علیرضا زاکانی؛ بسیجی پرهیاهویی که شهردار تهران شد
با اعلام فهرست شش نفره تایید صلاحیتشدگان انتخابات ریاست جمهوری در ایران، رقابتها آغاز شد.
مسعود پزشکیان، مصطفی پورمحمدی، سعید جلیلی، علیرضا زاکانی، امیرحسین قاضی زاده هاشمی و محمدباقر قالیباف شش نامزدی بودند که از سوی شورای نگهبان تایید صلاحیت شدند.
بیبیسی فارسی زندگینامه این شش نفر را به ترتیب الفبا منتشر کرد که چهارمین آنها علیرضا زاکانی بود.
علیرضا زاکانی متهم بود که یک نامزد «پوششی» است و در رقابتها نخواهد ماند. او سرانجام در کمتر از ۲۴ ساعت مانده به آغاز رایگیری انصراف داد و ابراز امیدواری کرد سعید جلیلی و محمدباقر قالیباف هم به توافقی برای کنار رفتن به نفع یک نامزد واحد برسند.
این مطلب در ۲۴ خرداد (۱۳ ژوئن) منتشر شده بود و با انصراف آقای زاکانی بهروزرسانی شد.

علیرضا زاکانی از تندروهای اصولگرا است که از جبهه و بسیج شروع کرد، به مجلس رفت، شهردار تهران شد، و تمام این مراحل را با جنجال و فریاد و اتهامپراکنی به دیگران طی کرد. او با تلاشها و سماجتش برای «حضور در صحنه» مشهور است و از جمله مدیران حزباللهی است که خط قرمز خود را «ولایت مطلقه فقیه» میدانند. آقای زاکانی با سابقه دو بار رد صلاحیت و یک بار کنارهگیری در دورههای قبلی انتخابات ریاست جمهوری، بار دیگر به این رقابتها برگشته تا به گفته خودش در صورت پیروزی، دولت «خدمت» را تشکیل دهد.

منبع تصویر، ISNA
از میدان خراسان تا بسیج دانشگاه تهران
علیرضا زاکانی اسفند ۱۳۴۴ در محله میدان خراسان در جنوب تهران متولد شد و پدرش «پهلوان حسین» از پیشکسوتهای کشتی پهلوانی و ورزشهای باستانی بود.
با شروع جنگ ایران و عراق، در سن ۱۵ سالگی به جبهه رفت و به گفته خودش تا پایان جنگ در سال ۱۳۶۷، بیش از ۶۰ ماه در مناطق و واحدهای مختلفی مانند تخریب، و اطلاعات و عملیات حضور داشت.
یک سال بعد از پایان جنگ به دانشگاه علوم پزشکی رفت و ۹ سال بعد مدرک پزشکی عمومی گرفت. درباره وضعیت و مدارک تحصیلی او، چه در دوره دبیرستان و چه در دانشگاه، اسنادی حاکی از نمرات پایین و ضعف تحصیلی او منتشر شد که خود تلاش کرد آنها را رد یا توجیه کند. بعد از آن هم در سال ۱۳۸۳ مدرک تخصصی پزشکی هستهای را دریافت کرد.
اما حضور او در دانشگاه، بیش از تحصیلات و دانش علمی، با حضور پررنگ و طولانی او در بسیج دانشجویی شناخته میشود. از همان ابتدا عضو انجمن اسلامی دانشگاه علوم پزشکی شد. یک سال بعد در تاسیس بسیج دانشجویی این دانشگاه نقش محوری داشت و چهار سال ریاست آن را بر عهده گرفت. چهار سال دیگر هم رئیس «بسیج دانشجویی دانشگاه تهران و علوم پزشكي تهران» بود.
سال ۱۳۷۷، یک سال بعد از روی کار آمدن دولت اصلاحطلب محمد خاتمی، رئیس بسیج دانشجویی دانشگاههای استان تهران شد. او در زمان حمله به کوی دانشگاه تهران در تیرماه ۱۳۷۸ این مسئولیت را بر عهده داشت و در راهپیمایی ۲۳ تیر که حکومت برای پایان دادن به اعتراضها سازماندهی کرده بود، در کنار حسن روحانی، دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی، یکی از سخنرانها بود.
علیرضا زاکانی که در همان دوره عضو هیئت منصفه مطبوعات هم بود، از سال ۱۳۷۹ تا ۱۳۸۲ ریاست سازمان بسیج دانشجویی کشور را در دست داشت و از همان جا به فهرست نامزدهای اصولگرایان در انتخابات مجلس هفتم راه پیدا کرد.

منبع تصویر، TASNIM
مخالفت با حلقه احمدینژاد از کرسی مجلس
بسیج سکوی پرتاب علیرضا زاکانی شد و توانست با پیروزی فهرست ائتلاف اصولگرای آبادگران، در کنار همفکران تندرویی مانند حمید رسایی و مهدی کوچکزاده به عنوان نماینده تهران در سال ۱۳۸۳ به مجلس شورای اسلامی برود.
یک سال بعد همین فهرست از ریاست جمهوری محمود احمدینژاد حمایت کرد تا مجلس و دولت اصولگرا، حاکمیت را یکدست کند. اما این یکدستی در هشت سال ریاست جمهوری آقای احمدینژاد و با حضور چهرههایی مانند علیرضا زاکانی و همکارانش در مجلس، پایان خوشی نداشت.
او در مجلس هفتم دو تحقیق و تفحص جنجالی را کلید زد؛ یکی درباره تقلب در آزمون دستیاری پزشکی و دیگری درباره دانشگاه آزاد اسلامی.
خرداد ۸۷ با حضور در لیست «جبهه متحد اصولگرایان» وارد مجلس هشتم شد و همان سال با همراهی چهرههایی مانند مهدی طائب، «جمعیت رهپویان انقلاب اسلامی» را تاسیس کرد و دبیر کل آن شد.
در این مجلس که دوره آن با انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ مقارن شد، اختلاف میان تیم دولت احمدینژاد با اصولگرایان و نمایندگانی مانند علیرضا زاکانی بالا گرفت. آنها میگفتند حلقه نزدیکان آقای احمدینژاد و افرادی مانند اسفندیار رحیم مشایی و محمدرضا رحیمی از دایره انقلاب خارج شدهاند. هر چند همین منتقدان، با وجود این اختلاف نظرها، در انتخابات ۸۸ در مقابل میرحسین موسوی از محمود احمدینژاد حمایت کردند. اما در دولت دوم آقای احمدینژاد، اختلافها علنیتر شد و افرادی مثل علیرضا زاکانی در عمل به حمایت خود از او پایان دادند.

منبع تصویر، TASNIM
دولت روحانی، برجام و شکایتهایی که به جایی نرسید
در مجلس بعدی جبههگیریها روشنتر بود. سال ۹۲ دولت به دست حسن روحانی افتاد و نمایندگانی مانند آقای زاکانی در مجلس دهم، از همان ابتدا شمشیر را از رو بستند.
او که برای انتخابات ریاست جمهوری آن سال ثبت نام کرده بود، در شورای نگهبان رد صلاحیت شد و بعد از آن در مجلس علم مخالفت با دولت حسن روحانی را به دست گرفت.
آقای زاکانی و همفکرانش که با سیاستهای دولت به ویژه در مذاکرات هستهای به شدت مخالفت بودند، بعد از امضای برجام در تابستان ۱۳۹۴ به منتقدان سرسخت آن تبدیل شدند.
علیرضا زاکانی در آن دوره به ریاست کمیسیون ویژهای رسید که برای بررسی برجام در مجلس تشکیل شده بود. مخالفتهای شدید او و نمایندگان دیگری مانند روحالله حسینیان و حمید رسایی برای جلوگیری از تصویب طرح اجرای برجام در مجلس یا ایجاد تغییرات جدی در آن به نتیجه نرسید و این توافق در جلسهای کوتاه در مجلس تصویب شد.
از جمله اظهارنظرها و اتهامات جنجالی علیرضا زاکانی که در دولت اول حسن روحانی آغاز شد و تا سالها ادامه پیدا کرد، به پرونده کرسنت و نقش بیژن زنگنه، وزیر نفت و مدیران این وزارتخانه در این قرارداد گازی مربوط میشد که به اوایل دهه ۱۳۸۰ خورشیدی و دوره قبلی مدیریت آقای زنگنه برمیگشت.
این اتهامات در نهایت به شکایت وزارت نفت و دادگاهی شدن آقای زاکانی منجر شد. حکم او در این پرونده یک سال حبس تعزیری بود که البته بعدا با تبرئه او نقض شد.
آقای زاکانی که از سال ۸۳ تا ۹۵ در سه دوره متوالی نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی بود، در انتخابات مجلس دهم، ریاست ستاد انتخاباتی «جبهه متحد اصولگرایان» را بر عهده گرفت اما فهرست این جبهه از اصلاحطلبان شکست خورد و او هم از ادامه کار در مجلس باز ماند.
او بعد از این شکست به سازمان بسیج بازگشت و تا سال ۱۳۹۸ ریاست مجمع عالی بسیج کشور را بر عهده گرفت. در این میان در انتخابات ریاست جمهوری ۹۶ ثبت نام کرد، اما شورای نگهبان برای دومین بار صلاحیت او را رد کرد.
در مجلس یازدهم به جای تهران از قم نامزد شد و در میان جنجال و مخالفتهای اصولگرایان به لیست سه نفره نامزدهای این جناح برای نمایندگی قم راه یافت. او خرداد ۹۹ وارد مجلس شد و به ریاست مرکز پژوهشهای مجلس رسید.
مخالفتها و انتقادات او از دولت حسن روحانی ادامه یافت و در مواردی مانند اتهامات متقابل او و وزارت اطلاعات در سال ۱۳۹۸ خبرساز شد. آقای زاکانی در آن دوره در چندین مورد مدیران و ماموران وزارت اطلاعات را به دست داشتن در پروندههای بزرگ فساد اقتصادی متهم کرد و در مقابل یک مقام وزارت اطلاعات هم گفت که او از یک متخلف اقتصادی حمایت کرده است.
نتیجه این دعوا برگزاری «اولین دادگاه جرایم سیاسی» در ایران بود که برای رسیدگی به پرونده شکایت وزارت اطلاعات از علیرضا زاکانی در مهرماه ۱۳۹۹ برگزار شد. او در نهایت در این دادگاه هم تبرئه شد.

منبع تصویر، TASNIM
«نامزد پوششی» شهردار میشود
علیرضا زاکانی که تا انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۴۰۰ دو بار در نامزدی برای این پست با سد شورای نگهبان برخورد کرده بود، در انتخابات آن سال بالاخره از این سد عبور کرد و همزمان با رد صلاحیت محمود احمدینژاد و علی لاریجانی، صلاحیتش تایید شد.
مناظرههای انتخاباتی به تریبونی جذاب برای انتقادات او علیه دولت روحانی و همچنین حمله به عبدالناصر همتی، نامزدی که نماینده میانهروها و اصلاحطلبان به حساب میآمد، تبدیل شد. رسانهها در آن زمان شیوه صحبت، استدلال و رفتار او در این مناظرهها را شبیه محمود احمدینژاد در سال ۱۳۸۸ توصیف میکردند.
اما از همان ابتدا بسیاری او را «یار کمکی» ابراهیم رئیسی میدانستند و آقای همتی هم در مناظرهها او را «نامزد پوششی» خطاب میکرد. در نهایت او در ۲۶ خرداد، دو روز قبل از رایگیری، مانند سعید جلیلی، به نفع آقای رئیسی کنارهگیری کرد.
بعد از پیروزی ابراهیم رئیسی در انتخابات، آقای زاکانی گفت که مقامهایی مانند وزارت رفاه، وزارت بهداشت و ریاست دفتر رئیس جمهور به او پیشنهاد شده است. اما او به جای همه این مقامهای دولتی، شهرداری تهران را برگزید.
خودش گفت: «بین حضور در شهرداری تهران و حضور در کابینه نتیجه گرفتم که در شرایط کنونی و افزایش نارضایتیهای مردم از شهرداری تهران و نیاز تهران به تحول فرهنگی و اجتماعی در شهرداری تهران حاضر شوم.»
اما رسیدن او به شهرداری هم با جنجال و حاشیه زیادی همراه شد. یکی از انتقادهای جدی به آقای زاکانی، علاوه بر نداشتن تخصص و سابقه، این بود که نمایندگی شهر قم در مجلس را برای گرفتن پست و مقام در تهران رها کرده است.
از سوی دیگر سازمان بازرسی کل کشور هم تایید کرد که او سابقه و مدرک مرتبط برای کسب عنوان شهرداری تهران را ندارد.
اما هیچ یک از اینها مانع کار او نشد و سرانجام اعضای شورای شهر تهران روز ۱۷ مرداد ۱۴۰۰، علیرضا زاکانی را به عنوان نوزدهمین شهردار تهران برگزیدند.
عملکرد او در شهرداری هم با هیاهوی زیادی همراه بوده و انتقادات زیادی را در پی داشته است.
ساخت مسجد در پارکها و نقش او در به کارگیری حجاببانها در مترو و اعمال محدودیتهای اجتماعی، از جمله اقداماتی بود که خبرساز شد.
در آبان ۱۴۰۱ هم رئیس کمیته شفافیت شورای شهر تهران از گم شدن ۱۷ هزار میلیارد تومان در ردیفهای درآمد شهرداری خبر داد و گفت که این مبلغ «در هیچ محلی هزینه نشده است». البته آقای زاکانی این اتهام را رد کرد.
اواخر خرداد ۱۴۰۲ هم جنجال صدور ویزا برای سفر آقای زاکانی و همراهانش به بلژیک، مقامهای شهری و دولتی این کشور تا سطح نخستوزیر را به دردسر انداخت.
علیرضا زاکانی بعد از اعلام تایید صلاحیتش برای نامزدی در انتخابات ۱۴۰۳ در شورای نگهبان، با اشاره به کنارهگیری خود در انتخابات قبلی گفت: «در انتخابات گذشته افتخار حمایت از 'مظهر شعارهای انقلاب ' را داشتم و تمام حملات ناجوانمردانه را به جان خریدم. اما در انتخابات ۱۴۰۳ برای تداوم راه شهید رئیسی و تکمیل خدمات، تا آخر میمانم و رقابت میکنم.»
علیرضا زاکانی در یک نگاه
متولد ۱۲ اسفند ۱۳۴۴ در تهران
همسر: معصومه پاکتچی؛ سه فرزند دختر دارند
۱۳۵۹ تا ۱۳۶۷: حضور در جنگ ایران و عراق
اوایل دهه ۱۳۷۰: مسئول بسیج دانشگاه علوم پزشکی و تهران
۱۳۷۷ تا ۱۳۷۹: رئیس بسیج دانشجویی دانشگاههای استان تهران
۱۳۷۸ تا۱۳۸۲: عضو هیئت منصفه مطبوعات
۱۳۷۹ تا ۱۳۸۲: رئیس سازمان بسیج دانشجویی کشور
۱۳۸۳ تا ۱۳۹۵: نماینده تهران در دورههای هفتم، هشتم و نهم مجلس شورای اسلامی
۱۳۹۴: رئیس کمیسیون ویژه بررسی برجام در مجلس
۱۳۹۹ تا ۱۴۰۰: نماینده قم در دوره یازدهم مجلس
۱۳۹۹ تا ۱۴۰۰: رئیس مرکز پژوهشهای مجلس
۱۱ شهریور ۱۴۰۰ - تاکنون: شهردار تهران
۱۴۰۲: دستیار ویژه رئیسجمهور در امور مدیریت آسیبهای اجتماعی در تهران
استادیار پزشکی هستهای در دانشگاه علوم پزشکی تهران
تحصیلات:
پزشکی عمومی از دانشگاه علوم پزشکی تهران
تخصص: پزشکی هستهای از دانشگاه تهران












