چگونه بحران نفتی ۱۹۷۳، سبک زندگی آمریکایی را زیر و رو کرد؟

نیکسون پشت تریبون

منبع تصویر، Getty Images

    • نویسنده, گرگ مک‌کویت
    • شغل, بی‌بی‌سی
  • زمان مطالعه: ۷ دقیقه

در حالی که نوسان‌های شدید قیمت نفت در پی جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، بازارهای جهانی را دچار سردرگمی کرده، فاتح بیرول، رئیس آژانس بین‌المللی انرژی، می‌گوید میزان اختلال در عرضه اکنون از مجموع دو شوک نفتی دهه ۱۹۷۰ هم فراتر رفته است؛ به گفته او، جهان آن زمان روزانه حدود ۵ میلیون بشکه از تولید نفت را از دست داد، اما این رقم حالا به ۱۱ میلیون بشکه در روز رسیده است.

برای درک ابعاد چنین بحرانی، در گزارش پیش‌رو گرگ مک‌کویت، خبرنگار بی‌بی‌سی نگاهی انداخته به شوک نفتی دهه ۱۹۷۰ و اینکه چگونه سبک زندگی در آمریکا را دگرگون کرد.

وقتی تحریم نفتی آمریکا را دچار بحران کرد، راه حل رادیکال رئیس‌جمهور وقت این بود که مردم کار روزانه خود را یک ساعت زودتر شروع کنند، حتی در دل تاریکی زمستان.

عبارت «بهار جلو بکش، پاییز عقب» معمولا به آمریکایی‌ها کمک می‌کند تغییرات فصلی ساعت را به خاطر بسپارند، اما در ژانویهٔ ۱۹۷۴ دولت آمریکا این قاعده خوش‌آهنگ را به‌هم زد و ساعت تابستانی را برای تمام سال آن هم در میانه زمستان اجرا کرد. قرار بود ساعت‌ها دو ماه زودتر از معمول یک ساعت جلو کشیده شوند، حتی اگر به این معنا می‌بود که روز کاری در تاریکی آغاز شود.

ریچارد نیکسون در نوامبر ۱۹۷۳ و در یک سخنرانی تلویزیونی این طرح آزمایشی را به عنوان بخشی از اقدامات اضطراری برای مقابله با بحران سوخت اعلام کرد. هدف این بود که با طولانی‌تر شدن روشنایی روز در عصرها، تقاضا برای برق و در نتیجه مصرف سوخت کاهش پیدا کند. اما این تصمیم روی دیگری هم داشت: صبح‌ها کودکان مجبور بودند در تاریکی کامل منتظر اتوبوس مدرسه بمانند و کارمندان پیش از طلوع آفتاب با ترافیک سنگین صبحگاهی روبه رو می‌شدند.

جان هامفریز، خبرنگار بی‌بی‌سی در آمریکا، در گزارش خود از تصمیمات آقای نیکسون نوشته بود: «سبک زندگی آمریکایی در آستانه تحولی بزرگ است.»

از دهه ۱۹۵۰ به بعد، رونق و شکوفایی اقتصادی غرب بر دسترسی پیوسته به نفت ارزان استوار بود، اما این وضعیت در اکتبر ۱۹۷۳ دگرگون شد.

در آن زمان، کشورهای صادرکننده نفت هم‌زمان با جنگ اعراب و اسرائیل، انرژی را به ابزاری برای اعمال فشار سیاسی تبدیل کردند. قیمت‌ها به‌شدت بالا رفت و تحریم نفتی با هدف فشار آوردن به متحدان اسرائیل، به‌ویژه ایالات متحده، اعمال شد.

از % title % عبور کنید و به ادامه مطلب بروید
خبرنامه بی‌بی‌سی فارسی

گزیده‌ای از مهم‌ترین خبرها، گزارش‌های میدانی و گفت‌وگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.

اینجا مشترک شوید

پایان % title %

شیخ احمد زکی یمانی، وزیر نفت عربستان سعودی، در گفت‌وگو با برنامه بی‌بی‌سی گفت: «دوران انرژی بسیار ارزان به پایان رسیده و ما وارد دوره‌ای تازه شده‌ایم.»

جان هامفریز در گزارش خود برای بی‌بی‌سی گفت: «آمریکایی‌ها تا پیش از این از جدی گرفتن بحران سوخت طفره می‌رفتند، اما سخنرانی آقای نیکسون دیگر راه گریزی برایشان باقی نگذاشت. تدابیری که او اعلام کرد، کشور را از جنبه‌های گوناگون تحت تاثیر قرار خواهد داد. رانندگان ناچار خواهند بود آهسته‌تر رانندگی کنند؛ محدودیت سرعت که پیش‌تر از ایالتی به ایالت دیگر فرق می‌کرد، به ۵۰ مایل در ساعت کاهش می‌یابد. آقای نیکسون همچنین از مردم خواست برای رفت‌وآمد به محل کار از خودروهای اشتراکی استفاده کنند.»

در همین حال، سهمیه سوخت خطوط هوایی کاهش یافت و ۱۰ درصد از کل پروازها لغو شد. جان هامفریز در گزارش خود هشدار داد که با چرخش صنایع به سمت زغال‌سنگ، بسیاری از اقدامات ضد‌آلودگی قربانی خواهد شد و در نتیجه آمریکایی‌ها باید خود را برای تنفس در هوایی آلوده‌تر آماده کنند.

ریچارد نیکسون حتی از آمریکایی‌ها خواست دمای ترموستات خانه‌ها، اداره‌ها و کارخانه‌ها را چند درجه پایین بیاورند.

ریچارد نیکسون که واکنش سرد و نارضایتی مردم را پیش‌بینی می‌کرد، کوشید با لحنی شوخ‌طبعانه عمل کند. او گفت: «پزشکم به من گفته دمای ۱۸ تا ۲۰ درجه سانتی‌گراد برای سلامتی خیلی بهتر از ۲۳ تا ۲۶ درجه سانتی‌گراد است؛ اگر این حرف کمی دلگرم‌تان می‌کند، بدانید که این‌طوری سالم‌تر هم می‌مانید.»

یک ماه بعد، آقای نیکسون هنگام امضای قانون اجرای «ساعت تابستانی یک‌ ساله» گفت که دیگر تدابیر دولت «دردسر و فداکاری» می‌طلبند، اما در مقابل تاکید کرد که تغییر ساعت «در ماه‌های زمستان به صرفه‌جویی روزانه‌ای در حدود ۱۵۰ هزار بشکه نفت منجر می‌شود، دردسر چندانی برای مردم ندارد و مستلزم مشارکت یکسان همه است».

قیمت بنزین در پمپ‌های سوخت آمریکا در ماه‌های زمستان ۵۰ درصد افزایش یافت.

پروفسور دیوید رینولدز در مجموعه رادیویی بی‌بی‌سی با عنوان «آمریکا: امپراتوری آزادی» که در سال ۲۰۰۹ پخش شد، گفت: «البته با قیمت حدود ۶۰ سنت برای هر گالن، این هزینه با معیارهای امروز چندان کمرشکن نبود. اما برای کشوری که گمان می‌کرد بنزین ارزان حق مسلم آمریکایی‌هاست، بحران نفت، شوک بزرگی بود.»

آقای رینولدز همچنین اشاره می‌کند که یک نظرسنجی نشانه‌هایی از هراس عمومی را نشان می‌داد؛ تا جایی که گفته می‌شد مردم می‌ترسند انرژی کشور به پایان رسیده باشد. او افزود: «البته این تصور کاملا بی‌اساس بود.» با این حال، هرچند تولید داخلی دو سوم نیاز آمریکا را تامین می‌کرد، یک سوم دیگر عمدتا از خاورمیانه می‌آمد و به گفته او، «افزایش قیمت‌ها، به‌علاوه هراس عمومی، بحرانی واقعی ایجاد کرد.»

عکس سیاه و سفید، مردی در لباس عربی به جای موتور خودرویی نشسته و افسار اسبی که در حال کشیدن اوست، در دست دارد

منبع تصویر، Getty Images

دومین عصر تاریکی

حتی پیش از آن‌ که شوک بحران نفتی از راه برسد، ایالات متحده از پیش با کمبود سوخت دست‌وپنجه نرم می‌کرد.

جان هامفریز در مه ۱۹۷۳ گزارش داد که «بنزین در پرمصرف‌ترین کشور جهان به کالایی کمیاب تبدیل شده است». برای ملموس‌تر شدن فضا، گزارش او بخشی از یک آگهی تبلیغاتی شرکت نفتی آموکو را هم پخش کرد؛ آگهی‌ای با اجرای جانی کش، خواننده سرشناس که می‌گفت: «سخت است باور کنیم این کشور بزرگ ما دچار بحران انرژی شده، اما واقعیت همین است.»

این خواننده موسیقی کانتری از رانندگان خواست برای صرفه‌جویی در بنزین آهسته‌تر برانند و قول داد: «به مقصد می‌رسید و بنزین بیشتری نصیب همه می‌شود.» جانی کش در آگهی دیگری از آموکو هم از «روحیه پیشگامانه تازه‌ای در آمریکای امروز، یعنی روحیه صرفه‌جویی» سخن گفت.

پیام جانی کش درباره کاهش شش‌درجه‌ای دمای خانه و کم‌کردن سرعت در بزرگراه‌ها، دقیقا همان توصیه‌هایی بود که آقای نیکسون هم بر آن‌ها تاکید داشت. اما آنچه در پیام‌های تبلیغاتی جایی نداشت، طرح اجرای ساعت تابستانی در تمام طول سال بود؛ اقدامی که قطعا در میان مخاطبان سنتی او در مناطق مرکزی آمریکا محبوبیتی نداشت.

واقعیت این است که هرچند منطقه‌بندی‌های زمانی ساخته دست بشرند، گاوها چیزی از ساعت نمی‌فهمند و به همین دلیل، آن یک ساعت تاریکی اضافی در صبح‌های زمستان، چالشی و دردسری مضاعف برای کشاورزان به شمار می‌رفت.

در حالی که آقای نیکسون آن روزها تا گردن در باتلاق رسوایی واترگیت فرو رفته بود، شاید می‌توانست از تجربه چند سال پیش بریتانیا درس بگیرد؛ دوره‌ای که ساعت‌ها طبق روال در بهار ۱۹۶۸ جلو کشیده شدند، اما تا پاییز ۱۹۷۱ به حالت پیشین بازنگشتند. تصویری که از آن دوران در ذهن‌ها ماند، کودکانی با بازوبندهای شب‌رنگ بود که در تاریکی صبح راهی مدرسه می‌شدند.

هرچند برخی کسب‌وکارهایی که با اروپای قاره‌ای دادوستد داشتند، هم‌زمانی ساعت را مزیتی می‌دانستند، این تصمیم برای کسانی که در فضای باز کار می‌کردند خوشایند نبود. این سیاست در شمالی‌ترین و دورافتاده‌ترین نقاط اسکاتلند کمترین محبوبیت را داشت؛ مناطقی که ساکنانشان تا ساعت ۰۹:۴۵ صبح چشم‌به‌راه نخستین پرتوهای آفتاب زمستانی می‌ماندند.

خود «ساعت تابستانی» نخستین‌بار در جریان جنگ جهانی اول به ابتکار آلمان و اتریش به اجرا درآمد و کشورهای دیگر هم از آن پیروی کردند. هدف این بود که با بیشینه کردن ساعات روشنایی روز، در مصرف ذخایر ارزشمند زغال‌سنگ صرفه‌جویی شود. آمریکا این طرح را در سال ۱۹۱۸ اجرا کرد، اما پس از پایان جنگ آن‌قدر نامحبوب شد که قانونش فقط هفت ماه دوام آورد و سپس لغو شد.

نسخه آمریکایی «ساعت تابستانی تمام‌ سال» در سال ۱۹۷۴، عمر چندانی بیش از نخستین تجربه آن در دوران جنگ نداشت.

با آغاز این طرح در ۶ ژانویه، روزنامه نیویورک تایمز بلافاصله آن را «دومین عصر تاریکی» نامید. موج مخالفت‌ها عمدتا بر صبح‌های تاریک زمستانی و تردید درباره میزان واقعی صرفه‌جویی در مصرف انرژی متمرکز بود.

روزنامه هارتفورد کورانت گزارش داد که تنها یک روز پس از اجرایی شدن این قانون، چهار نوجوان در ایالت کنتیکت هنگام رفتن به مدرسه با خودرو تصادف کردند. در حالی که نظرسنجی دسامبر ۱۹۷۳ نشان می‌داد ۷۹ درصد مردم موافق این طرح هستند، این رقم تا فوریه ۱۹۷۴ به ۴۲ درصد سقوط کرد. در نهایت، این سیاست تنها چند هفته بیش از دوران ریاست‌جمهوری نیکسون دوام آورد و جانشین او، جرالد فورد، در ماه اکتبر قانون لغو آن را امضا کرد.

بحران نفت سرانجام فروکش کرد، اما پیامدهای آن تا سال‌ها ادامه داشت. به گفته دیوید رینولدز، یکی از میراث‌های ماندگار این دوره پدیده‌ای بود که اقتصاددانان آن را «رکود تورمی» می‌نامند؛ ترکیبی هم‌زمان از رکود اقتصادی و تورم فزاینده که تا پایان آن دهه ادامه یافت. رینولدز می‌گوید: «آمریکا در مقایسه با بسیاری از کشورهای توسعه‌یافته بهتر با این وضعیت کنار آمد، اما تورم ۸ درصدی و بیکاری ۷ درصدی، پس از دوره طولانی رونق پس از جنگ، بدون تردید شوک بزرگی به ساختار اقتصادی کشور وارد کرد.»

این بحران همچنین اروپا و آمریکا را واداشت به سراغ منابع متنوع‌تر تامین نفت بروند و به انرژی‌های جایگزین و بهینه‌سازی مصرف سوخت روی بیاورند. با این تغییرات، دوران خودروهای سنگین و پرمصرف بنزین‌خوار عملا به پایان رسید.