آرای باطله چیست و چرا در انتخابات ایران بحث‌انگیز شده است؟

انتخابات

منبع تصویر، Mehr News

توضیح تصویر، شمارش آرا در انتخابات ایران
    • نویسنده, محمدرضا سرداری
    • شغل, روزنامه‌نگار

رشد آرای باطله در انتخابات‌های ایران، به‌ویژه در سال‌های اخیر توجه زیادی را به خود جلب کرده است. به‌ویژه پس از آن که در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۴۰۰، شمار آرای باطله جایگاه دوم را به خود اختصاص داد. در انتخابات ششمین دوره شوراهای شهر و روستا در همان زمان نیز آرای باطله در برخی حوزه‌های انتخابیه از جمله همدان و اراک اول و در یزد دوم شد.

سندروم رای باطله دادن دو سال بعد به انتخابات مجلس دوازدهم هم سرایت کرد. تعداد آرای باطله در برخی از حوزه‌های انتخابیه چشم‌گیر بود، از جمله در پایتخت با حدود ۲۷۶ هزار رأی.

تعداد قابل توجه آرای باطله حواشی زیادی را دامن زد و دستمایه طنز و طعنه فعالان سیاسی شد. بسیاری انگشت اتهام را به سوی نهادهای اجرایی و نظارتی انتخابات از جمله شورای نگهبان نشانه رفتند و برخی آن را «کاردستی هنرمندانه» در انتخابات توصیف کردند.

بر اساس آماری که از سوی وزارت کشور منتشر شده، انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۴۰۰ بالاترین آمار رای باطله را داشته است، به نحوی که ۱۲.۹ درصد، یعنی حدود چهار برابر میانگین کل آرای باطله در دوازده دوره پیشین انتخابات ریاست جمهوری بوده است.

تعبیر حاکمیت از آرای باطله سهل‌انگارانه است. همان‌گونه که جواد مجتهد شبستری، یکی از اعضای مجلس خبرگان تفسیر کرده «رأی‌دهندگان با حضور در انتخابات و دادن رای باطله، نشان می‌دهند که نظام و سازوکار انتخابات را پذیرفته‌اند، حتی اگر نتوانند از میان نامزدها فرد مورد نظر خود را پیدا کنند.»

حسین کنعانی‌مقدم، دبیر سیاسی جبهه ایستادگی و از فعالان سیاسی اصولگرا نیز آرای باطله را به سه دسته تقسیم کرد: «نخست کسانی که نامزد دل‌خواه خود را در میان نامزدهای تایید صلاحیت شده ندیدند، دوم، افرادی که اعتراضات خود را نسبت به مسائلی مثل مناظرات با رای باطله نشان دادند و نهایتا کسانی که مخالف عملکرد جناح‌های سیاسی بودند.»

مجلس شورای اسلامی اما نگاه دیگری به آرای باطله داشت. نصرالله پژمانفر، رئیس کمیسیون اصل نود در نامه‌ای به وزارت کشور نوشت «مشابه بودن برگه‌های رای ریاست جمهوری و مجلس خبرگان باعث خطای رای دهندگان در نوشتن یا انداختن رأی‌ها در صندوق‌های اشتباه شده و وزارت کشور همه این آرا را باطل اعلام کرده است.»

قانون ایران و تعریف آرای باطله

طبق آخرین اصلاحیه قانون انتخابات در سال ۱۳۸۶، آرایی باطل است که ناخوانا باشد، نام افرادی غیر از نامزدها روی آن نوشته شده باشد، از طریق خرید و فروش اخذ شده باشد یا سفید به صندوق ریخته شده باشد.

طبق ماده ۲۵ قانون انتخابات ریاست‌جمهوری، در مواردی با تأیید هیأت نظارت یا نماینده کاندیدا، برگ‌های رأی باطل جزو آرای مأخوذه محسوب و مراتب در صورت‌جلسه قید و آراء‌ مذکور ضمیمه صورت جلسه خواهد شد که بدین ترتیب است: «یک: آراء غیرقابل خواندن. دو: آرایی که از طریق خرید و فروش به دست آمده باشد. سه: آرایی که دارای نام رأی‌دهنده، یا امضاء یا اثر انگشت او باشد. چهار: آرایی که کلاً حاوی اسامی غیر از نامزدهای تأییدشده باشد. پنج: آرایی که سفید به صندوق ریخته شده باشد.»

هرچند معمولا حین اعلام نتایج آرا به‌طور رسمی اعلام نمی‌شود که رای به کدام یک از دلایل ذکر شده در قانون باطل شده، اما هر یک از این دلایل تفاسیر خاص خود را دارد. به‌طور نمونه در صورت‌جلسه رسمی شمارش آرای تهران اشاره به تعداد آرای باطله و سفید نشده، اما گزارشی که وب‌سایت عصر ایران منتشر کرد، قریب به ۸۰ درصد از آرای باطله تهران در انتخابات مجلس شورای اسلامی سال ۱۴۰۲، آرای سفید بوده است.

رای سفید در عرف انتخابات به معنای موافقت یا مخالفت صریح با پیشنهاد یا نامزد خاصی نیست، اما اغلب نشاندهنده نارضایتی از روش رای‌گیری یا ناتوانی در انتخاب گزینه مناسب است. دلایل ارائه رای سفید می‌تواند متنوع باشد. از جمله اعتراض به روند نامشخص رای‌گیری، مخالفت با اصل رای‌گیری یا عدم توافق با گزینه‌های ارائه شده. از آرای کسانی که نام فرد دیگری را به جز نامزدها روی برگه رای نوشته‌اند نیز ممکن است تفسیری چون رای سفید شود.

عوامل افزایش آرای باطله چیست؟

رشد آرای باطله اما به باور غالب جامعه‌شناسان می‌تواند شاخصی برای تحلیل دو پدیده در عرصه سیاسی و اجتماعی باشد.

نخست رشد تعداد معترضان خاموشی که به دلایل مختلف از ناکارآمدی نهادهای مجری انتخابات گرفته تا ناکارآمدی کل نظام جمهوری اسلامی تمایلی به شرکت در انتخابات ندارند.

پدیده دیگر، افزایش بی‌تفاوتی عمومی نسبت به موضوع انتخابات است. آرایی که به دلیل ناخوانا بودن، خرید و فروش یا سایر دلایل دیگر باطل می‌شود، نشان می‌دهد که انتخابات برای بسیاری در کشور بلاموضوع شده است که دلیل آن به کیفیت نازل برگزاری انتخابات در ایران بازمی‌گردد. فرآیندی که به باور برخی، خواسته ناگفته بخشی از حاکمیت برای برچیدن انتخابات است.

به باور حسین کنعانی مقدم، فعال اصولگرا، جریان جبهه پایداری «حکومت اسلامی» می‌خواهد نه «جمهوری اسلامی». این طیف رفتارهای پوپولیستی دارد و در جذب آرا موفق‌تر از کسانی هستند که با زبانی مدنی‌تر سخن می‌گویند.

به باور برخی از اصلاح طلبان مانند مصطفی کواکبیان نیز محمد تقی مصباح یزدی از روحانیون پرنفوذ حکومت که به عنوان پدر معنوی جبهه پایداری شناخته می‌شد، هیچگاه به وجود آزادی، دموکراسی و رأی مردم در اسلام باور نداشت.

تحلیل دیگری نیز بر این باور است که رشد آرای باطله در واقع نشان از تلاش حاکمیت برای بالا بردن نرخ مشارکت است.

در انتخابات ریاست جمهوری و شوراها، به رای دهندگان اصرار می‌شد تا برگه رای هر دو انتخابات را دریافت کنند. هدف این بود تا نرخ مشارکت بالا رود اما تصور می‌شود بسیاری برگه‌های رای را به شکل مخدوش به صندوق انداختند تا بی‌میلی خود را به شرکت در آن انتخابات نشان دهند.

شمارش آرا انتخابات مجلس ۱۴۰۲ در ایران

منبع تصویر، IRNA

توضیح تصویر، شمارش آرا انتخابات ۱۴۰۲ مجلس. بسیاری انتخابات در ایران را «مهندسی شده» تلقی می‌کنند

رشد آرای باطله در انتخابات‌های اخیر ایران به ویژه پس از سیزدهمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری، چالشی است میان کسانی که می خواهند آن را همچنان به حساب نظام بگذارند و کسانی که معتقدند آن را باید به حساب کسانی گذاشت که به انتخابات پشت کرده‌اند.

نرخ نزولی کاهش مشارکت در انتخابات از دغدغه‌های سران جمهوری اسلامی است. اگرچه این باور وجود دارد که بخشی از حاکمیت که به افکار محمدتقی مصباح یزدی نزدیک است تلاش می‌کند تا بساط انتخابات را جمع کند اما بخش دیگری همچنان می‌خواهد ساختار انتخاباتی موجود را حفظ کند، تا هم از آن به‌عنوان یک ژست سیاسی در عرصه بین‌المللی استفاده و هم تضادهای داخلی میان نیروهای انقلابی را مدیریت کند.

آخرین نرخ مشارکت بالای ۵۰ درصد در انتخابات مربوط به سال ۱۳۹۶ است. از آن تاریخ تا کنون نرخ مشارکت در دو دوره انتخابات مجلس و یک دوره انتخابات ریاست جمهوری، مجلس خبرگان رهبری و شوراهای شهر و روستا، زیر ۵۰ درصد بوده است. این واقعیت نشان می‌دهد که طی حدود ۷ سال تعداد کسانی که دیگر پای صندوق رای نمی‌روند رشد چشمگیری یافته و در واقع حدود ۲۰ تا ۳۰ درصد از ایرانیان که پیش از سال ۹۶ در انتخابات شرکت می‌کردند، طی ۷ سال گذشته به جمهوری اسلامی پشت کرده‌اند.

میزان رشد آرای باطله نیز نشان می‌دهد که بخشی از این ریزش در بدنه هواداران جمهوری اسلامی نیز در جریان است. به نظر می‌رسد این افراد کسانی هستند که به دلایل مختلفی نمی‌خواهند مخالفت خود را علنی کنند از جمله حقوق‌بگیران دولت و نهادهای حکومتی که نگرانند اگر رای ندهند ممکن است شغل خود را از دست بدهند. بخش دیگر هم احتمالا طرفداران نامزدهایی هستند که تا چند سال پیش دارای مقامات عالی در حاکمیت بودند، اما امروز صلاحیت آنان رد می‌شود.

نمایندگان و رأی باطله

استفاده از آرای باطله به نشانه مخالفت و اعتراض، به نمایندگان مجلس شورای اسلامی هم سرایت کرده است.

خرداد سال جاری در جریان برگزاری انتخابات هیأت رئیسه مجلس، از مجموع ۲۹۰ نماینده، ۲۴ نفر از نمایندگان در حالی که سه نامزد ریاست مجلس برای انتخاب داشتند، رای باطله به سبد انداختند.

امیرحسین ثابتی، از نمایندگان اصولگرای مجلس گفت: «از بین آقایان قالیباف، ذوالنور و متکی به هیچ‌کدام رأی ندادم و آگاهانه روی برگه رأی، خط کشیدم.»

این نماینده اصولگرا علت دادن رأی باطله را «ناآشنا بودن» به «فضای سیاسی و روابط درونی مجلس» عنوان کرد، اما همزمان اشاره کرد که «افراد باتجربه و جوان دیگری برای حضور در هیأت رئیسه مجلس اولویت» دارند.

بسیاری از چهره‌های جریان اصولگرا به این اقدام نمایندگان واکنش نشان دادند. برخی آن را «تحریم انتخابات این بار توسط مدعیان انقلابی‌گری» خواندند.

پیمان ماهور، سردبیر پایگاه خبری روزپلاس نوشت: «مردمی را که به‌خاطر تایید صلاحیت نشدن گزینه‌های یک طیف انتخابات را تحریم می‌کردند، ملامت می‌کردند، حالا خودشان به عنوان نماینده مردم، در انتخاب رئیس مجلس رأی سفید می‌دهند!»

آرای باطله و انتخابات زودهنگام ۱۴۰۳

آرای باطله ممکن است بار دیگر انتخابات پیش‌روی ریاست جمهوری را تحت‌الشعاع خود قرار دهد. انتظار نمی‌رود نامزدهای حاضر در صحنه انتخابات کنونی بتوانند توجه بی‌تفاوتان و ناراضی‌هایی که رای خود را به عمد باطل می‌کنند؛ جلب کنند. از این‌رو ممکن است حذف چهره‌‎های پر حاشیه‌ای چون محمود احمدی‌نژاد و علی لاریجانی بار دیگر آمار آرای باطله را افزایش دهد. هر چند این پیش‌بینی بستگی به رفتار چهره‌های سیاسی حذف شده از رقابت دارد. به‌طور مثال در انتخابات‌های گذشته رفتار انتخاباتی محمود احمدی‌نژاد و حسن روحانی در افزایش آرای باطله بی‌تاثیر نبود.

به گفته یکی از اعضای حزب موتلفه در انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰، دو میلیون و ۷۰۰ رای به نام محمود احمدی‌نژاد به صندوق‌ها ریخته شد. به باور برخی فعالان سیاسی آرای باطله در لفظ باطله است اما در نفس عملی باطل نیست بلکه رفتار هوشمندانه کسانی است که با باطل کردن رای خود می‌خواهند صدای اعتراض‌شان شنیده شود.

آرای باطله در ایران بر اعتبار قانونی انتخابات تأثیری ندارد و تنها آرای صحیح ملاک انتخاب کاندیدا است. یعنی از منظر جامعه‌شناسی نشان‌دهنده نارضایتی اجتماعی است، ولی از نظر حقوقی تاثیری بر نتایج انتخابات ندارد. تنها در صورتی که آرای نامزد اول در انتخابات ریاست جمهوری نزدیک به ۵۰ درصد باشد، نحوه محاسبه آرای باطله می‌تواند تعیین‌کننده باشد. آرای باطله، مانند آرای سفید یا آرایی که به افراد غیر از کاندیداهای رسمی داده می‌شوند، به عدد شرکت‌کنندگان افزوده می‌شوند ولی به حساب هیچ کاندیدایی نمی‌روند.

این گونه به نظر می رسد که بیشتر کسانی که رای نمی‌دهند یا رای باطله می‌دهند، نماینده خود را در انتخابات نیافته‌اند و به فرآیند آن معترضند. این نگاه به روشنی در رسانه‌های حکومتی نیز منعکس شده است.

در اولین رأی‌گیری مجلس دوازدهم برای انتخاب رئیس مجلس، ۸.۵ درصد نمایندگان رای باطله دادند. این موضوع به باور رسانه‌های مذکور گواه آن است که حتی بخشی از نمایندگان مجلس نیز با سازوکار موجود مخالفند.

رشد آرای باطله تا حدی بی‌تفاوتی عمومی نسبت به موضوع انتخابات را برجسته می‌کند، به این مفهوم که روز به روز به تعداد کسانی که معتقدند شرکت در انتخابات تاثیری در سرنوشت آنان ندارد، افزوده می شود. روندی که به کاهش اعتبار انتخابات هم انجامیده است.