چرا مردان جوان در آلمان به راست افراطی گرایش پیدا میکنند؟

- نویسنده, جسیکا پارکر، کریستینا فولک
- شغل, بیبیسی
نیک ۱۹ ساله میگوید: «پدر و مادرم همیشه به من گفتهاند که در آرامش و امنیت زندگی میکردند و لازم نبود در کشور خودشان از چیزی هراس داشته باشند. من هم دوست دارم در کشوری زندگی کنم که در آن احساس ناامنی نداشته باشم.»
با نیک در بار کوچکی در شهر فرایبورگ ملاقات میکنم که او برای بازی دارت به آنجا میرود. این شهر در ایالت زاکسن آلمان واقع شده و در گذشته شهر معدنکاران بود.
شبی سرد و مهآلود در ماه فوریه است و تنها دو هفته به انتخابات سراسری آلمان باقی مانده است.
نیک و دوست ۳۰ سالهاش، دومینیک، از هواداران حزب «آلترناتیو برای آلمان» هستند؛ حزبی که بیش از یک سال و نیم است پیوسته در جایگاه دوم نظرسنجیهای آلمان قرار دارد و مانند دیگر احزاب راست افراطی در این کشور و سایر نقاط اروپا، روزبهروز عده بیشتری از جوانان، به ویژه مردان، را به خود جذب میکند.
نیک – و بسیاری از مردان جوان آلمانی – میگویند یکی از دلایل اصلی ترس آنها افزایش حملاتی است که افراد مظنون در آن، پناهجویان بودهاند. تازهترین نمونه، حمله مرگبار با چاقو به یک کودک نوپا و یک مرد در پارکی در شهر آشافنبورگ در ایالت بایرن بود. مهاجرت حالا به دغدغه اصلی نیک و دومینیک تبدیل شده است، هرچند آنها با همه اشکال مهاجرت مخالف نیستند.
دومینیک میگوید: «من هیچ مشکلی با افرادی که در جامعه ادغام میشوند؛ یاد میگیرند؛ اینجا تحصیل میکنند و کار میکنند، ندارم.» اما او منتقد کسانی است که از پناهندگی سوءاستفاده میکنند.
دومینیک ادامه میدهد: «اما این روزها چنین صحبتهایی خصمانه تلقی میشود و به خاطر گذشته آلمان، برچسب نازی به آدم میزنند.»

حزب «آلترناتیو برای آلمان» که مدتهاست با مواضع ضد مهاجرتی خود شناخته میشود، از حمایت ایلان ماسک، میلیاردر دنیای فناوری و مالک شبکه اجتماعی ایکس، استقبال کرده است. ماسک در شبکه ایکس گفتوگوی زندهای با آلیس وایدل، رهبر این حزب، برگزار کرده و به صورت ویدیویی در یکی از گردهماییهای حزبی آنها شرکت کرده است.
اکنون که آلمان در انتظار نتایج انتخابات پیش رو است تا ببیند جناح راست افراطی تا چه اندازه موفق خواهد بود، این پرسش مطرح میشود که چرا عده زیادی از مردان جوان به جناح راست افراطی گرایش پیدا کردهاند و این مسئله چه پیامدهایی میتواند برای کشوری داشته باشد که بهشدت نسبت به گذشته نازی خود حساس است.
گرایش مردان جوان به راست
پژوهش مرکز تحقیقاتی پیو در سال ۲۰۲۴ نشان داد که ۲۶ درصد از مردان آلمانی دیدگاه مثبتی به حزب آلترناتیو برای آلمان دارند، درحالی که این رقم در میان زنان تنها ۱۱ درصد است. همچنین، از سال ۲۰۲۲ میزان حمایت مردان از این حزب ۱۰ درصد افزایش یافته است.
در انتخابات پارلمان اروپا در سال ۲۰۲۴، طبق نظرپرسیهای پس از رایگیری در آلمان، میزان رایدهندگان زیر ۲۴ سال (اعم از مرد و زن) که به حزب آلترناتیو برای آلمان رای دادند، به ۱۶ درصد رسید که نسبت به سال ۲۰۱۹، افزایش ۱۱ درصدی داشت.
این در حالی است که بر اساس پژوهش تازهای از «موسسه آلمانی پژوهشهای نسلی»، اضطراب عمومی در میان جوانان در حال افزایش است.
پژوهشی که روی ۱۰۰۰ آلمانی ۱۶ تا ۲۵ ساله انجام شد نشان داد میزان اضطراب افرادی که خود را راست افراطی میدانند، بیشترین و در میان کسانی که در میانه طیف سیاسی قرار دارند، کمترین مقدار است.
بر اساس این پژوهش، زنان بیشتر نگران حقوق خود و حقوق اقلیتها هستند، در حالی که مردان بیشتر دغدغه ارزشهای محافظهکارانهای را دارند که کمتر بر محور حقوق فردی متمرکز است.

منبع تصویر، Getty Images
دکتر رودیگر ماس از اندیشکده «موسسه پژوهشهای نسلی» آلمان میگوید احزاب چپگرا معمولا بر موضوعاتی مانند فمینیسم، برابری و حقوق زنان تمرکز دارند.
او میگوید: «به طور کلی، مردان احساس نمیکنند که این مسائل به آنها ارتباطی دارد. به همین دلیل، تمایل بیشتری به رای دادن به احزاب راست افراطی دارند.»
احزاب پوپولیست راست افراطی در کشورهایی مانند فرانسه، اتریش، هلند، لهستان، اسپانیا و ایتالیا نیز موفقیتهایی کسب کردهاند.
طارق ابو-شادی، استاد سیاست اروپایی در دانشگاه آکسفورد، در تحلیلی مبتنی بر دادههای انتخابات ۲۰۲۴ اروپا میگوید: «شصت درصد از مردان جوان زیر ۳۰ سال در کشورهای اتحادیه اروپا مایل به رای دادن به جناح راست افراطی هستند که این میزان به مراتب بیشتر از سهم زنان است.»
پیامرسانان
علاوه بر مسائل جنسیتی، مهاجرت و مسائل اقتصادی، شبکههای اجتماعی نیز در این روند نقش دارند. پلتفرمهایی مانند تیکتاک به گروههای سیاسی این امکان را میدهند که رسانههای جریان اصلی و سنتی را -که جناح راست افراطی آنها را دشمن میداند- دور بزنند و پیامشان را بیواسطه منتشر کنند.
مائوریتسیوس دورن از «موسسه گفتوگوی راهبردی» میگوید در تیکتاک، حزب آلترناتیو برای آلمان به وضوح نسبت به دیگر احزاب آلمانی برتری دارد. این حزب در حساب پارلمانی خود ۵۳۹ هزار دنبالکننده دارد، در حالی که حزب سوسیال دموکرات، با بیشترین کرسی در پارلمان آلمان، تنها ۱۵۸ هزار دنبالکننده دارد.
آقای دورن میگوید تنها حسابهای رسمی حزب برای رسیدن به این برتری نقش ندارند، بلکه «تعداد زیادی از حسابهای غیررسمی هواداران نیز به انتشار محتوای مربوط به حزب کمک میکنند».
با ایجاد ۱۰ حساب کاربری «شخصیتمحور» با پروفایلهای متفاوت، آنها دریافتند که «کاربرانی که گرایش بیشتری به جناح راست دارند، بیشتر محتوای مربوط به حزب آلترناتیو برای آلمان را مشاهده میکنند، در حالی که کاربران چپگرا، با طیف متنوعتری از محتوای سیاسی روبهرو میشوند».
تیکتاک اعلام کرده است که میان جناحهای راست، چپ و میانه تمایزی قائل نمیشود و تلاش میکند «در خط مقدم» مقابله با اطلاعات نادرست باشد.
دورن میگوید سایر احزاب «بسیار دیر» به اهمیت شبکههای مانند تیکتاک پی بردند، به همین دلیل اکنون تلاش میکنند حضور خود را در این فضا تقویت کنند.
یکی از اینفلوئنسرهای حزب آلترناتیو برای آلمان، سلینا بریختسی، تیکتاکری ۲۵ ساله است که بیش از ۱۶۷ هزار دنبالکننده دارد. ۵۳ درصد از دنبالکنندگان او مرد هستند و ۷۶ درصدشان بین ۱۸ تا ۳۵ سال سن دارند.
او بیشتر ویدیوهای رقص و سبک زندگی منتشر میکند، اما در کنار آن، محتوایی در حمایت از حزب آلترناتیو برای آلمان نیز به اشتراک میگذارد.

خانم بریختسی میگوید که از تبلیغ حزب آلترناتیو برای آلمان درآمدی کسب نمیکند، بلکه این کار را انجام میدهد چون به این هدف باور دارد و میخواهد «پیامی را منتقل کند».
دیدگاههای سیاسی او شامل بازگرداندن خدمت سربازی اجباری، افزایش حمایت از مادرانی که میخواهند یا نیاز دارند در خانه بمانند و اعمال کنترل شدیدتر بر مرزها است.
وقتی از او پرسیدم آیا دیدگاههایش به معنای رد چند فرهنگیگرایی است، پاسخ داد نه، اما باور دارد که مردم باید «ادغام شوند».
او افزود: «برخی افراد به طور کلی با ما آلمانیها جور درنمیآیند.» اما چندین بار تاکید کرد که نژادپرست نیست و «مشکلی با خارجیها ندارد».
مخالفت با «جابجایی نقشها»
خانم بریختسی همچنین با «جابجایی نقشها» در نحوه پوشش مردان و زنان مخالف است.
پروفسور ابو شادی واکنش علیه «ایدئولوژی جنسیتی» را یکی از عوامل موثر در حمایت جوانان از راست افراطی میداند؛ موضوعی که موسسه پژوهش نسلی نیز آن را تایید میکند.
در این پژوهش، آنها از کسانی که برای اولین بار رای میدادند پرسیده بودند که آیا جریان مرتبط با جامعه الجیبیتیکیو را «اغراق آمیز» یا بیش از حد میدانند. بیشترین میزان موافقت با این نظر در میان کسانی دیده شد که قصد رای دادن به حزب آلترناتیو برای آلمان را داشتند.
وقتی از خانم بریختسی پرسیدم که آیا این دیدگاه را نمیتوان واپسگرایانه دانست، پاسخ داد: «از نظر زیستی، ما مرد و زن هستیم» و گفت که معتقد است افراد باید بر اساس این واقعیت هویت خود را نشان دهند.
خانم بریختسی میگوید به دلیل عقاید سیاسیاش چند نفر از دوستانش را از دست داده و اکنون بیشتر با افرادی معاشرت میکند که دیدگاه مشابهی دارند.
او با کسانی که حزب آلترناتیو برای آلمان را یک جنبش خطرناک میدانند، موافق نیست و معتقد است که این حزب تغییری واقعی و بنیادین ایجاد خواهد کرد.
وقتی از او پرسیدم که آیا خود را راست افراطی میداند، گفت که در برخی موضوعها مانند کنترل مرزها و جرم و جنایت، «قطعا بله».
این پاسخ جالب توجه است، به ویژه از آن جهت که معمولا طرفداران حزب آلترناتیو برای آلمان، این حزب را «راست افراطی» نمیدانند و این برچسب را نمیپذیرند، از جمله آلیس وایدل، رهبر حزب، که تاکید دارد جنبشی محافظهکار و آزادیخواه را رهبری میکند.

منبع تصویر، Getty Images
با فاصله گرفتن بیش از پیش از دوران هولناک نازیها، این نسل با احزابی مانند آلترناتیو برای آلمان رشد کرده است، چه از طریق گفتوگوی تلویزیونی و چه از طریق مباحث پارلمانی پس از ورود نخستین نمایندگان این حزب به پارلمان در سال ۲۰۱۷.
پروفسور ابو شادی بر این باور است که راست افراطی به طور کلی چنان عادیسازی شده که «دیگر آنقدرها افراطی به نظر نمیرسد».
این در حالی است که این حزب با رسواییهایی روبهرو بوده است؛ ازجمله بیورن هوکه، چهره شاخص جناح تندرو آلترناتیو برای آلمان، سال گذشته دو بار به دلیل استفاده از یکی از شعارهای نازیها جریمه شد، هرچند او آگاهانه بودن این کار را انکار میکند.
حزب آلترناتیو برای آلمان در سه ایالت، ازجمله زاکسن، به عنوان یک جریان راست افراطی طبقهبندی شده است؛ اقدامی که این حزب در دادگاه آن را به چالش کشید اما ناموفق بود.
بنا بر گزارشی که سال گذشته سازمان اطلاعات داخلی زاکسن منتشر کرد، تعداد «افراد راست افراطی» در این ایالت به «رکوردی جدید» رسیده بود. نتایج این گزارش به دادههای مربوط به سال ۲۰۱۵ به بعد مربوط میشد.
تردید در روایتهای تاریخی
در یک مرکز خرید در شهر کمنیتس در ایالت زاکسن، با گروهی از مردان جوان روبهرو میشویم که اگرچه حاضر نیستند با ذکر نام با ما صحبت کنند، اما میگویند که راستگرا هستند.
آنها که همگی لباس مشکی بر تن دارند و موهایشان کوتاه و یکدست است، باور دارند که همجنسگرایی نادرست است و نگراناند که «نژاد» آلمانی به دلیل افزایش جمعیت مهاجران در خطر باشد.
آنها روایتهای مربوط به گذشته کشورشان را زیر سوال میبرند، که به نظر میرسد اشارهای به دوران نازیها باشد.
دیانا شویتالا، که هشت سال سابقه تدریس تاریخ و علوم اجتماعی را دارد، میگوید در کلاسهایش با موردی از انکار هولوکاست روبهرو شده و گاهی اظهارات نگرانکننده دیگری نیز شنیده است.
خانم شویتالا میگوید: «ما حرفهایی این قبیل میشنویم که جنگ جهانی دوم در واقع چیز خوبی بوده و دلیلی وجود داشته که مردم آن زمان کشته شدهاند و این اتفاق مثبت بوده است. هیتلر به عنوان فردی خوب توصیف میشود.»
او میگوید: «بسیاری از محصلان، به ویژه دانشآموزان خیلی جوان، میگویند مهم نیست که به چه کسی رای بدهیم، چون به هر حال آنها همان کاری را میکنند که «آن بالاییها» میخواهند. اما وقتی میپرسم که «آن بالاییها» چه کسانی هستند، جوابی دریافت نمیکنم.»

ما در طی دو روز با خانم شویتالا دیدار کردیم، از جمله در یک کالج فنی و حرفهای در فرایبرگ که در محوطه یک اردوگاه کار اجباری سابق نازیها ساخته شده است. در این مکان زنان یهودی که از آشویتس آورده شده بودند، وادار به کار اجباری برای تولید قطعات هواپیما میشدند.
در میان گفتوگوها، مخالفتهایی با میزان مهاجرت به آلمان و تمایل به احساس غرور ملی به گوش میرسید.
روز اولی که با خانم شویتالا دیدار کردیم، او در حال کمک به سازماندهی یک انتخابات نمادین برای دانشآموزان بود؛ روشی برای تشویق آنها به مشارکت در بحثهای دموکراسی. این رویداد در یکی از ساختمانهای دیگر کالج در شهر فلوها، حدود ۲۵ کیلومتری فرایبرگ برگزار میشد.
با کورا، ملینا و جوی، که همگی ۱۸ ساله بودند، صحبت کردیم.
کورا میگوید از مردان همسنوسالش شنیده که تمایل دارند زنان در خانه بمانند، همانطور که در گذشته «زنان از کودکان مراقبت میکردند و وقتی شوهر از سر کار برمیگشت، غذا آماده بود». او این طرز تفکر را به جریان موسوم به «همسر سنتی» تشبیه میکند که بر پایبندی به نقشهای سنتی جنسیتی تاکید دارد.

کورا و ملینا از عقبگرد در حقوق زنان ابراز نگرانی میکنند، از جمله در زمینه حق سقط جنین و حتی، بهطرز حیرتآوری، حق رای. ملینا میگوید: «خوشبختانه این موضوع هنوز در سیاست مطرح نشده است، اما بحثهایی را درباره اینکه زنان دیگر اجازه رای دادن در انتخابات نداشته باشند، شنیدهام.»
حوالی ظهر گروه کوچکی از محصلان برای رای دادن صف میکشند. نتایج اعلام میشود و حزب «دی لینک» بیشترین رای را کسب میکند. این حزب چپگرا در میان جوانان محبوبیت نسبی دارد اما در سطح کشور تنها حدود پنج درصد رای دارد.
حزب آلترناتیو برای آلمان در جایگاه دوم قرار میگیرد. این نتایج یافتههای پروفسور ابو شادی را تایید میکند که گفته بود: «جوانان بسیار بیشتر از آنکه به احزاب میانهگرا گرایش داشته باشند، به سمت احزاب چپ یا راست افراطی متمایل میشوند.»
فراتر از رای اعتراضی
حزب آلترناتیو برای آلمان، که مسائل اصلی مورد توجه آن شامل امنیت، مرزها و جرایم مرتبط با مهاجران است، اکنون حتی از مفهوم «بازمهاجرت» حمایت میکند؛ اصطلاحی که در میان جریانهای راست افراطی اروپا رایج شده و عموما به معنای اخراج گسترده مهاجران تعبیر میشود.
گفتوگو با مردم آلمان نشان میدهد که حمایت از حزب آلترناتیو برای آلمان را، حتی با وجود نارضایتی از احزاب سنتی، نمیتوان صرفا بهعنوان یک رأی اعتراضی در نظر گرفت. سلینا، دومینیک، نیک و افراد دیگری که با آنها صحبت کردیم، واقعا معتقدند که حزب آلترناتیو برای آلمان میتواند این کشور را به سمت تغییرات بنیادین هدایت کند.
هنوز هم احزاب دیگر حاضر به ائتلاف با حزب آلترناتیو برای آلمان نیستند، اما در ماه ژانویه، برای نخستین بار، یک طرح غیرالزامآور با حمایت آرای این حزب در پارلمان آلمان تصویب شد.
پروفسور ابو شادی معتقد است که در درازمدت، ممکن است تحولاتی به مراتب اساسیتر رخ دهد.
«و به محض اینکه احزاب جریان اصلی از «دیوار دفاعی» یا سیاست مهار دست بکشند، راست افراطی شروع به بلعیدن جناح راست خواهد کرد.»
او میگوید: «احتمال زیادی وجود دارد که در بسیاری از کشورهای اروپایی، احزاب راست افراطی به نیروی اصلی جناح راست تبدیل شوند، یا شاید همین حالا هم شده باشند.»
احزابی مانند آلترناتیو برای آلمان سخت تلاش کردهاند تا در نگاه جامعه، خود را به عنوان یک جریان عادی جلوه دهند.
اگرچه در آلمان و اروپا هنوز افرادی هستند که راست افراطی را جریانی تندرو و حتی ضد دموکراتیک میدانند، اما به نظر میرسد که تلاشها برای عادیسازی این جریان، به ویژه در میان جوانان موفق بوده است.














