پشت پرده «حراست» در تیمهای ورزشی ایران؛ فشار روانی، از خوابگاه تا زمین بازی و ضبط گذرنامهها

منبع تصویر، Getty Images
- نویسنده, سعیده فتحی
- شغل, خبرنگار
- زمان مطالعه: ۱۰ دقیقه
ماجرای بسیار جنجالبرانگیز پناهنده شدن عدهای از بازیکنان تیم ملی فوتبال زنان ایران به استرالیا، در کوران جنگ اسرائیل و آمریکا علیه ایران، بار دیگر نگاهها را متوجه ماموران امنیتی کرد که دهها سال است به همراه تیمهای ورزشی جمهوری اسلامی به مسابقات فرستاده میشوند تا اعضای تیم را کاملا زیرنظر بگیرند. نظارت شبانهروزی این ماموران، که «نماینده حراست» نامیده میشوند، فقط به کنش سیاسی اعضای تیم یا رعایت حجاب و اخلاق مدنظر حکومت محدود نمیشود و گاه حتی ریزترین امور خصوصی آنها را دربرمیگیرد.
سعیده فتحی، خبرنگار باسابقه ورزشی، از تاثیر منفی حراستیها بر عملکرد تیمهای ایرانی در مسابقات جهانی میگوید.
«گوشهایت را بپوشان. میگویم گوشهایت را بپوشان.»
این صدای زنی است که به عنوان «حراست» همراه تیم ملی بسکتبال زنان ایران به مالزی رفته بود. بازیکن یک چشمش به سبد تیم حریف بود، چشم دیگرش به این مامور. مشخص بود تمرکزش را از دست داده است. مربی تیم تقاضای وقت استراحت کرد.
مامور حراست به طرف بازیکن رفت و گفت: «چرا گوشهایت پیداست؟ مگر نگفتم بپوشان؟»
بازیکن نفسنفسزنان جواب داد: «هوا شرجی است. با این سرعت که میدویم، عرق میکنیم. گوشم پر از آب شده و حرفهای همتیمیها و سرمربی را خوب نمیشنوم.»
جواب کوتاه بود: «به من ربطی ندارد. نباید گوشهایت پیدا باشد.»
بعد به مربی گفت اگر نمیشنود، او را تعویض کند.
این صحنه به سال ۱۳۸۶ برمیگردد؛ سفر برونمرزی تیم ملی بسکتبال زنان؛ سفری تاریخی که در آن زنان بسکتبالیست جمهوری اسلامی ایران برای اولین بار مقابل یک تیم خارجی قرار میگرفتند.

منبع تصویر، Saeedeh Fathi
اما برای بعضی از بازیکنان، آن مسابقه فقط رقابت با حریف نبود. در کنار نیمکت تیم، کسی حضور داشت که وظیفهاش نه فنی بود، نه ورزشی؛ کارش فقط نظارت بر رفتار و پوشش بازیکنان بود. او «حراست» بود.
در اعزام تیمهای ورزشی ایران به مسابقات بینالمللی، افرادی با عنوان مامور حراست یا نماینده نهادهای نظارتی همراه تیم هستند؛ حضوری که برای بعضی ورزشکاران به معنای نظارت دائمی بر رفتار، گفتار و حتی ظاهرشان است.
وظیفه این افراد، طبق ساختار اداری نهادهای دولتی در ایران، «نظارت و صیانت از مجموعه» است. اما تجربه بعضی ورزشکاران نشان میدهد که نقش آنها فراتر از این است و گاهی جزئیترین رفتار اعضای تیم را هم دربرمیگیرد.
«چرا روی لگ شلوار نپوشیدهاید؟»

منبع تصویر، Arezoo Hakimi
گزیدهای از مهمترین خبرها، گزارشهای میدانی و گفتوگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.
اینجا مشترک شوید
پایان % title %
آرزو حکیمی، عضو پیشین تیم ملی قایقرانی ایران، نیز تصویری مشابه از نظارت و محدودیتها ارائه میدهد.
او به بیبیسی فارسی گفت: «یادم هست در یکی از مسابقات آسیایی، فکر میکنم در جاکارتای اندونزی بود، هوا خیلی گرم بود. اما با وجود این دائما به ما تذکر میدادند که چرا روسریتان اینطور است؛ چرا حجابتان کامل نیست یا چرا روی لگ شلوار نپوشیدهاید. در آن شرایط که بایست همه تمرکز ما روی مسابقه میبود، این حرفها تمرکزمان را بههممیزد.»
خانم حکیمی میگوید این تذکرها حتی تا لحظه شروع مسابقه ادامه داشت: «یادم هست یک بار درست قبل از اینکه بروم سر خط مسابقه، آمدند و گفتند چرا الان شلوار پایم نیست. در حالی که طبق مقررات، ما باید درست در لحظه آخر و قبل از ورود به پیست، شلوارمان را درمیآوردیم. اما آنها بدون توجه به این مسائل مدام تذکر میدادند.»
«یک بار در یکی از مسابقات جهانی، یکی از آنها به مربی تیم گفته بود چرا پرچم اسرائیل نزدیک پرچم ایران قرار گرفته و اصرار داشت که بروید آن پرچم را جابهجا کنید. برای ما چنین رفتارهایی خیلی عجیب و غیرمنطقی بود.»
«وقتی به کشور میزبان میرسیدیم، بعد از چک گذرنامهها اولین کاری که میکردند این بود که آنها را از ما میگرفتند. شبها هم تا صبح در لابی هتل مینشستند تا رفتوآمد ما را زیر نظر بگیرند. گاهی حتی کسانی را جلوی اتاقها میگذاشتند تا مراقب باشند کسی از هتل بیرون نرود.»
او میگوید در بسیاری از مسابقات حتی اجازه حضور در مراسم پایانی را هم نداشتند: «میگفتند در این نوع مراسم ممکن است مشروبات الکلی سرو کنند و حضور ما مناسب نیست.»

منبع تصویر، Brisbane Roar FC Instagram
ضبط گذرنامهها؛ نگرانی از پناهنده شدن ورزشکاران
این سختگیریها تنها به پوشش، رفتار و حضور در مراسم محدود نمیشود. یکی از دلایل اصلی نظارت دائمی و کنترل شدید، ترس حراست از پناهنده شدن ورزشکاران و بقیه اعضای تیم است.
اصولا سیاست فرستادن ماموران امنیتی به همراه تیمها از زمانی تشدید شد که در سالهای بعد از انقلاب، عده زیادی از ورزشکاران اعزامی به کشور میزبان مسابقات پناهنده میشدند. سرکوب خونین و گسترده مخالفان در دهه شصت و جنگ عراق و ایران از عوامل عمده این پناهندگیها بود. گروههای مخالف حکومت ایران در خارج از کشور، بهویژه سازمان مجاهدین خلق ایران، هم در آن سالها تلاش میکردند این ورزشکاران را جذب کنند.
پس از خبرساز شدن این پناهندگیها، که عمدتا به کشورهای اروپایی بود، سختگیریهای حراست، قبل از اعزام و در طول آن، دوچندان شد. مثلا به محض رسیدن تیم به کشور مقصد، گذرنامه همه اعضای تیم از آنها گرفته میشد و تا پایان سفر در اختیار ماموران حراست قرار میگرفت.
با وجود همه این تدابیر، بعضی ورزشکاران با پذیرش خطر و به قیمت ریسک بزرگ، راه فرار و پناهندگی را انتخاب میکردند. یکی از آنها یکتا جمالی، وزنهبردار جوان مدالآور است که در اردیبهشت ۱۴.۱، همراه تیم ملی در مسابقات جهانی در یونان حضور داشت اما تصمیم گرفت از تیم جدا شود و بعدا از آلمان پناهندگی گرفت.
نمونه جدید جنجالی هم بازیکنان تیم ملی فوتبال زنان ایران بودند که تحت فشارهای شدید امنیتی در سفر به استرالیا، بودند ولی با وجود این ۷ نفرشان درخواست پناهندگی دادند. هر چند در ادامه پنج نفر از آنها، که احتمالا نگران تهدید خانوادههایشان و فشار به آنها بودند، نظرشان عوض شد و به ایران بازگشتند.
پروندهسازی برای حجاب یک داور

منبع تصویر، AFC
روایت فشار و نظارت اما فقط به بازیکنان محدود نمیشود. مهسا قربانی، داور بینالمللی فوتبال ایران، میگوید از همان سالهای اول شروع فعالیت حرفهایاش با چنین فشارهایی روبهرو بوده است: «از همان اول کارم در مسابقات، به دلیل نوع پوششی که طبق قوانین فیفا داشتم، حراست فدراسیون فوتبال و وزارت ورزش و جوانان تهدیدم میکردند.»
«آنها حتی شب قبل از مسابقه به من فشار میآوردند تا پوشش خاصی را انتخاب کنم. این در حالی بود که من هم مثل هر ورزشکاری، شب قبل از بازی به آرامش و تمرکز نیاز داشتم.»
به گفته خانم قربانی، این فشارها گاهی به تهدید خانوادهاش هم کشیده میشد :«با وجود تمام ایستادگیهایم، گاهی مجبور میشدم برای حفظ آرامش خانوادهام کوتاه بیایم. چون آنها هم تهدید میشدند.»
یکی از پرتنشترین تجربههای خانم قربانی به داربی تهران برمیگردد. او قرار بود به عنوان عضوی در اتاق کمک داوران ویدئویی حضور داشته باشد؛ مسابقهای که به گفته او باعث باز شدن پروندهای جدید برایش در حراست شد: «قبل از مسابقه تماسهایی از فدراسیون فوتبال دریافت کردم و گفتند به خاطر پوشش من، حراست دوباره برایم پرونده باز کرده است. به آنها گفتم این موضوع چه ارتباطی به داربی دارد؟ اما سعی کردند به بهانههای مختلف من را به فدراسیون بکشانند.»
میگوید وقتی به ساختمان فدراسیون رفت، تلفن همراهش را از او گرفتند: « موبایلم را گرفتند و گفتند کیفم بیرون از اتاق بماند. گوشی را خاموش کردند و من بدون هیچ وسیلهای وارد اتاق شدم. داخل اتاق دو نفر از نمایندگان حراست و چند نفر از مسئولان فدراسیون نشسته بودند و حتی در را قفل کردند.»
به گفته او، پس از گفتوگوهای طولانی از او خواسته شد یک مصاحبه تصویری انجام دهد و اعلام کند که آمادگی قضاوت در آن مسابقه را ندارد: «به من میگفتند بایست جلوی دوربین بگویم شرایط روحی و روانی برای این مسابقه ندارم و بیمار هستم. زیر بار نرفتم و گفتم چرا باید چنین کاری بکنم. میگفتند اگر خودت این کار را نکنی، ما خودمان این کار را میکنیم.»
کنترل حتی در خوابگاهی که همه زن بودند

منبع تصویر، Masoumeh Hasrati
روایتهایی مثل تجربه مهسا قربانی نشان میدهد که نظارت و فشار، فقط در جریان مسابقات یا سفرهای خارجی اتفاق نمیافتد؛ بلکه گاهی از اردوهای داخلی و حتی زندگی معمول ورزشکاران هم فراتر میرود.
معصومه حسرتی، بازیکن سابق تیم ملی فوتبال زنان ایران، به بیبیسی فارسی گفت که حضور ماموران حراست در اردوها و سفرهای تیم ملی برای بازیکنان موضوع تازهای نبود: «این نیروهای حراستی همیشه بودند و بیشتر تمرکزشان روی مسئله حجاب بود. وقتی برای مسابقات بینالمللی میرفتیم، خیلی مراقب بودند که کسی تنها بیرون نرود و تقریبا حواسشان به همه چیز بود. اما بیشترین حساسیتشان واقعا روی حجاب بود و مرتب درباره آن به ما تذکر میدادند.»
خانم حسرتی میگوید این نظارت حتی در محیطهایی که فقط زنان حضور داشتند هم ادامه داشت: «یادم هست یک بار در اردو و در خوابگاه بودیم. یکی از همین حراستیها من را صدا کرد و گفت: "دیگر در خوابگاه دامن کوتاه نپوش." از او پرسیدم "چرا؟ ما اینجا همه زن هستیم، چه مشکلی دارد؟" جواب داد: "نمیدانم، به ما گفتهاند به شما تذکر بدهیم که در نوع لباس پوشیدنتان دقت کنید." واقعا متعجب شده بودم و نمیدانستم چه باید بگویم.»
نظارت بر رفتوآمد بازیکنان مرد

منبع تصویر، Mike Rostampour
در روایتهای ورزشکاران زن، بیشتر پوشش و کنترل رفتار آنها مهم است. ورزشکاران مرد هم میگویند که در سفرهای تیمهای ملی افرادی بودند که کار اصلیشان نظارت بر رفتوآمد اعضای تیم بوده است.
مایک رستمپور، ملیپوش دو رگه ایرانی–آمریکایی سابق تیم ملی بسکتبال ایران، میگوید اولین بار که چنین افرادی را در کنار تیم دید، برایش عجیب بود و نمیدانست دقیقا چه وظیفهای دارند.
او به بیبیسی فارسی گفت :«یک نفر را میدیدم که در لابی هتل از صبح تا شب مینشست و رفتوآمد ما را کنترل میکرد. ما کار خودمان را میکردیم، اما او بیشتر روز را در لابی مینشست تا ببیند چه زمانی وارد هتل میشویم یا چه زمانی از آن خارج میشویم و از ما سئوال میکرد که کجا میرویم.»
به گفته آقای رستمپور، این نظارت گاهی به مسائل خصوصی بازیکنان هم کشیده میشد. او به ماجرای تذکری که درباره خالکوبیهایش اشاره میکند: «همان روزهای اولی که به تیم آمده بودم، یکی از این حراستیها به کادر فنی گفته بود که تتوهای من نباید معلوم باشد و باید آنها را بپوشانم. اما من قبول نکردم.»
او میگوید در آن زمان مهران شاهینطبع سرمربی تیم ملی بسکتبال بوده و از او حمایت کرده است: «آقای شاهینطبع با آنها صحبت کرد و قانعشان کرد که چون من دو رگه هستم کاری به تتوهای من نداشته باشند. اما بقیه بازیکنان تیم مجبور بودند تتوهایشان را بپوشانند. برای من باورکردنی نبود که تا این اندازه در مسائل شخصی بازیکنان دخالت میکنند.»
دست زدن و آواز خواندن ممنوع

منبع تصویر، Venus Moradi
علاوه بر نظارت بر پوشش یا رفتوآمد ورزشکاران، بعضی از بازیکنان میگویند این نظارت حراستیها گاهی به روابط اجتماعی آنها هم کشیده میشد؛ حتی تا حد نحوه سلام و احوالپرسی با دیگران در مسابقات بینالمللی.
ونوس مرادی، کاپیتان سابق تیم ملی هندبال زنان ایران، میگوید حراست تنها بر حجاب یا دست ندادن با مردها حساس نبودند، بلکه حتی گفتوگوهای معمول را هم زیر نظر داشتند.
او به بیبیسی فارسی گفت:«علاوه بر محدودیتهایی که برای حجاب یا دست ندادن اعمال میکردند، حتی سلام و احوالپرسی با مردها را هم زیر نظر داشتند که مبادا با یک مرد غریبه حرف بزنیم.»
خانم مرادی میگوید این نظارت گاهی به خارج از سالن مسابقه هم کشیده میشد؛ حتی زمانی که بازیکنان تلاش میکردند ساعتی را به استراحت و تفریح بگذرانند: «یک روز برای تفریح رفتیم قایقسواری روی رودخانه. بچهها شروع کردند به دست زدن و آواز خواندن. اما حراستی که همراه تیم بود با ما برخورد کرد و گفت اجازه ندارید دست بزنید و بخوانید، چون آواز خواندن برای زنها حرام است.»
ممنوعیت مصاحبه با رسانههای خارج از ایران

منبع تصویر، Hmiad Farhadi
جدا از ورزشکاران و داوران زن، عدهای از مربیان و ورزشکاران مرد نگاه متفاوتی به حضور ماموران حراست دارند؛ نگاههایی که بیشتر بر هزینهها، کارکرد محدود و پیچیدگیهای اداری تأکید دارد تا مسائل شخصی یا رفتاری.
حمیدرضا فرهادی، کاراتهکا و مربی پیشین تیم ملی کاراته ایران، به بیبیسی فارسی گفت: «طبیعتا ما از زمانی که بازیکن بودیم و بعد هم که وارد مربیگری شدیم، همیشه در مسابقات مختلف با حضور این افراد کنار تیمها مواجه بودیم. بسته به اهمیت مسابقه، سطح این افراد متفاوت است؛ مسابقات مهم ردهبالاها و مسابقات کماهمیتتر، افراد ردهپایینتر را میفرستند.»
او نظر آقای فرهادی اغلب این افراد ارتباط نزدیکی با سپاه، بسیج یا نهادهای اطلاعاتی دارند و حضورشان اغلب نقش مشخص و مؤثری در عملکرد تیم ندارد.
او میگوید در سفرها، حساسیت ویژهای روی ارتباط با رسانههای خارجی وجود داشت: «بهخصوص درباره شبکههایی مثل بیبیسی و ایران اینترنشنال بسیار حساس بودند. مرتب حراستیها به ما تاکید میکردند که نباید با این رسانهها مصاحبه کنیم یا حتی سلام و احوالپرسی داشته باشیم.»
هزینه بالا و بیفایده بودن حراستیها
یکی از نکات مهمی که بسیاری از ورزشکاران و مربیان درباره حضور ماموران حراست مطرح میکنند، هزینههای بالا و کارکرد محدود آنهاست.
آقای فرهادی میگوید: «واقعیت این است که حضور این افراد هزینههای دلاری زیادی برای تیمها ایجاد میکند، در حالی که از نظر ورزشی تقریبا هیچ کمکی به تیم نمیکنند. با همان هزینهای که برای آنها صرف میشود، در بسیاری مواقع میشد یک مربی، فیزیوتراپیست، پزشک یا حتی یک ورزشکار جوان را همراه تیم اعزام کرد تا تجربه کسب کند.«
«نکته مهم اینجاست که خیلی وقتها اردوهای تیم ملی با یک سرمربی و دو مربی برگزار میشد. اما دو روز قبل از اعزام اعلام میکردند که بودجه نداریم و نمیتوانیم سرمربی یا یکی از مربیان را همراه تیم اعزام کنیم. بارها دیدهام مربیان زحمتکش، که واقعا برای تیم تلاش کرده بودند، از سفر بازمیماندند و اعزام نمیشدند.«
در عوض همین حراستیها همراه تیم در هر حالتی بایست اعزام میشدند. ما حتی در تورنمنتهایی که با هزینه شخصی هم قصد داشتیم شرکت کنیم باید هزینه یک نماینده حراست را خودمان پرداخت میکردیم و همه چیز هم برایشان باید تامین میشد و حتی گاهی پول توجیبی بیشتری هم نسبت به بازیکنان و اعضای تیم میگرفتند.»

































