرهاوزن تهیه شد.
رامی به تصویر خودش در سال ۲۰۱۵ نگاه میکند؛ تصویر موجود کوچک پیچیده در جلیقه نجات، در زمانی که مادرش از سوریه جنگزده گریخته بود.
عالیه که به خاطر میآورد چگونه در قایقی کوچک همراه با شصت نفر دیگر از دریای اژه عبور کردند، آن زمان از خودش میپرسید: «من چطور با این بچه سوار این قایق شوم؟»
رامی میگوید: «باورم نمیشود که من از چنین ماجراهایی جان به در بردهام». الان حتی تماشای آن هم او را میترساند.

ده سال از آن زمان گذشته است. عالیه در حرفه مراقبت از سالمندان آموزش دیده و دوباره ازدواج کرده است. او دنبال کار میگردد و رامی به مدرسه میرود و طرفدار پرشور فوتبال است.
آنها هر دو به زبان آلمانی حرف میزنند. رامی با این زبان بزرگ شده است و عالیه آن را یاد گرفته است.
آنها از کشوری که آنها را پذیرفته سپاسگزارند و میخواهند در آلمان بمانند. رامی آرزو دارد پزشک یا پلیس یا بازیکن فوتبال شود.
تعجبی ندارد که این مادر و فرزند در طول ده سال چقدر تغییر کردهاند.
البته آلمان هم در این ده سال تغییر کرده است.

در سال ۲۰۱۵ شاهد صحنههای پخش شیرینی و شکلات در میان پناهجویانی بودیم که به ایستگاه راهآهن مونیخ میرسیدند. در آن زمان ناگهان تعداد بیسابقهای از پناهجویان به دلیل جنگ، بیثباتی و ناآرامیها و فقر به سوی اروپا سرازیر شدند.
فرهنگ استقبال آلمانی (Willkommenskultur) در جمله معروف آنگلا مرکل، صدراعظم وقت، خلاصه شد: «ما از پس این کار برمیآییم.»
برای طرفداران مرکل این واکنشی واقعگرایانه و همدلانه بود و برای منتقدانش، یکی از نابخشودنیترین اشتباهات او.
یک دهه از آن زمان گذشته و با هرکس که صحبت میکنم قبول دارد که رویکردها، هم در جامعه و هم در سیاست سختگیرانهتر شده است.
عالیه میگوید که «تعداد زیادی دوست آلمانی» دارد، اما شاهد تغییرات گستردهای در فضای آلمان است و در این سو و آن سو جمله «خارجی برو بیرون!» را میشنود.
عالیه از اینکه برخی پناهجویان و مهاجران زبان آلمانی یاد نمیگیرند ناراحت است و به نظر او این افراد به خوبی با جامعه میزبان سازگار نمیشوند.
او میگوید: «کلید اصلی زندگی در این کشور یادگیری زبان است، جنبه مثبت ماجرا این است که بسیاری از مهاجران زبان آلمانی را یاد گرفتهاند و مشغول کار شدهاند.»
در نزدیکی پارک اصلی شهر اوبرهاوزن، گئورگ ۶۶ ساله میگوید من مشکلی در همزیستی با افراد از هر پیشینه و تباری ندارم اما نگران موارد مربوط به «افراطی شدن» است.
او بیشتر عمر خود را در این شهر زندگی کرده و با حرفه مکانیکی و فروش قطعات خودرو امرار معاش میکند. او از اینکه اوبرهاوزن دیگر آن رونق گذشته را ندارد ناراحت است و دلیل آن را زیرساختهای فرسوده شهری و فقدان سرمایهگذاری در آن میداند.
بسیاری از آلمانیها از تمایل به امنیت عمومی بیشتر و سرخوردگی از احزابی صحبت میکنند که از زمان اتحاد مجدد کشور تا الان بر سر کار بودهاند.
دولت فعلی و در حال تغییر آلمان برای جلوگیری از افزایش تعداد متقاضیان پناهندگی کنترلهای مرزی را تشدید کرده است و احزاب مخالف در صورت موفقیت در انتخابات میخواهند در این زمینه شدت عمل بیشتری به خرج دهند.
گئورگ میگوید این مسئله پیچیده است اما معتقد است که امنیت باید برقرار شود: «مهم نیست چه گروهی به قدرت برسد. به هر حال وضعیت نباید این طور که هست بماند. باید اوضاع تغییر کند.»
پیش از بحران مهاجرت در اروپا، اوبرهاوزن شهری چند فرهنگی بود.
آمار سال ۲۰۱۰ دولت محلی نشان میدهد ۲۲ درصد ساکنان اوبرهاوزن در آلمان به دنیا نیامدهاند و شهروند آلمان نبودهاند و دست کم یکی از والدین آنها مهاجر بوده است.
در سال ۲۰۱۶، این آمار به ۲۸ درصد و در آخرین آمار مربوط به سال ۲۰۲۳ به ۳۷ درصد رسید.
وقتی در مرکز شهر قدم میزنی، ماهیت پیچیده و تنشآفرین بحث مهاجرت در آلمان کاملا مشهود است.
در گوشهای از شهر، تظاهراتی علیه حزب راستگرای افراطی «آلترناتیو برای آلمان» برپاست. این حزب از ایده «بازمهاجرت» حمایت میکند که بسیاری آن را به معنای اخراج گسترده مهاجران میدانند.
در خیابان اصلی شهر تابلو تبلیغاتی و غرفه حزب آلترناتیو برپا شده اما چیزی نمیگذرد که فریاد اعتراضی «نازیها» به سوی آنها روانه میشود.
در حالی که ما در حال فیلمبرداری هستیم، دو مرد غیر سفیدپوست با فعالان این حزب درگیر بحثی تند میشوند.
یورگ لانگه، یکی از فعالان انتخاباتی حزب آلترناتیو برای آلمان که پیشتر با او صحبت کرده بودیم، میگوید: «اگر اینجا را دوست ندارید، به کشور خود برگردید.»
وقتی او را به چالش میکشم، یورگ لانگه این جمله را نژادپرستانه نمیداند.
او که عضو شورای شهر است، میگوید تصمیم با رأیدهندگان است و با تردید ابراز میکند که یکی از این مردان، با وجود تسلط بر زبان، واقعا اینجا بزرگ شده باشد.

من میپرسم: «آیا شما چنین حرفی را به یک سفیدپوست هم میزنید؟»
یورگ لانگه باز هم تاکید میکند که نژادپرست نیست و پاسخ میدهد: «نه البته که نمیزنم.»
آقای لانگه میگوید: «او به شخص من حمله کرد. او گفت تو نازی هستی. در نتیجه من ناچار بودم در پاسخ بگویم اگر کشور آلمان برای شما مناسب نیست میتوانید به کشور خودتان برگردید و ما را اینجا به حال خود بگذارید.»
وقتی مشغول گفتوگو با کوامه و پراتپ، دو مرد سی و چند ساله بودم که در بحث شرکت داشتند، پلیس هم از راه رسید.
کوامه میگوید: «او به ما گفت که از اینجا بروید!» و پراتپ میگوید منظور این بوده که «دو سه خیابان آنطرفتر بروید».
آنها به من گفتند: «ما در این کشور به مدرسه رفتهایم و در اینجا بزرگ شدهایم... بچههای ما اینجا به دنیا آمدهاند. ما مالیات میدهیم، ما یک خروار مالیات میدهیم!»
من از آن دو نفر میپرسم شاید خودشان هم در بالا گرفتن بحث سیاسی پیشآمده نقش داشتهاند.
کوامه که در بحث از واژه «نازی» استفاده کرده بود میگوید وقتی لحن «تحقیرآمیز» افراد را درباره افراد غیر سفیدپوست میشنود «برانگیخته» میشود. «ما فکر میکنیم عجب، آیا با چنین وضعیتی هنوز هم ما با هم برابریم؟»
کوامه که طراح رقص است میگوید در سن ۱۳ سالگی از کشور غنا به آلمان آمده است و پراتپ تعریف میکند که در همین شهر به دنیا آمده است.

پراتب میگوید «من آلمانی هستم» و کوامه اضافه میکند «من به این شهر افتخار میکنم. هر جای دنیا که میروم میگویم اهل اوبرهاوزن هستم».
هر دو باور دارند که در سالهای اخیر شکاف عمیقی در جامعه به وجود آمده است.
فضای سیاسی آلمان، که شاهد حمایتی قوی از حزب آلترناتیو در نظرسنجیهاست، باعث شده برخی از احزاب اصلی آلمان لحن سختگیرانهتری در قبال مهاجرت در پیش بگیرند.
حزب دموکرات مسیحی که در نظرسنجیها پیشتاز است خواهان ایجاد «ممنوعیت مرزی» برای همه افرادی است که قصد دارند بدون مدارک لازم وارد آلمان شوند، حتی اگر این افراد به دنبال پناه و حمایت باشند.
حزب سوسیال دموکرات آلمان خواهان سرعت بخشیدن به روند رسیدگی به درخواستهای پناهندگی و افزایش اخراجها است.
حزب آلترناتیو برای آلمان خواهان بستن مرزهای آلمان و خروج از سیاست مشترک پناهندگی اروپا است.
عالیه امیدوار است آلمان همچنان مرزهای خود را به روی پناهجویان باز نگه دارد: «هنوز همه جای دنیا جنگ است. مردم به پناه نیاز دارند. شاید آدمهای خیلی خوبی باشند که بخواهند از جنگ فرار کنند.»
آینده سیاستهای مهاجرتی آلمان به این بستگی دارد که کدام احزاب پس از این انتخابات ائتلاف تشکیل دهند و بر سر چه مسائلی توافق کنند.
اما چرخش به راست، هم در عمل و هم در گفتار، از هماکنون آغاز شده است.














