مرگبارترین تیراندازی سوئد، جامعه مهاجران را در نگرانی فرو برده است

کشیش یعقوب کاسلیا در لباس سیاه کشیشی و یک کلاه سیاه مغموم و خشمگین به سمتی نگاه می‌کند
توضیح تصویر، کشیش یعقوب کاسلیا در این حمله یکی از اعضای کلیسای خود را از دست داد. کاسلیا می‌گوید: «او آدم خوبی بود»
    • نویسنده, جول گونتر
    • شغل, بی‌بی‌سی
    • در, اوربرو

در قلب کلیسایی باشکوه با سقفی بلند در شهر اوربرو در سوئد، یعقوب کاسلیا، کشیش ارتدوکس سوری، به شیشه‌های رنگین بالای سرش خیره شد، سپس نگاهش را به دستانش دوخت و صلیب طلایی آویخته بر گردنش را آرام مرتب کرد.

او گفت: «پلیس می‌گوید این مرد به‌ تنهایی عمل کرده، اما این نفرت از جایی سرچشمه گرفته است.»

سلیم اِسکیف، ۲۹ ساله و از اعضای کلیسای کشیش کاسلیا، یکی از قربانیانی بود که در تیراندازی مرگبار روز سه‌شنبه در اوربرو به قتل رسید؛ حمله‌ای که نخستین تیراندازی در یک مدرسه و مرگبارترین تیراندازی جمعی در تاریخ سوئد بود. مهاجم، ۱۰ دانشجو را در مرکز آموزش بزرگسالان به قتل رساند و سپس خودکشی کرد.

به گفته ساکنان شهر و سفارت‌خانه‌های کشورهای سوریه و بوسنی، برخی از قربانیان تیراندازی اهل این دو کشور بوده‌اند، اما پلیس اوربرو تاکنون جزئیات مربوط به هویت قربانیان را به صورت رسمی اعلام نکرده است.

کشیش کاسلیا، سلیم اسکیف را انسانی مهربان و دلسوز توصیف می‌کند که همیشه آماده کمک به دیگر اعضای جامعه بود. او که پناهنده‌ای از حلب بود، پس از کشته شدن پدرش در جنگ، با مادر و خواهرش به سوئد آمده بود. او در مدرسه ریسبرگسکا، که هدف حمله روز سه‌شنبه قرار گرفت، مشغول یادگیری زبان سوئدی بود.

کشیش می‌گوید: «او مردی نیک بود. هرگز به دنبال دردسر نمی‌رفت و تنها حسن نیت و خیرخواهی از او می‌دیدیم. او یکی از ما بود.»

مردی چمباته‌زده در مقابل مدرسه ریسبرگسکا در اوربرو، کنار یادبود قربانیان، شمعی روشن می‌کند. شمع‌ها گرداگرد تیر چراغ برق گذاشته شدند و نمای بیرونی مدرسه در چشم‌انداز دورتر دیده می‌شود
توضیح تصویر، مردی در مقابل مدرسه ریسبرگسکا در اوربرو، کنار یادبود قربانیان، شمعی روشن می‌کند. در این حمله، ده نفر کشته شدند و مهاجم خودکشی کرد

کشیش کاسلیا شب پس از حمله را در کنار خانواده سلیم اسکیف گذراند تا به آن‌ها تسلی دهد. سلیم نامزد کرده بود و قرار بود تابستان امسال ازدواج کند. کشیش گفت که کارین الیا، نامزد ۲۴ ساله‌اش «به‌شدت در بهت و اندوه فرو رفته است» و «روزهای بسیار سخت و تاریکی را سپری می‌کند».

در مراسم یادبود پنجشنبه‌ شب در اوربرو، الیا در میان ضجه‌ها و اشک‌هایش از شدت اندوه از حال رفت و ناچار او را از کلیسا بیرون بردند.

پس از این تیراندازی، مقام‌های رسمی اطلاعات چندانی منتشر نکردند و این خلأ به‌شدت محسوس بود. تا پنجشنبه‌ شب، پلیس هنوز هویت مهاجم را تأیید نکرده بود. رسانه‌های سوئدی او را «ریکارد آندرسون»، مردی ۳۵ ساله از ساکنان محلی، معرفی کرده بودند. هیچ اطلاعاتی نیز درباره انگیزه او یا هویت قربانیان منتشر نشده بود.

در بیانیه‌ای که صبح چهارشنبه، کمتر از ۲۴ ساعت پس از حمله منتشر شد، پلیس اعلام کرد که مهاجم ظاهراً انگیزه مذهبی نداشته است. اما روز پنجشنبه، به نظر می‌رسید آنا برگکویست، مسئول تحقیقات پلیس، از این اظهارات عقب‌نشینی کرده باشد.

او به بی‌بی‌سی گفت: «نمی‌توانم بگویم چرا چنین حرفی زده‌اند. ما در حال بررسی انگیزه‌های مختلف هستیم و به‌محض دستیابی به نتیجه، آن را اعلام خواهیم کرد.»

یک ردیف از زنان سوگوار با لباس سیاه در کلیسا ایستاده‌اند، کارین الیا، نامزد سلیم اسکیف در میان آنها گریه می‌کند
توضیح تصویر، کارین الیا، ۲۴ ساله، نامزد سلیم اسکیف، در مراسم یادبود او در اوربرو روز پنجشنبه گریه می‌کند

پلیس سوئد معمولا در جریان تحقیقات با احتیاط عمل می‌کند و از افشای نام مظنونان خودداری می‌کند، اما نبود اطلاعات رسمی در روزهای اخیر باعث ایجاد ترس و سردرگمی در میان جوامع مهاجر اوربرو شده است.

نور افرام، ۳۶ ساله، که هنگام حمله در مدرسه ریسبرگسکا حضور داشت، می‌گوید: «تمام اطلاعات را از رسانه‌ها می‌گیریم و نمی‌دانم چرا باید این طور باشد.»

او می‌گوید: «ما به اطلاعات بیشتری نیاز داریم. نمی‌دانیم چرا این کار را کرده، چرا این مدرسه را هدف قرار داده؟ آیا بیمار بوده یا دلیل دیگری داشته است؟»

افرام منتظر ورود به کلاس بود که ناگهان صدای فریادهایی را شنید. مردم می‌گفتند یک مهاجم مسلح در مدرسه است. آن‌قدر برایش غیرقابل باور بود که در لحظه اول فکر کرد یک شوخی است.

او می‌گوید: «همه شروع به دویدن کردیم و بعد صدای شلیک را شنیدم. اول یک گلوله، بعد پشت سر هم، تق‌تق‌تق – شاید ده شلیک. وحشتم آن‌قدر زیاد بود که احساس کردم قلبم در سینه از تپش ایستاد.»

افرام که در کودکی از سوریه به اوربرو مهاجرت کرده است، می‌گوید برای نخستین بار در زندگی‌اش، از فرستادن سه فرزندش به مدرسه در سوئد وحشت دارد.

زکی آیدین، معلم ۵۰ ساله زبان سریانی در اوربرو، می‌گوید که برای نخستین بار واقعا نگران شاگردان جوانش شده است که بیشترشان اهل خاورمیانه هستند. «ما خارجی هستیم، حالا باید بیش از همیشه محتاط باشیم.»

آیدین که پیش‌تر هنگام تدریس درهای کلاس و ساختمان کلیسا را باز می‌گذاشت، می‌گوید: «حالا دیگر مجبوریم درها را ببندیم. حتی دیروز از کسی خواستم بیرون بایستد و نگذارد کسانی را که نمی‌شناسیم، وارد شوند.»

نور افرام میان ردیف صندلی‌های کلیسا ایستاده است و به سمتی نگاه می‌کند
توضیح تصویر، نور افرام، که هنگام حمله در مدرسه بود، گفت که وحشت‌زده شده و فرار کرده است. او گفت: «برای اولین بار در زندگی‌ام صدای شلیک گلوله شنیدم»

گابریل، دانش‌آموز ۱۸ ساله مدرسه، این حمله را «کابوسی به حقیقت پیوسته» برای اوربرو توصیف می‌کند.

او می‌گوید: «مشکل اینجاست که هنوز انگیزه او را نمی‌دانیم و فقط حدس و گمان‌هایی مطرح است. بسیاری از هم‌سن و سال‌های من از رفتن به مدرسه وحشت دارند. احساس می‌کنیم سوئد شبیه آمریکا شده است. آنچه تا پیش از این فقط در تلویزیون می‌دیدیم، اکنون در اینجا رخ داده است..»

با توجه به نبود اطلاعات رسمی درباره انگیزه مهاجم، تنها چیزی که مردم اوربرو می‌دانند این است که قاتل، مردی سفیدپوست، سوئدی و منزوی بوده که مدرسه‌ای با دانش‌آموزان عمدتا مهاجر را هدف قرار داده است.

توماس پولتی لوندستروم، پژوهشگر دانشگاه اوپسالا در زمینه نژادپرستی، که خانه‌اش تنها چند دقیقه با محل حادثه فاصله دارد و روز سه‌شنبه صدای پرواز هلیکوپترهای پلیس را بر فراز خانه‌اش شنیده، می‌گوید شهر اوربرو در حال گذر از «دورانی به‌شدت هولناک» است.

لوندستروم می‌گوید: «این حس را همه‌جا می‌توان احساس کرد، این اتفاق بر همه تاثیر گذاشته است. هنوز انگیزه مهاجم مشخص نیست، اما ما در دورانی مملو از نژادپرستی زندگی می‌کنیم و این مدرسه دانش‌آموزان مهاجر زیادی دارد.»

او می‌گوید: «حمله‌هایی مانند حمله به مدرسه ریسبرگسکا، نتیجه مستقیم وضعیت کنونی جامعه ما، لحن سیاستمداران و نحوه گفت‌وگوی ما با یکدیگر است.»

او می‌افزاید: «دولت و حزب اصلی مخالف، از سیاست‌های ضدمهاجرتی حمایت می‌کنند و ادبیات‌شات ضدمهاجرتی است. وقتی سیاستمداران به این شکل صحبت می‌کنند، نتیجه‌اش همین می‌شود.»

چند زن با روسری‌های سفید و توری از اعضای جماعت ارتدوکس سوری در کلیسا دور هم سرودهای مذهبی می‌خوانند
توضیح تصویر، اعضای جماعت ارتدوکس سوری در مراسم یادبود قربانیان در اوربرو سرودهای مذهبی می‌خوانند

صبح پنجشنبه، مقابلِ ورودیِ محصورشده مدرسه ریسبرگسکا، مردم برای ادای احترام می‌ایستادند. برخی گل می‌گذاشتند، برخی شمع روشن می‌کردند و برخی تنها در سکوت نظاره‌گر بودند. از خیابان، درِ ورودی ساختمان به‌وضوح دیده می‌شد؛ همان دری که در ویدیوهای ضبط‌ شده، مهاجم را می‌بینیم که با تفنگ از آن عبور می‌کند و از کلاسی به کلاس دیگر می‌رود.

در میان افرادی که تنها آمده بودند و لحظاتی در کنار گل‌ها و شمع‌ها ایستادند، یون یوهانسون، شهردار شهر نیز حضور داشت. او روز گذشته به همراه نخست‌وزیر، پادشاه و ملکه سوئد از محل حادثه بازدید رسمی کرده بود، اما پنجشنبه صبح، در راه رفتن به محل کارش، بار دیگر توقف کرد تا ادای احترام کند.

یوهانسون می‌گوید: «امیدوارم پلیس به زودی به نتیجه برسد. شهر به پاسخ نیاز دارد، جامعه ما به پاسخ نیاز دارد، و خانواده‌های قربانیان باید دلیل وقوع این فاجعه را بدانند.»

تونی استروم، فروشنده‌ای از اسکیلستونا، شهری در ۸۰ کیلومتری اوربرو، صبح پنجشنبه در کنار مدرسه توقف می‌کند. او می‌گوید: «حوادث تیراندازی در مدارس را معمولا در اخبار کشورهای دیگر می‌خوانیم، اما نه در سوئد.»

او می‌افزاید: «به نظر می‌رسد که عامل حمله یک سوئدی بوده، و شاید از این نظر بهتر باشد که یک مهاجر مسئول این حمله نبوده است. البته در هر صورت اتفاق هولناکی است، اما نمی‌خواهیم به آتش تنش‌ها دامن بزنیم.»

سوگواران روی چمن شمع و گل گذاشته‌اند
توضیح تصویر، سوگواران در محل تیراندازی شمع و کارت‌هایی گذاشتند، از جمله نسخه‌ای دست‌نویس از شعر «هیچ انسانی جزیره نیست» اثر جان دان

پلیس اطلاعات محدودی درباره تحقیقات خود ارائه داده است. آن‌ها اعلام کردند که در مجموع حدود ۱۳۰ مأمور به محل تیراندازی اعزام شدند و در مدرسه با «صحنه‌ای جهنمی» روبه‌رو شدند. همچنین گفته‌اند که باور دارند مهاجم به‌تنهایی دست به این حمله زده است.

اعضای خانواده، دوستان قدیمی مدرسه و همسایگان مهاجم به رسانه‌های سوئدی گفته‌اند که او در سال‌های اخیر گوشه‌گیر شده بود و احتمالا دچار مشکلات روانی بوده است.

انتقادهایی نسبت به نحوه رسیدگی به این پرونده مطرح شده است. بویان سوشیچ، سفیر بوسنی در سوئد، که از محل حادثه بازدید کرده، از ساکنان شنیده است که یکی از قربانیان این حادثه اهل بوسنی بوده است.

او می‌گوید: «برایم عجیب است که پلیس تصمیم گرفته اطلاعات مربوط به شهروندان خارجی را از سفارت‌های مربوطه مخفی نگه دارد.»

دیگران، از جمله اعضای جامعه سوری‌ها، گفتند که اطمینان دارند پلیس کار درست را انجام می‌دهد و فقط امیدوارند به زودی اطلاعات بیشتری به دست آورند. کشیش کاسلیا، از کلیسای ارتدوکس سوری، می‌گوید: «ما نمی‌دانیم پلیس چه در سر دارد، اما به آن‌ها اعتماد داریم و مطمئنیم که برنامه خود را دنبال می‌کنند.»

پنجشنبه‌ شب، صدها نفر از جوامع مهاجر سوری، ترک، عراقی و دیگر کشورها در کلیسای کاسلیا گرد هم آمدند. تصویری از سلیم اسکیف روی سه‌پایه‌ای قرار داشت. کودکان کلیسا سرودهای مذهبی خواندند و خانواده اسکیف که در ردیف‌های جلو نشسته بودند، در اندوهی جانکاه فرو رفته بودند.

حتی وقتی انگیزه چنین حملاتی مشخص باشد، فهمیدن علت وقوع آنها دشوار است. این مسئله بدون دانستن انگیزه حتی پیچیده‌تر می‌شود. چند ساعت پیش از آغاز مراسم یادبود، کشیش کاسلیا در کلیسای خالی خود روی نیمکتی نشسته بود و تلاش می‌کرد برای وقوع این فاجعه دلیلی بیابد.

او می‌گوید: «مرگ امری طبیعی است. مردم بیمار می‌شوند، دچار حادثه می‌شوند. اما این؟ چطور می‌توانیم درک کنیم که کسی در مدرسه‌ای هدف گلوله قرار بگیرد و کشته شود؟ حتی در تصورمان هم نمی‌گنجید. نمی‌توان آن را توصیف کرد. چرا؟»

کشیش کاسلیا می‌گوید که شنیدن این خبر از پلیس که مهاجم به‌ تنهایی اقدام کرده، تا حدی آرامش‌بخش بود، زیرا نگرانی از وقوع حمله‌ای دیگر را کاهش می‌داد.

کشیش گفت: «اما در دل این مرد چیزی بود، نوعی نفرت که از جایی ریشه گرفته بود. نمی‌توانیم مطمئن باشیم که افراد دیگری مثل او وجود ندارند.»