ایران در حاشیه آتشبس غزه؛ بازیگر خسته در میدان جدید خاورمیانه

منبع تصویر، Getty Images
- نویسنده, سعید جعفری
- شغل, روزنامهنگار
دو سال بعد از حمله حماس به اسرائیل، به نظر میرسد آتش منازعهای که جان دهها هزار نفر را در سراسر خاورمیانه گرفت، دستکم فعلاً آرام گرفته باشد. هرچند کسی نمیداند این توقف تا چه اندازه پایدار و ماندگار خواهد بود اما تحولات دو سال اخیر، جهان را با خاورمیانه جدیدی روبهرو ساخته است.
جنگ بزرگی که برای دههها، بسیاری نگران وقوع آن بودند، رخ داد و ایران و اسرائیل وارد یک منازعه نظامی تمامعیار مستقیم با یکدیگر شدند.
اما در نشست رهبران منطقه و جهان در مصر، جایی که آنها برای دونالد ترامپ به دلیل پایان دادن به فاجعه انسانی در غزه دست میزدند، جای یک بازیگر تأثیرگذار خالی بود. مطابق انتظار، مقامهای جمهوری اسلامی دعوت آمریکا برای حضور در اجلاس شرمالشیخ را رد کردند، هرچند پیشتر محتاطانه از طرح ترامپ برای برقراری آتشبس استقبال کرده بودند.
ایران اما از فردای آتشبس در غزه چقدر میتواند در معادلات «مسئله فلسطین» ایفای نقش کند؟ بازیگری که در دو سال اخیر بیشترین ضربهها را در توان بازدارندگیاش تحمل کرده است و حالا نمیتوان این حکومت را همان «کنشگر تأثیرگذار در خاورمیانه» دانست که نیروهای وفادارش، از بغداد، دمشق و بیروت تا حتی یمن حاضر بودند در جهت منافع مشترک با تهران گامهای لازم را در مبارزه با اسرائیل بردارند.
ضربه به نیروهای نیابتی
راهبرد امنیتی اسرائیل در منطقه، بعد از ۷ اکتبر ۲۰۲۳، بازبینی شد و اسرائیل تصمیم گرفت با حمله مستقیم به نیروهای تحت حمایت ایران در منطقه، حلقه آتش شکلگرفته پیرامون خود را خاموش کند. در این مدت، حزبالله لبنان نهتنها رهبران عالیرتبه خود را از دست داد که حملات اسرائیل به بیروت باعث شد تا امروز با حزباللهی متفاوت از آنچه پیش از جنگ دو ساله سراغ داشتیم روبهرو باشیم.
در عین حال ضربات سنگین ناشی از جنگ، فضای سیاسی ضد حزبالله را در لبنان پررنگ کرده است؛ هرچند در نقطه مقابل ممکن است حملات اسرائیل به کشورهای مختلف منطقه، گروهی از شهروندان لبنانی را طرفدار لزوم استمرار فعالیت نظامی حزبالله در لبنان کرده باشد. به هر حال واقعیت انکارناپذیر، ضرباتی است که به این متحد جمهوری اسلامی در منطقه وارد شده است.
شبهنظامیان عراقی در همسایگی ایران، هرچند مستقیم هدف حمله اسرائیل قرار نگرفتهاند اما دامنه آزادی عملشان از پارسال بهطور محسوسی کاهش یافته است.
فشارهای سیاسی داخلی، حضور و نفوذ آمریکا در عراق و محدودیتهای مالی جمهوری اسلامی، این گروهها را به ناچار در موقعیتی محافظهکارانهتر از گذشته قرار داده است. با این حال، آنها هنوز ظرفیت هزینهتراشی محدود برای رقبا، بهویژه از طریق حملات پراکنده علیه منافع آمریکا در عراق و سوریه را حفظ کردهاند.
سوریه هم که نقشی کلیدی در اتصال گروههای مورد حمایت ایران با لبنان و گروههای فلسطینی ایفا میکرد، کاملا از دست رفته است.
در یمن نیز، حوثیها با وجود تحمل خسارات سنگین از حملات اسرائیل و آمریکا، همچنان در معادلات منطقهای فعالاند. حملات دریایی و پهپادی این گروه در دریای سرخ، گرچه از نظر نظامی اثر تعیینکنندهای بر جنگ غزه ندارد اما از منظر اقتصادی و امنیت کشتیرانی جهانی برای غرب و اسرائیل دردسرآفرین بوده است.
بااینحال، فاصله جغرافیایی و اولویتهای داخلی، توان آنها برای تأثیرگذاری مستقیم بر آینده «مسئله فلسطین» را محدود کرده است.
به این ترتیب هرچند توان هماهنگی و عملیاتی گروههای موسوم به «محور مقاومت» ایران در منطقه کاملا از بین نرفته اما به شکل قابلتوجهی فرسوده شده است.
تحریمهای جهانی و فشار اقتصادی بر ایران
این نخستین بار نیست که اسرائیل به «سوگلی» گروههای شبهنظامی متحد ایران در منطقه حمله میکند؛ در جنگ سال ۲۰۰۶ با اسرائیل، حزبالله ضربات قابل توجهی را متحمل شد اما تفاوت اکنون با آن سال، محدودیتهایی است که جمهوری اسلامی با آن دستوپنجه نرم میکند.
به دنبال خروج آمریکا از برجام در سال ۲۰۱۸، ایران هرگز نتوانست حتی به همان امتیازات اقتصادی نیمبندی که در توافق سال ۲۰۱۵ گرفته بود، برسد. طی این سالها نهتنها تحریمهای بینالمللی ایران لغو یا کم نشد که با تصمیم اخیر شورای امنیت، تمامی قطعنامههای لغوشده در فرآیند برجام و قطعنامه ۲۲۳۱ بار دیگر فعال شدهاند.
در نتیجه ایران نهتنها ظرفیت حمایت از نیروهای متحد در منطقه را ندارد، بلکه با فعال شدن مکانیسم ماشه حالا با چالشهای بیشتری برای فروش نفت و رفع مشکلات اقتصادی داخلی روبهرو خواهد بود، آن هم در شرایطی که نرخ ارز در بازارهای ایران هر روز رکورد جدیدی را ثبت میکند، تورم پیوسته در حال افزایش است و نارضایتیهای معیشتی و سیاسی، حکومت ایران را با دردسرهای بیشتری روبهرو کرده است.
کارتهای محدود، ظرفیتهای اندک

منبع تصویر، Getty Images
هرچند بنیامین نتانیاهو نتوانست به هدف اعلام شدهاش برای از بین بردن ظرفیت نظامی و توان حکمرانی حماس دست یابد اما تردید چندانی وجود ندارد که این گروه هم به اندازه منطقهای که در آن حکمرانی میکرد، ویران شده است.
ایران هم ظرفیتهای محدودی برای یاری به حماس و دیگر گروههای فلسطینی که قصد مبارزه با اسرائیل را دارند، در اختیار دارد. حمله اسرائیل به ایران و جنگ ۱۲ روزه، تابوی بزرگ مقابله نظامی مستقیم میان دو رقیب منطقهای را از بین برد. راهبرد ایران برای درگیری در منطقه خاکستری با اسرائیل، با تصمیم تلآویو بههم خورد و افزایش پلکانی تنش میان دو طرف، ضعفهای دفاعی، اطلاعاتی و امنیتی را در ایران نمایان کرد که بر آینده معادلات میان این دو بازیگر تأثیرات قابل توجهی خواهد گذاشت.
هرچند رئیسجمهور آمریکا خرسندیاش را بعد از برقراری آنچه «آتشبس» میان ایران و اسرائیل خوانده میشود، نشان داد اما همانطور که مسعود پزشکیان به خبرنگاران آمریکایی گفت، دستکم تهران اطمینان چندانی به پایداری این آتشبس ندارد و احتمال حمله دوباره اسرائیل را جدی میداند.
در چنین شرایطی، احتمالاً هرگونه تلاش دوباره حکومت ایران برای تقویت گروههای نیابتی یا بازسازی و احیای تواناییهای هستهای، خطر حمله دوباره اسرائیل به ایران را افزایش خواهد داد. آنهم در حالی که تجربه جنگ ۱۲ روزه، ضعف توان پدافندی ایران در برابر جنگندههای اسرائیلی را آشکار کرد.
تمایل منطقهای برای حفظ آتشبس در غزه
بخش مهمی از رهبران عرب و مسلمان منطقه اکنون خواهان حفظ آتشبس در غزهاند. تعدادی از بازیگران سیاسی خلیج فارس، همین حالا هم روابط با اسرائیل را رسمی کردهاند و گروهی دیگر هم قصد دارند پس از عادیسازی وضعیت در غزه به این جمع بپیوندند.
صرفنظر از امکانپذیری چنین فرضی، رهبران عرب از بالا گرفتن آتش بحران در سرزمینهای فلسطینی منفعت چندانی نمیبرند و حتی ممکن است استمرار آن به بالا گرفتن تمایلات ناسیونالیستی عربی منجر شود که برای رهبران محافظهکار منطقه چالش برانگیز خواهد بود.
هنوز مدت زیادی از روزگاری که رهبران کشورهای عربی از گسترش آنچه «هلال شیعی» در منطقه مینامیدند، ناراضی و نگران بودند، نگذشته است، در نتیجه، قابل انتظار است که این کنشگران از تحریکهای احتمالی ایران برای حمایت از گروههای شبهنظامی که برای «مسئله فلسطین» سلاح به دست میگیرند، استقبال نکنند.
آتشبس ناپایدار
نشریه اکونومیست در گزارش ۲۴ ژوئن ۲۰۲۵، با استناد به دادههای «پروژه آتشبس» اشاره میکند که در فاصله سالهای ۱۹۸۹ تا ۲۰۲۰، در مجموع ۲۰۲۳ آتشبس اعلامشده، ثبت شده است که تنها حدود نیمی از آنها موفق بودهاند یا تا پایان دوره پژوهش برقرار ماندهاند.
وقتی نوبت به خاورمیانه میرسد، اوضاع بدتر است؛ در خصوص اسرائیل، ۷۷ مورد در این فهرست دیده میشود که بسیاری از آنها با حماس بوده و هیچکدام به صلح پایدار منجر نشدهاند. در آخرین مورد هم در ژانویه سال جاری میلادی، دو طرف به توافقی دست یافتند که تنها دو ماه دوام آورد و اسرائیل بار دیگر به غزه حمله کرد.
آتشبس شکلگرفته در غزه، پرسشهای بسیاری را در خصوص آینده این باریکه، وضعیت حماس، حضور نیروهای اسرائيلی در آنجا و مواردی از این دست، بیپاسخ گذاشته است. ضمن اینکه تضمینهای اجرایی روشنی برای اطمینان یافتن از اجرای آن نیز وجود ندارد. هیچ نهاد بینالمللی یا بازیگر دولتی هم برای تعیین راستیآزمایی و اجرای تعهدات دو طرف تعیین نشده است.
ضمن این که نباید از فشار داخلی در اسرائيل به ویژه از راستگرایان افراطی که مخالف پایان جنگ بودند به سادگی گذر کرد. علاوه بر این، بسیاری از ناظران، استدلال میکنند که تا زمانیکه یک راهحل «دو دولتی» جنبه اجرایی به خود نگیرد، نمیتوان به پایان مناقشه فلسطینیها و اسرائيل امیدوار بود.
در چنین شرایطی، به نظر میرسد تردیدها برای ماندگاری این آتشبس بیش از امیدها برای پایان این منازعه باشد.
در نتیجه، شاید انتخاب جمهوری اسلامی برای سکوت و سکون در مرحله کنونی، چه از منظر ظرفیتهای داخلی و چه از نظر راهبردهای دشمن، محتملترین سناریوی پیشرو باشد البته تا زمانی که اسرائيل دست به اقدام تازه و حملهای دوباره به ایران نزند.














