«حزب الله ترکیه» کیست؟ و چرا بار دیگر بر سر زبانها افتاده است؟

منبع تصویر، Getty Images
- نویسنده, عطا محامدتبریز
- شغل, روزنامهنگار و پژوهشگر علوم سیاسی
«حزبالله ترکیه» عنوانی نیست که زیاد در خبرها شنیده شود یا گروه و سازمان چندان قابل اعتنایی در مناسبات ترکیه یا منطقه به نظر برسد. با این حال در انتخابات اخیر، نامزدی چهار اسلامگرای رادیکال موجب شد تا توجه به این گروه قدیمی بار دیگر جلب شود.
حزب «هدا پار» (به معنای مطالبه آزاد) که به عنوان یک حزب اسلامگرای سنی در انتخابات اخیر موفق شد چهار کرسی در پارلمان به دست بیاورد، یک گروه سیاسی مرتبط با «حزبالله ترکیه» توصیف شده است؛ حزبی که در انتخابات اخیر در ائتلافی با حزب عدالت و توسعه با چهار نامزد شرکت کرده بود و هر چهار نامزدش در انتخابات پیروز شدند.
این حزب، یک گروه سیاسی مخالف سکولاریسم توصیف شده است که به دنبال برپایی حکومتی اسلامی است و برای نخستین بار توانست در انتخابات پیروز شود.
موفقیت این حزب در انتخابات از نگاه برخی، موفقیت «حزبالله ترکیه» است که بعد از حدود چهار دهه فعالیت سیاسی در حال اثرگذاری بر سیاست رسمی این کشور است.
با این حال، این گروه که به «حزبالله کردی» نیز معروف است، به رغم اینکه متهم است از حمایت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی برخوردار بوده، پیشینهای متفاوت با گروه همنامش در لبنان دارد.

منبع تصویر، Getty Images
تولد حزبالله ترکیه
«حزبالله ترکیه» یا «حزبالله کردی» تقریبا همزمان با تاسیس «حزب کارگران کردستان» (پکاکا) در منطقه کردستان ترکیه در اواخر ۱۹۷۹ به وجود آمد. حتی برخی از محققان معتقدند که این گروه در واکنش به پکاکا تشکیل شده بود. تفاوت این دو گروه که هویت کرد داشتند، در آن بود که یکی عقاید چپ داشت و دیگری باورهای رادیکال اسلامی.
گروهی که به عنوان «حزبالله» در ترکیه شناخته میشود در آغاز در سه کتابفروشی مختلف متمرکز شده بود: کتابفروشیهای علم (ایلیم)، واحدت و منزیل. «حزبالله» از شاخه کتابفروشی علم پدیدار شد. کتابفروشی علم در دیاربکر در آغاز به گروه «علمیون» نیز شهره شده بود.
برخی محققان ترکیه معتقدند انقلاب اسلامی ایران تاثیر بسیاری بر روی این افراد به جا گذاشت و اعضایی که بعدتر در «حزبالله ترکیه» فعالیت کردند مسائلی را که در ایران روی میداد، از نزدیک دنبال میکردند.
یکی از این افراد فیدان گونگُر، روشنفکر کرد بود. در تشریح عقاید وی سایتهای نزدیک به «حزبالله ترکیه» نوشتهاند که او از یک سو نظریههای سید قطب را در بعد اندیشه و عقاید آیت الله خمینی را در بعد عمل باور داشت. او یک کتابفروشی به نام «منزیل» در دیاربکر داشت که محل تجمع برخی از نیروهای اسلامی بود.
درباره فعالیت این دو گروه گفته شده که آنها در روستاهای «علویان» به زور شروع به ساخت مساجد کردند. حیکمت چیچک که کتابی درباره «حزبالله ترکیه» نوشته مدعی است آنها هزاران علوی را به ایران بردند تا آموزشهای نظامی و عقیدتی ببینند، اما وی سندی برای ادعای خود ارائه نکرده است.

منبع تصویر، Getty Images
شخصی به نام یوسف که از علمای «حزبالله ترکیه» است، گفته است که این گروه در زمینه عقیدتی به رساله نور از سعید نورسی، در حوزه عمل به اعمالی که در انقلاب اسلامی ایران انجام شد و در حوزه تشکیلات به اخوان المسلمین معتقد است.
آگر چه نوشتههای چندانی از فعالیتهای «حزبالله» در دورههای آغازین آن وجود ندارد و بیشتر آنچه هست نوارهای کاست مارشهای نظامی و مرثیه است. با این حال شبنامهای که آنها در سال ۱۹۸۶ در مناطق جنوب شرقی ترکیه توزیع کردهاند بخشی از باورهای آنها را نشان میدهد.
در این متن آمده است: هموطن! ببینید دین اسلام به شما چه دستوری میدهد. با کسانی که با شما میجنگند در راه خدا با آنها جنگ کنید که خداوند از متجاوزان بیزار است. مبارزه با آنها وظیفه هر مسلمانی مانند شماست.»
آنها همچنین در سال ۱۹۹۰ مجلهای به نام «دعوت» منتشر کردند که بخشی از باورهایشان درباره مسایلی چون زنان، تشکیلات و حتی شکنجه و جهاد در آن دیده میشود. شماره ۶ این مجله، شمارهای ویژه در مورد آیت الله خمینی به بهانه وفات او است که به تفصیل در باره زندگی و عقاید او پرداخته است.
برخی از محققان میگویند که تعدادی از رهبران این گروه در شهر قم زندگی کردهاند و برخی از نیروهای آن نیز در ایران آموزش نظامی دیدهاند.
اگرچه در میان اسناد به دست آمده از «حزبالله» نامی از این افراد و محل تعلیمشان یا نوع رابطهشان با جمهوری اسلامی ایران نیامده اما در ۱۹۹۸ ویدئوهایی از خانه تیمی آنها در ترکیه منتشر شد که در آن اعضای این حزب برخی از همایشهای نظامی سپاه پاسداران را نگاه میکردهاند و ادعا شد که آنها در حال تماشای ویدئوهای آموزش نظامی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی هستند.
دایره عملیاتی حزبالله و تشکیلاتش

منبع تصویر، Getty Images
جمال توتار یکی از اعضای «حزبالله» بعد از دستگیری در دفاعیات خود میگوید دلیل تشکیل این گروه در ترکیه سیاستها و ایدئولوژی جمهوریت ترکیه بود. او میگوید جمهوریت از أساس مخالف اسلام بود؛ «برای همین هم باید وارد مبارزه میشدیم و چارهای جز مبارزه گروهی نبود».
بعد از دوره استقرار این حزبالله ترکیه، فعالیت آنها بیشتر در مساجد متمرکز بود. شایع است که آنها بعد از نماز عصر به مساجد میرفتند و از امام آنجا کلید مسجد را میخواستند. حتی گفته میشود امامی که این کلید را نمیداد کشته میشد. برخی از محققان از کشته شدن حداقل پنج امام مسجد در دیاربکر خبر دادهاند. از مسجد به جز محل عبادت جمعی، به عنوان محل پروپاگاندا استفاده میشد و کسانی که این کار تبلیغاتی را انجام میدادند «صیدا» نام گرفته بودند.
مرحله دوم عملیات آنها پس از تبلیغ، کادرسازی یا به تعبیر خود آنها «ساخت جماعت» بود. کادر سازی بیشتر به منظور عمل نظامی انجام میشد؛ مسئلهای که در مرحله سوم سازمانی آنها تحت نام «جهاد» انجام میگرفت. در این مرحله آنها به هر چیزی که به آن نام «حزب الشیطان» میدادند حمله میکردند.
بر سر مسئله جهاد بود که تفاوت عمده دو شاخه «حزبالله» به وجود آمد. «علمیون» طرفدار عملیات نظامی یا جهاد بودند اما «منزلیون» معتقد بودند که هنوز باید تبلیغ کرد. همین هم به درگیریهای خونینی بین این دو گروه انجامید؛ دعواهایی که هر دو طرف به هم با عنوان «حزب الظالم» حمله بردند و در نتیجه این درگیریها ۷۰ نفر جان باخت.

منبع تصویر، Getty Images
«علمیون» یا همان «حزبالله» خیلی زود وارد درگیری با پکاکا نیز شدند. بسیاری معتقدند که این درگیریها را پکاکا آغاز کرده بود. ولی «حزبالله» نیز در مناطق شهری کردنشین دست به «عملیات تروریستی» علیه اعضای پکاکا زد. «حزبالله» گروههای سه نفرهای برای ترور افراد ترتیب میداد. آنها در جنوب شرقی ترکیه فعالیت میکردند، به ویژه محل اقدام آنها در شهر باتمان بود. در این شهر خشونتهای زیادی بی آن که سرنخی از عاملین پدیدار شود انجام شد.
حتی «حزبالله» در مقاطعی به خاطر آن که گمان میکرد اطلاعات مربوط به حزب افشا شده است، اعضای خودی را نیز گلوله باران کرد.
«شورا» نهادی بود که در این سازمان تصمیم این قتلها را میگرفت. شورا از سران دو بخش «علما» و گروه «جهاد» به وجود میآمد.
در اسناد به دست آمده از «حزبالله ترکیه» معلوم شده است که علما عمدتا کتابفروشی و لوازم التحریری باز میکردند و در این مکان فعالیت دوگانهای را پی میگرفتند.
آنها از یک سو پول لازم برای تشکیلات را فراهم میکردند و از سوی دیگر در این مکان کارهای تبلیغاتی انجام میدادند.
پول «حزبالله ترکیه» از زکات، فروش پوست حیوانات قربانی شده، ۱۰ درصد از درآمد کشاورزی اعضا و کارهای تجاری به دست میآمد. بخش مهمی از این درآمد هم صرف کارهای جهادی میشد. گروههای جهادی که بعد از نزدیک شدن به هسته اصلی شکل میگرفتند و در خانههای تیمی زندگی میکردند.
برّین سونمز از فعالین فمینیست ترکیه میگوید که خط و نشان «حزبالله ترکیه» را میتوان در «۱۵۰۰ جنایت» یافت. همچنین وی میگوید که آنها انسانهای بسیاری را نیز به واسطه شکنجه کشتهاند که تعداد دقیق آن مشخص نیست.
برخی دیگر از محققین ترکیه میگویند که تا میانه دهه ۱۹۹۰ این جنایتها و رفتار حزبالله به کار دولت حاکم میآمد و از این رو در مقابل آن سکوت کردند.
ولی سکوت دولت ترکیه از ۱۹۹۴ تقریبا شکسته شد. دولت وقتی اسناد اولیه این گروه را در حوالی سال ۱۹۹۷ کسب کرد، متوجه شد که آنها حدود شش هزار عضو دارند.
افول حزبالله
مدارک موجود نشان میدهند از سال ۱۹۹۴ که دولت به صورت جدی وارد فاز مبارزه با این گروه شد طی شش سال توانست بیش از هزار نفر را دستگیر کند. حتی در سال ۲۰۰۰ حسین ولیاوغلو رهبر حزبالله ترکیه توسط پلیس این کشور کشته شد.
ادیپ گوموش یکی از اعضای رده بالای «حزبالله» در این عملیات پلیس در منطقه بیکوز استانبول جان سالم بدر برد، اما دستگیر شد.
در عین ناباوری برخی از کنشگران حقوق بشر ترکیه وی ۱۱ سال بعد، از زندان آزاد شد و امروز به عنوان رهبر این گروه در خارج از کشور حضور دارد.
او در یک مصاحبه مکتوب گفته بود: «حزبالله از هیچ اصلی که درست میدانست و به آن باور داشت دست نشسته است. هرچه دیروز بود امروز هم هست، چیزی که تغییر کرده وضعیت و شرایط است.»
در مانیفستی که «حزبالله ترکیه» در سال ۲۰۱۱ منتشر کرده، میتوان بخشی از این باورهای جدید را دید: «هدفی که در مبارزه اسلامی میخواهیم بدان دست یابیم فرد مسلمان، خانواده مسلمان، جامعه مسلمان و در نهایت حاکمیت اسلام بر جامعه و حکومت اسلامی است. جماعت حزبالله در مسیر مبارزهای که به سمت حکومت اسلامی دارد به دنبال آن است که هر مانعی را که در مسیر تبلیغ اسلام وجود دارد بردارد تا هر کس آزادانه بتواند باور دینی خود را زندگی کند.»
احیای «حزبالله» یا قانونی شدن در قالب «هداپار»

منبع تصویر، Getty Images
تا سال ۲۰۰۰ «حزبالله ترکیه» فعالیت مخفی و مسلحانه داشت. اما سال ۲۰۰۰ و پس از حمله شدید پلیس ترکیه به آنها سیاستهایشان تغییر کرد. آنها گروهی به نام «انجمن مقاومت مستضعفان» تشکیل دادند و به واسطه آن تجمعات گستردهای به مناسبتهای دینی ترتیب میدادند.
این انجمن اگرچه توانست در منطقه دیاربکر موفقیتهایی را به دست آورد، اما بسیاری را نیز نگران کرده بود. از این رو هم تلاشهایی حقوقی برای بستن این انجمن صورت پذیرفت.
در سال ۲۰۱۰ «انجمن مقاومت مستضعفان» با رای دادگاه بسته شد. دادگاه در رای خود نوشته بود که این انجمن در راستای «گروه تروریستی حزبالله» عمل کرده و خواهان برانداختن نظم مستقر در قانون اساسی و استقرار یک حکومت تئوکراتیک است.
بعد از بسته شدن این انجمن، فعالیت اعضای آن متوقف نشد. حسین یلماز که وکیل برخی از اعضای «حزبالله» و موسس این انجمن بود، اینبار با زکریا یاپیچیاوغلو در شهر باتمان به سراغ ساخت حزب جدیدی به نام «حزب دعوای آزاد» یا با نام اختصاری هداپار (هدا همان خدا است) پرداخت.
این حزب که میگوید اول مسلمان و بعد کرد است، در جنوب شرق ترکیه به ویژه به واسطه پلتفرم «دوستداران پیامبر» توانست افراد بسیاری را به خود جذب کند.
یلماز در توضیح ساخت این حزب میگوید جامعه محافظهکار نباید بی رهبر میماند او معتقد است به خاطر آرمانهای دینی هزاران نفر به خیابانها میآیند و نباید آنها بدون نماینده سیاسی باقی بمانند.
اما اعضا و سخنگوی این حزب بارها تاکید کردهاند که حزب آنها همان «حزبالله» نیست «اگرچه برخی از اعضای سابق حزبالله درون این حزب وجود دارد». همچنین آنها بارها در برنامههای تلویزیونی اعلام کردهاند که «حزبالله» را یک گروه تروریستی نمیدانند.











