تاریخ تاریک گرینلند؛ آیا این سرزمین ترامپ را می‌خواهد؟

گرینلند

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، گرینلند، با جمعیتی حدود ۵۷ هزار نفر، از سال ۱۹۷۹ به عنوان یک قلمرو خودگردان تحت حاکمیت دانمارک بوده است
    • نویسنده, پیتر هارمسن
    • شغل, روزنامه‌نگار و نویسنده «خشم و یخ: گرینلند، آمریکا و آلمان در جنگ جهانی دوم»
    • در, کپنهاگ

برفراز تپه‌ای مشرف به کلیسای جامع نوک، مجسمه‌ای دو متری از هانس اگده، کشیش و مبلغ پروتستان، قرار دارد. او در اوایل قرن هجدهم، ارتباط گرینلند را با اروپای شمالی احیا کرد و پایه‌های یکی از مهم‌ترین مستعمرات دانمارک را بنا نهاد.

در یکی از روزهای اواخر دهه هفتاد میلادی، این تندیس برنزی، ناگهان با رنگ قرمز پوشانده شد.

آن روز را به‌خوبی به خاطر دارم. هر روز در مسیر یک مایلی مدرسه، از کنار این مجسمه رد می‌شدم. زمانی که پدرم در دانشکده تربیت معلم نوک جغرافیا درس می‌داد، دو سال در گرینلند زندگی کردم.

کاملا واضح بود که همه اینوئیت‌ها، که اکثریت جمعیت را تشکیل می‌دادند، از تغییراتی که اگده حدود ۲۵۰ سال پیش در گرینلند ایجاد کرده بود، خشنود نبودند.

صدای جرینگ‌جرینگ بطری‌های آبجو در کیسه‌های پلاستیکی‌ای که اینوئیت‌ها به خانه‌های کوچکشان می‌بردند - که معمولا بسیار کوچک‌تر از خانه‌های ما دانمارکی‌ها بود - گواه روشنی از اعتیاد گسترده به الکل بود. اعتیاد به الکل یکی از مشکلاتی بود که دانمارک، در کنار دستاوردهای غیرقابل‌انکارش مانند بهداشت مدرن و آموزش باکیفیت، برای گرینلند به ارمغان آورده بود.

اما به‌جز آن مجسمه پوشیده از رنگ، رویای استقلال گرینلند از دانمارک تازه داشت آرام‌آرام شکل می‌گرفت.

در دانشکده تربیت معلم، دقیقا کنار مدرسه من، گرینلند به نزدیک‌ترین شکل از یک جنبش دانشجویی تندرو رسیده بود. گروهی از دانشجویان جوان خواهان آموزش به زبان بومی گرینلندی خود بودند.

تا اواخر دهه‌ هفتاد میلادی، پایتخت گرینلند دیگر «گودت‌هاب» -که بیش از ۲۰۰ سال نام رسمی آن بود- نامیده نمی‌شد و رسما به «نوک» تغییر نام داده بود.

 مته فردریکسن، نخست‌وزیر دانمارک

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، مته فردریکسن، نخست‌وزیر دانمارک، خواهان دیدار با دونالد ترامپ شده است

حالا، با گذشت چندین دهه، بار دیگر تغییراتی در پیش است، چرا که دونالد ترامپ چشم به تصاحب این کشور دوخته است.

در ماه ژانویه از او پرسیدند که آیا احتمال استفاده از نیروی نظامی یا اقتصادی برای تصرف این قلمرو خودمختار دانمارک یا کانال پاناما را رد می‌کند؟ او پاسخ داد: «نه، نمی‌توانم چنین تضمینی بدهم. اما این را می‌توانم بگویم که ما برای امنیت اقتصادی به آن‌ها نیاز داریم.»

کمی بعد، در هواپیمای ویژه ریاست‌جمهوری، ترامپ به خبرنگاران گفت: «فکر می‌کنم به دستش می‌آوریم»، و تاکید کرد که ۵۷ هزار نفر از ساکنان این جزیره «می‌خواهند با ما باشند».

اما پرسش اساسی این است: آیا آن‌ها واقعا چنین خواسته‌ای دارند؟

در همین حال، مته فردریکسن، نخست‌وزیر دانمارک، قاطعانه اعلام کرده که گرینلند فروشی نیست. او گفت «گرینلند متعلق به مردم گرینلند است» و افزود «تنها خود مردم گرینلند هستند که باید برای آینده‌شان تصمیم بگیرند».

مردم این جزیره چه آینده‌ای را برای خود متصورند و اگر آینده مورد نظرشان شامل ماندن در قلمرو پادشاهی دانمارک نباشد، گزینه جایگزین چیست؟

روابط پرتنش با دانمارک

بر اساس یک نظرسنجی، تنها ۶ درصد از مردم گرینلند خواهان پیوستن کشورشان به آمریکا هستند، ۹ درصد هنوز تصمیمی نگرفته‌اند و ۸۵ درصد مخالف‌اند. اما فردریکسن می‌داند که بحث خواسته‌های گرینلندی‌ها مسئله‌ای پیچیده و حساس است.

دانمارکی‌ها از دیرباز و زمانی که در دهه ۱۷۲۰ استعمار گرینلند را آغاز کردند، خود را «مهربان‌ترین امپریالیست‌های جهان» می‌دانستند.

اما، در سال‌های اخیر این تصویر مخدوش شده، چراکه افشاگری‌های پی‌درپی، از برخوردهای مستبدانه و سرکوبگرانه گذشته دانمارک با مردم گرینلند پرده برداشته است.

به‌ویژه گزارش‌هایی از ظلم‌های جدی علیه مردم گرینلند منتشر شده است که نه در گذشته دور، بلکه در دوران معاصر رخ داده و در حافظه زنده مردم است.

یکی از موارد، برنامه بحث‌برانگیز جلوگیری از بارداری در مقیاس وسیع بود. تحقیقات مشترک مقام‌های دانمارک و گرینلند نشان می‌دهد که دستگاه‌های داخل‌ رحمی (کویل‌ها) در زنان در سن باروری جزیره نصب شده که اغلب بدون رضایت یا حتی آگاهی آن‌ها انجام شده است.

بر اساس گزارش‌ها، بین سال‌های ۱۹۶۶ تا ۱۹۷۰، تقریبا نیمی از زنانِ در سن باروری این جزیره تحت این عمل قرار گرفته‌اند.

موته اگده، نخست‌وزیر گرینلند

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، موته اگده، نخست‌وزیر گرینلند

موته اگده، نخست‌وزیر گرینلند، دسامبر سال گذشته این اقدام را «نسل‌کشی آشکار» دانست که دولت دانمارک علیه مردم گرینلند مرتکب شده است.

او این اظهارات را در گفت‌وگویی با تلویزیون دانمارک بیان کرد که در آن به‌طور کلی به روابط میان گرینلند و دانمارک پرداخته شد.

علاوه بر این، در دهه‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰، صدها کودک از گرینلند به دلایل مشکوک از مادرانشان جدا شدند و به دانمارک فرستاده شدند تا تحت سرپرستی خانواده‌های جدید قرار بگیرند. در برخی موارد، این اقدام بدون رضایت مادران‌شان صورت گرفته بود و در موارد دیگر، حتی به آن‌ها اطلاع داده نشده بود که ارتباطشان با فرزندانشان به‌طور کامل قطع خواهد شد.

این اقدام زخمی عاطفی و عمیق برجای گذاشت که حتی پس از گذشت ده‌ها سال نیز التیام نیافت. برخی از این کودکان که به فرزندخواندگی گرفته شده بودند، بعدها توانستند والدین واقعی خود را پیدا کنند، اما بسیاری از آن‌ها هرگز موفق به این کار نشدند.

تابستان ۲۰۲۴، گروه کوچکی از این افراد از دولت دانمارک درخواست غرامت کردند. در صورت موفقیت، این اقدام می‌تواند زمینه‌ساز طرح شکایات مشابه از سوی افراد دیگری شود که به فرزندخواندگی پذیرفته شده بودند.

ایبن موندروپ، رمان‌نویسی که در دانمارک به دنیا آمده و دوران کودکی‌اش را در گرینلند گذرانده، معتقد است که این وقایع اخیر، تلنگری جدی برای دانمارکی‌هاست که همیشه خود را نیرویی خیرخواه و با تاثیر مثبت در گرینلند می‌پنداشته‌اند.

او می‌گوید: «تمام این رابطه بر مبنای این روایت استوار بوده که دانمارک در حال کمک به گرینلند بوده، بدون آن‌که در ازای آن چیزی بخواهد.»

«ما همیشه از دانمارک به‌عنوان سرزمینی یاد کرده‌ایم که گرینلند را زیر بال خود گرفت و کم‌کم به آن یاد داد که روی پای خود بایستد. در این روایت، استعاره‌های آموزشی نقش پررنگی داشته‌اند.»

«ما دانمارکی‌ها همیشه فکر می‌کنیم که گرینلند چیزی به ما بدهکار است، دست‌کم در حد قدردانی و سپاسگزاری.»

گرینلند

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، گرینلند میزبان یک پایگاه نظامی بزرگ آمریکا است

«گرینلند به بلوغ رسیده است»

نظرسنجی‌های سال‌های اخیر الگوی نسبتا ثابتی را نشان می‌دهند که در آن حدود دوسوم جمعیت گرینلند خواهان استقلال هستند. یک نظرسنجی در سال ۲۰۱۹ حمایت ۶۷/۷ درصد از بزرگسالان گرینلند را از این حرکت نشان داد.

ینسراک پولسن، مدیر سازمان محیط‌زیستی «اوشنز نورث کالالیت نونات» در نوک، می‌گوید: «از دید من، گرینلند حالا به بلوغ رسیده است و حس عزت نفس و اعتمادبه‌نفس ما ایجاب می‌کند که بتوانیم مانند سایر ملت‌ها، به شکل مستقل و برابر، سرنوشت خود را تعیین کنیم.»

پولسن در ادامه می‌گوید: «مهم است که یک کشور در قید و بند محدودیت‌ها نباشد.»

«ما نباید مجبور باشیم برای انجام هیچ کاری اجازه بگیریم. حتما با آن احساسی که [در کودکی] وقتی از والدین‌تان چیزی می‌خواستید و آنها جوابشان منفی بود، آشنا هستید؟ این دقیقا همان حس است.»

اما، پولسن معتقد است که واژه «استقلال» به‌تنهایی قادر نیست تمام پیچیدگی‌های چالش‌ها و تصمیماتی را که گرینلند با آن روبه‌روست، بیان کند.

او می‌گوید چندان طرفدار این واژه نیست، «زیرا در دنیای امروز، همه کشورها به نوعی به یکدیگر وابسته‌اند».

او می‌افزاید: «حتی دانمارک که یک کشور مستقل است، به نوعی به دیگران وابسته است. من حاکمیت مستقل را ترجیح می‌دهم.»

شاه فردریک که در کنار ملکه مری

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، شاه فردریک که در کنار ملکه مری دیده می‌شود، نشان سلطنتی دانمارک را تغییر داد تا بر اهمیت گرینلند تاکید کند

ملزومات استقلال

جزئیات نحوه اجرای ایده ترامپ برای تصاحب گرینلند همچنان نامشخص است. زمانی که او این ایده را نخستین بار در سال ۲۰۱۹ مطرح کرد، در توصیف آن گفت که «در واقع یک معامله بزرگ املاک و مستغلات» است.

مشخص نیست که گرینلند تا چه حد می‌تواند تحت حاکمیت آمریکا استقلال خود را حفظ کند. همچنین، چگونگی عملکرد سیستم رفاهی آن نیز مبهم است.

پس از پیشنهاد خرید این جزیره، ترامپ اکنون لحن خود را تهاجمی‌تر کرده و به نظر می‌رسد که برای تحقق جاه‌طلبی‌های سرزمینی خود در آتلانتیک شمالی، حتی گزینه نظامی را نیز مدنظر دارد.

سفر دونالد ترامپ جونیور و اعضای تیم ترامپ به گرینلند قبل از مراسم تحلیف، بُعدی ملموس‌تر بخشید، اما در گرینلند همه تحت تاثیر این اقدام قرار نگرفتند.

یانوس کمنیتس کلایست، مدیر بخش فناوری اطلاعات دولت گرینلند، می‌گوید: «این رفتار باعث شد ما محکم سر جای خود بایستیم و بگوییم: لطفا خودتان را کنترل کنید. برخی که پیش‌تر به رابطه نزدیک‌تر با آمریکا نظر مثبتی داشتند، حالا در حال بازنگری دیدگاهشان هستند.»

آیا کمنیتس، نماینده پارلمان دانمارک از حزب چپ‌گرای اینوئیت آتاکاتیکی، دیدگاه خاص خود را در مورد اقداماتی که باید برای هموار کردن مسیر استقلال انجام شود، بیان کرده است؛ هرچند که این استقلال ممکن است به شکل‌های مختلفی تحقق یابد.

او ابتدا بر لزوم معکوس کردن روندی که آن را «مهاجرت مغزها، هرچند خفیف» می‌نامد، تاکید دارد. به گفته او، تنها ۵۶ درصد از جوانان گرینلندی که در دانشگاه‌های دانمارک و سایر کشورها تحصیل می‌کنند، پس از فارغ‌التحصیلی به گرینلند بازمی‌گردند.

او می‌گوید: «استقلال سیاسی و اقتصادی به هم گره خورده‌اند. ما باید در توسعه کسب و کارهای گرینلند با دانمارک همکاری کنیم، اما هم‌زمان در زمینه استخراج مواد خام و توسعه گردشگری نیز با آمریکا همکاری داشته باشیم.»

اقتصاد گرینلند در حال حاضر به‌شدت به یارانه‌ای موسوم به «یارانه بلاک» وابسته است که دولت دانمارک آن را پرداخت می‌کند. این کمک در سال ۲۰۲۴ حدود ۶۰۰ میلیون دلار در سال برآورد شده است.

خاویر آرناووت، اقتصاددان دانشگاه گرینلند در نووک، می‌گوید با توجه به احتمال قطع این یارانه پس از استقلال، یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های پیش روی مردم گرینلند، یافتن راهی برای جایگزینی آن خواهد بود.

او می‌گوید: «اقتصاد یکی از اصلی‌ترین موانع در مسیر استقلال است. گرینلند به یارانه مالی دانمارک وابسته است و اگر این کمک قطع شود، شکاف بزرگی در بودجه عمومی ایجاد خواهد شد که باید به نحوی جبران شود.»

«مسئله اینجاست که چگونه؟ اگر این شکاف مثلا از طریق افزایش درآمدهای مالیاتی با اجرای پروژه‌های معدنی و همکاری با شرکای جدید جبران شود، مسیر روشن‌تری برای استقلال اقتصادی شکل خواهد گرفت.»

دونالد ترامپ جونیور

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، دونالد ترامپ جونیور در جریان سفر اخیر خود با برخی از مردم گرینلند دیدار کرد که در برابر دوربین اعلام کردند از ایده کنترل کشورشان توسط آمریکا حمایت می‌کنند

عامل رفاه اجتماعی

«پرسش مهم دیگری هم مطرح است: در یک نظام رفاهی به سبک نوردیک، که دولت بخش بزرگی از اقتصاد را در دست دارد، پس از استقلال، چه بر سر خدمات درمانی و اجتماعی‌ می‌آید که گرینلند در سایه رابطه‌اش با دانمارک از آن‌ها بهره می‌برد؟»

در حال حاضر، یکی از این مزایا دسترسی به خدمات درمانی در بیمارستان‌های دانمارک است.

اگر از مردم گرینلند بپرسید که آیا خواهان جدایی از دانمارک هستند، بیشتر کسانی که پاسخ مثبت می‌دهند، یک شرط دارند: فقط در صورتی که این جدایی به قیمت از دست دادن نظام رفاهی‌شان تمام نشود.

اگر آمریکا گرینلند را تصاحب کند، این نگرانی شدیدتر خواهد شد، زیرا نظام رفاهی آمریکا نه‌تنها در مقایسه با کشورهای نوردیک، بلکه نسبت به بیشتر کشورهای غربی نیز محدودتر است.

اما اظهارنظرهایی شبیه این که با استقلال گرینلند ناگهان بیماران سرطانی این سرزمین از خدمات درمانی محروم می‌شوند، کسی را قانع نکرده است. په‌له بروبیرگ، وزیر خارجه پیشین گرینلند و رئیس کنونی حزب نالراک، به ایسلند اشاره می‌کند — که در سال ۱۹۴۴ از پادشاهی دانمارک جدا شد.

او می‌گوید: «ایسلند هنوز بیماران خود را به دانمارک می‌فرستد و دانشجویانی هم در دانمارک دارد و بالعکس. به سختی می‌توانم تصور کنم که دانمارک بخواهد در صورتی که ما تصمیم به ترک پادشاهی بگیریم، مانع چنین روابطی شود.»

او می‌گوید: «این صرفا یک حربه تبلیغاتی است تا ما را از پرداختن به بحث استقلال بترسانند.»

اما برخی از مردم گرینلند بر این باورند که همین نگرانی‌ها ممکن است دستیابی به استقلال واقعی را برای همیشه غیرممکن کند.

کمنیتس کلایست می‌گوید: «استقلالی که در کشورهایی مانند دانمارک، بلژیک یا آنگولا می‌بینید، هرگز در اینجا محقق نخواهد شد.»

«با چنین جمعیت اندکی، که بخشی از آن تحصیلات کافی ندارد، و با سیستم رفاهی پیچیده‌ای که می‌خواهیم حفظش کنیم، هرگز نمی‌توانیم به آن نوع استقلالی برسیم که معمولا از این واژه برداشت می‌شود.»

راهبردهای ترامپ و استدلال برای پیوستن به آمریکا

درباره تمام این مسائل سال‌هاست که بحث شده است، اما با تلاش‌های آشکار ترامپ برای به‌دست گرفتن کنترل گرینلند، اکنون جنبه‌ای اضطراری و فوری به خود گرفته‌اند.

اما فارغ از این که چه کسی در کاخ سفید باشد، مسئله این است که آیا گرینلندی‌ها از افزایش همکاری با آمریکا سود خواهند برد – و اگر پاسخ مثبت است، تا چه اندازه؟

اولریک پرام گاد، پژوهشگر ارشد موسسه مطالعات بین‌المللی دانمارک و کارشناس منطقه شمالگان، می‌گوید: «پروژه ملی گرینلند کاملا در جهت توزیع وابستگی این جزیره است تا بتواند تا حد امکان روابط گسترده‌تری با جهان خارج برقرار کند.»

در همین راستا، برخی از گرینلندی‌ها به مدل «اتحاد آزاد» با دانمارک یا آمریکا تمایل پیدا کرده‌اند؛ مدلی که مشابه روابط انعطاف‌پذیری است که بین آمریکا و برخی جزایر اقیانوس آرام وجود دارد.

آقای پرام گاد می‌گوید: «مشکل این است که گرینلند احساس می‌کند دانمارک آن را بلعیده است. هدف این است که کمتر محدود شود و وابستگی‌اش به یک کشور خاص کاهش یابد. اتحاد آزاد بیشتر بر آزادی تأکید دارد تا اتحاد. مسئله اصلی، داشتن حاکمیت مستقل است.»

تهدید دونالد ترامپ برای تصاحب گرینلند شاید غافلگیرکننده باشد، اما سفر تیم او به نووک نشان داد که آن‌ها از فرصتی که وجود دارد، آگاه‌اند – فرصتی که با نگرانی‌های امنیتی او هم‌زمان شده و در زمانی مطرح شده که بسیاری از گرینلندی‌ها به آینده خود فکر می‌کنند.

ایبن موندروپ می‌گوید: «در سال‌های اخیر، این روایت‌ها مطرح شده‌اند و نگاه متفاوتی به مسئله مدرن‌سازی ایجاد کرده‌اند. کل این ادعا که دانمارک در گرینلند یک پروژه خیرخواهانه را دنبال می‌کرده، زیر سوال رفته است.»

«پروژه‌ای که به گرینلندی‌ها گفته شده بود برای منفعت آن‌هاست، در نهایت چندان هم به نفع‌شان نبوده است. این موضوع پرسش‌های زیادی درباره جایگاه گرینلندی‌ها در پادشاهی دانمارک ایجاد کرده و به انتقاداتی که در سال‌های اخیر درباره ایده همزیستی با دانمارک شکل گرفته، دامن زده است.»

نروژ، ایسلند و کانادا

اما اگر گزینه‌های گرینلند فقط دانمارک و آمریکا نباشد، چه کشور دیگری می‌تواند به آن کمک کند؟ نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد که اکثریت ساکنان این جزیره تمایل دارند همکاری خود را با کانادا و ایسلند افزایش دهند. آقای بروبرگ، رئیس حزب، این ایده را می‌پسندد و نروژ را نیز به این معادله اضافه می‌کند.

او می‌گوید: «ما با نروژ و ایسلند اشتراکات بیشتری نسبت به دانمارک داریم. هر سه کشور ما در منطقه شمالگان حضور دارند، برخلاف دانمارک. تنها دلیلی که احتمال یک اتحاد آزاد با دانمارک پس از استقلال را رد نمی‌کنم این است که شاید باعث آرامش خیال برخی از گرینلندی‌ها شود، زیرا آن‌ها به این رابطه با دانمارک عادت دارند.»

اما پرسش این است: آیا کانادا و ایسلند حاضرند مسئولیت تامین خدمات اجتماعی مورد انتظار گرینلندی‌ها را بر عهده بگیرند؟ پاسخ به احتمال زیاد، منفی خواهد بود.

به این ترتیب، گرینلندی‌ها با آینده‌ای روبه‌رو هستند که هم افق‌های جدید و هیجان‌انگیز و پر از فرصت را پیش رویشان می‌گشاید و هم محدودیت‌های زیادی را به همراه دارد که نگران‌کننده است.

پیتر هارمسن، روزنامه‌نگار «ویکندآویزن»، در دوران کودکی مدتی در گرینلند زندگی کرده است.