هرچه جنگ طولانی‌تر می‌شود، آمریکا و ایران گزینه‌های کمتری برای پایان دادن به آن دارند

دونالد ترامپ

منبع تصویر، Getty Images

    • نویسنده, امیر عظیمی
    • شغل, بی‌بی‌سی فارسی
  • زمان مطالعه: ۶ دقیقه

آمریکا و اسرائیل از زمان آغاز جنگ با ایران، همواره تاکید کرده‌اند که توان نظامی جمهوری اسلامی به ‌شدت تضعیف شده است. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا و وزیر جنگ او، پیت هگست، بارها گفته‌اند که حملات مداوم، ساختار فرماندهی ایران را فلج کرده و توانایی آن برای پاسخ‌گویی را کاهش داده است.

بر اساس روایت آنها، این درگیری باید تاکنون در مسیر پایان قرار گرفته باشد.

با این حال به نظر می‌رسد عکس آن در حال رخ دادن است. تنش‌ها با سرعتی بیشتر، شدت بیشتر و بدون راه خروج روشن ادامه دارد.

روز شنبه مشخص شد که ایران دو موشک به سوی پایگاه مشترک آمریکا و بریتانیا در دیه‌گو گارسیا در اقیانوس هند شلیک کرده که حدود ۳۸۰۰ کیلومتر با ایران فاصله دارد. اگرچه این موشک‌ها به جزیره نرسیدند، اما این حادثه نگرانی‌های تازه‌ای درباره توانایی‌های ایران ایجاد کرده است. تا پیش از این عمدتا تصور می‌شد که برد موشکی ایران حداکثر حدود دو هزار کیلومتر است.

اینکه این موضوع نشان‌دهنده قابلیتی باشد که پیش‌تر اعلام نشده بود یا قابلیتی که در جریان بمباران، توسعه یافته است، نتیجه یکسانی دارد؛ فشار نظامی، پیشرفت ایران را متوقف نکرده است.

اما با توجه به اینکه شمار زیادی از رهبران سیاسی یا نظامی ایران حذف شده‌اند - از جمله علی خامنه‌ای، علی لاریجانی، علی شمخانی و همین طور چند رده از فرماندهان سپاه - و نیروهای نظامی ایران حملات سنگینی را متحمل شده و مراکز اصلی تولید و نگهداری موشک و پهپاد نابود شده‌اند، پس چه کسی و چگونه این کارزار را هدایت می‌کند و ایران چگونه توانسته تحت چنین فشاری توانایی‌های خود را حفظ کند؟

عدم قطعیت در بالاترین سطح وجود دارد. مجتبی خامنه‌ای، که به گفته مقام‌های ایران از حمله‌ای که پدرش و چندین عضو نزدیک خانواده‌اش را کشت جان سالم به در برده، از زمانی که به‌ عنوان رهبر معرفی شده، در انظار عمومی ظاهر نشده است. فراتر از چند پیام مکتوب، چیز بیشتری از مجتبی خامنه‌ای دیده یا شنیده نشده است.

وضعیت او نامشخص است. در نظامی که بر پایه اقتدار فردی رهبر بنا شده، این سکوت در مرکز قدرت، ایجاد عدم قطعیت می‌کند.

بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، مجتبی خامنه‌‌ای، رهبر جمهوری اسلامی و دونالد ترامپ، رئیس‌‌جمهور آمریکا

منبع تصویر، Reuters/Getty Images

توضیح تصویر، بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، مجتبی خامنه‌‌ای، رهبر جمهوری اسلامی و دونالد ترامپ، رئیس‌‌جمهور آمریکا
از % title % عبور کنید و به ادامه مطلب بروید
خبرنامه بی‌بی‌سی فارسی

گزیده‌ای از مهم‌ترین خبرها، گزارش‌های میدانی و گفت‌وگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.

اینجا مشترک شوید

پایان % title %

اما در عین حال هنوز نشانی از ریزش نیروها و فروپاشی حکومت دیده نمی‌شود.

ایران روز شنبه شهر دیمونا در صحرای نقب اسرائیل را هدف قرار داد؛ منطقه‌ای که با برنامه هسته‌ای اعلام‌نشده اسرائیل مرتبط است. این حمله در پی حملات اسرائیل به زیرساخت‌های انرژی ایران در نزدیکی بوشهر صورت گرفت، جایی که نیروگاه هسته‌ای ایران نیز در آن قرار دارد. پیام روشن بود: تشدید تنش با پاسخ متقابل مواجه خواهد شد و مراکز کلیدی، دیگر خارج از محدوده نیستند.

این اقدامات نشان‌دهنده هماهنگی است، نه سردرگمی. فرضی که پشت راهبرد آمریکا و اسرائیل برای کشتن مقام‌های جمهوری اسلامی قرار داشت این بود که حذف رهبران ارشد به فلج شدن نظام منجر می‌شود. این فرض تا به اینجای کار نتیجه نداده است.

در این شرایط چه کسی برای مذاکره و تصمیم‌گیری باقی مانده است؟

مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور ایران، حضور کم‌رنگی داشته است. او در اوایل درگیری از کشورهای همسایه که تحت تاثیر حملات ایران قرار گرفته بودند عذرخواهی کرد؛ اقدامی که طبق گزارش‌ها عناصری در درون سپاه پاسداران و چهره‌های سیاسی تندرو را خشمگین کرد.

مجتبی خامنه‌ای، از زمان به قدرت رسیدن دیده نشده است. در پیام‌های کتبی هم که به او نسبت داده شد، موضعی تند اتخاذ کرد و از بسته ماندن تنگه هرمز صحبت کرد.

در بین سایر مقام‌های باقی‌مانده، عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران کماکان با دیپلمات‌های کشورهای منطقه و فراتر از منطقه در تماس است اما به عنوان تصمیم‌گیرنده در مذاکرات شناخته نمی‌شود.

محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس ایران ناگهان در صدر اخبار قرار گرفت چون منابع اسرائیلی از او به عنوان کسی که با دولت آمریکا مذاکره کرده یاد شد. او خود این خبر را تکذیب کرد. آقای قالیباف اگرچه در صحنه سیاست ایران چهره‌ای صاحب نفوذ شناخته می‌شود اما تا به حال به عنوان چهره طرف مذاکره با آمریکا مطرح نبوده است و تجربه‌ای هم در این زمینه نداشته است.

اما آیا مذاکره با آمریکا در این شرایط راهگشا خواهد بود؟ از دید تهران، رویدادهای اخیر دلیل چندانی برای اعتماد به هرگونه مذاکره باقی نمی‌گذارد. در ۱۴ ماهی که از بازگشت آقای ترامپ به قدرت می‌گذرد، دو دور مذاکرات بر سر برنامه اتمی ایران صورت گرفت اما هر دوبار و در شرایطی که انتظار ادامه مذاکرات می‌رفت به ایران حمله شد.

مقام‌های ایرانی می‌گویند که در نشست روز جمعه هشتم اسفند در شهر ژنو، آنها بیشتر نگرانی‌های آمریکا در مورد برنامه هسته‌ای را برطرف کردند وزیر خارجه عمان که میزبان این مذاکرات بود نیز نظر مشابهی داشت. مقدمات برای گفت‌وگوهای فنی در وین در حال انجام بود. اما آقای ترامپ گفت از روند مذاکرات «راضی نیست» و حملات از روز بعد آغاز شد.

برای تصمیم‌گیران ایرانی، پیام روشن است: مذاکره مانع حملات نمی‌شود.

 دیه‌‌گو گارسیا از دهه ۱۹۷۰ میزبان یک پایگاه نظامی مشترک بریتانیا و آمریکا بوده است

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، دیه‌‌گو گارسیا از دهه ۱۹۷۰ میزبان یک پایگاه نظامی مشترک بریتانیا و آمریکا بوده است

ایران با توسعه درگیری به کشورهای میزبان پایگاه‌های آمریکا در منطقه توانسته معادله جنگ فعلی را تا حد زیادی پیچیده کند. اما این فقط ایران نیست که می‌تواند تنش را افزایش دهد. آقای ترامپ نیز شامگاه شنبه سطح تنش را ناگهان بالا برد.

او یک اولتیماتوم ۴۸ ساعته صادر کرد و خواستار آن شد که ایران تنگه هرمز، یکی از پرترددترین مسیرهای نفتی جهان را بازگشایی کند و هشدار داد که در صورت باز نشدن کامل تنگه هرمز، آمریکا نیروگاه‌ها و زیرساخت‌های انرژی ایران را «نابود» خواهد کرد.

ایران این درخواست را رد کرد و با تهدیدی مشابه پاسخ داد: هرگونه حمله به زیرساخت‌های انرژی این کشور با حملات در سراسر منطقه پاسخ داده خواهد شد. شورای عالی دفاع ایران همچنین احتمال مین‌گذاری بخش‌های بیشتری از خلیج فارس را مطرح کرد.

این وضعیت در روز دوشنبه و تنها چند ساعت قبل از پایان مهلت آمریکا تغییر کرد. آقای ترامپ در پستی در شبکه اجتماعی خودش نوشت «گفت‌وگوهای بسیار خوب و سازنده‌ای» با ایران انجام شده و از توقف پنج‌روزه حمله به زیرساخت‌های انرژی ایران خبر داد.

اگرچه دوشنبه شب حمله‌ای به نیروگاه‌های ایران انجام نشد، اما تنش بسیار بالا در منطقه بیش‌از‌پیش برجسته شد.

راهی که دو طرف در پیش گرفته‌اند گزینه‌های کمتری برای کاهش تنش باقی می‌گذارد. اما بدون نیروهای زمینی، آمریکا و اسرائیل تنها می‌توانند فقط با حمله از هوا به هدف خود که تسلیم کامل ایران است برسند. ایران هم نمی‌تواند استراتژی گسترش درگیری به کشورهای منطقه را برای مدت طولانی ادامه دهد.

افزایش پلکانی سطح تنش‌ها به نظر می‌رسد هر دو طرف را در مسیری مستقیم به سوی مرحله‌ای بسیار خطرناک‌تر قرار داده است.

بیانیه آقای ترامپ، دست‌کم فعلا، یک امکان برای کاهش تنش و راهی برای خروج از این وضعیت فراهم کرده و بازارهای جهانی هم با احتیاط با این تصمیم برخورد کردند. اما تضمینی وجود ندارد که در پایان پنج روز توافق معناداری حاصل شود.

در سطحی بنیادی‌تر، این پرسش همچنان باقی است که در ایران چه کسی واقعا تصمیم می‌گیرد و چه کسی بر سپاه پاسداران و نیروهای امنیتی که به نظر می‌رسد به صورت «آتش به اختیار» عمل می‌کنند، کنترل دارد؟

اگر وضعیت ادامه یابد و تنگه هرمز همچنان محل مناقشه باقی بماند، هر دو طرف ممکن است به تهدیدهای خود بازگردند و پیامدها می‌تواند شدید باشد. حدود ۱۷۰ میلیون نفر در سراسر منطقه، از جمله بیش از ۹۰ میلیون نفر در ایران، ممکن است با اختلال جدی در شبکه برق و سایر خدمات اساسی مواجه شوند.

با در نظر گرفتن کانال‌های محدود برای مذاکره، گزینه‌های دونالد ترامپ در حال کاهش است. ادامه تنش‌ها، خطر ادامه چرخه‌ای از تخریب با دستاورد راهبردی اندک را دارد و تنها باعث تقویت موضع تندروها در خواهد شد.

برای ایران نیز وضعیت دشوار است. جمهوری اسلامی در حالی وارد درگیری شد که پیش‌تر تحت فشار اقتصادی، با ناآرامی‌های گسترده مواجه بود. جنگ فعلا این فشار را ساکت کرده و به مقام‌ها فرصت داده است تا تسلط خود بر اوضاع داخلی را تقویت کنند.

برای ایران، تشدید تنش، هم ابزاری برای پاسخ به تهدیدهای خارجی است و هم راهی برای مدیریت ناآرامی‌های داخلی. اما در عین حال خطر یک اشتباه پرهزینه را افزایش می‌دهد.

اکنون هر دو طرف گزینه‌های محدودی پیش روی خود دارند. ایران نمی‌تواند به‌ راحتی عقب‌نشینی کند بدون آنکه ضعیف به نظر برسد، در حالی که آمریکا و اسرائیل نیز نمی‌توانند تنها از طریق قدرت هوایی به نتیجه‌ای قاطع دست یابند.