نخستوزیر پیشین قطر: هیچ طرفی در این جنگ به پیروزی قاطع نخواهد رسید

منبع تصویر، Christopher Pike/Bloomberg via Getty Images
با گذشت بیش از دو هفته از اختلال شدید تردد در تنگه هرمز و تشدید بیسابقه تنشهای نظامی در منطقه، حمد بن جاسم بن جبر آل ثانی، نخستوزیر و وزیر خارجه پیشین قطر، در گفتوگو با بیبیسی عربی، هشدار داد که تداوم این وضعیت پیامدهایی جبرانناپذیر برای اقتصاد و امنیت جهان خواهد داشت.
او معتقد است که اسرائیل و آمریکا با محاسباتی نادرست وارد این رویارویی شدهاند؛ چرا که ایران به شیوه دلخواه آنها تسلیم نخواهد شد و این نبرد را به «جنگ فرسایشی» طولانی تبدیل خواهد کرد.
نخستوزیر سابق قطر ضمن غیرقابل قبول خواندن حملات ایران به کشورهای همسایه، تاکید کرد که تهران با این اقدامات دوستان منطقهایاش را از دست داده و زخمی عمیق به اعتماد متقابل وارد کرده است. او با اشاره به تهدیدهای دونالد ترامپ و حملات گسترده اسرائیل، گفته است که تکیه صرف بر توافقات امنیتی با غرب دیگر کافی نیست و کشورهای خلیج فارس باید بر توان داخلی و ایجاد یک نظام بازدارنده نوین تمرکز کنند.
بیبیسی عربی: اجازه بدهید با آنچه در تنگه هرمز در جریان است شروع کنیم و تماسهایی که با طرفهای مختلف برای باز نگه داشتن این گذرگاه برقرار شده است. پیشرفتی شده؟
حمد بن جاسم بن جبر آل ثانی: در حال حاضر، تنگه بیش از دو هفته است که بسته شده و اگر این وضعیت بیش از این ادامه پیدا کند، پیامدهای ناخوشایندی خواهد داشت، نه فقط از نظر اقتصادی برای کشورهای منطقه، بلکه برای کل جهان. این تنگه اهمیت بینالمللی دارد. ما میشنویم که تماسهایی صورت گرفته است، اما متاسفانه از طرفی که باعث شکلگیری این ارتباطها شده و حالا بازیگر اصلی است، چیزی نمیشنویم. این وضعیتی است که نتانیاهو [نخستوزیر اسرائیل] همه را در آن قرار داده؛ چه آمریکا، چه کشورهای منطقه و چه ایران. بله، او حالا مسئول است، اما ما نمیشنویم که قرار است این مشکل چگونه حل شود.
در تماسهایی که بین قطر و دولت آمریکا برقرار شده، قطعا قطر نگرانیهایش را درباره بسته شدن تنگه هرمز و نقش اسرائیل مطرح کرده است. جوابشان چه بوده؟
اگر کسی فکر کند که یک پیروزی قاطع در کار خواهد بود، اشتباه میکند. چنین محاسباتی درست نیست. نتیجه قاطعی وجود نخواهد داشت. بدون تردید، خساراتی به ایران وارد شده و همچنین به کشورهای همسایه هم آسیب رسیده، اما ایران تسلیم نخواهد شد، دستکم نه به آن معنایی که اسرائیل و آمریکا میخواهند. ایران این جنگ را به جنگی فرسایشی تبدیل خواهد کرد. و اینجا یک مسئله مهم مطرح است: جنگ فرسایشی، در بلندمدت، نه به نفع کشورهای منطقه است، نه به نفع کشورهایی که این درگیری را شروع کردهاند.
نشانههایی که از دونالد ترامپ و اسرائیل دریافت میکنیم حاکی از ادامه بمبارانهاست. ترامپ از احتمال دخالت تفنگداران دریایی سخن گفته و اسرائیل هم از حمله به صدها هدف دیگر در ایران صحبت میکند. در چنین شرایطی که راهحل روشنی وجود ندارد، آیا کل منطقه در خطر نیست؟
گزیدهای از مهمترین خبرها، گزارشهای میدانی و گفتوگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.
اینجا مشترک شوید
پایان % title %
در عملیاتهای نظامی، معمولا برآوردی از احتمال تحقق اهداف و یک بازه مشخص در نظر گرفته میشود. اگر از آن چارچوب فراتر رود، طرف ایرانی که از قبل آسیب دیده، دیگر چیزی برای از دست دادن نخواهد داشت، در حالی که طرف مقابل هر روز متضرر میشود. بنابراین لازم است به طور مستقیم با ایران وارد تعامل شوند تا به یک نتیجه برسند؛ نه فقط برای متوقف کردن درگیری، بلکه برای مشخص کردن اینکه پس از آن چه مسیری دنبال خواهد شد.
شما به احتمال جنگ فرسایشی اشاره کردید که بر ثبات منطقه و اقتصاد تاثیر میگذارد. با توجه به اینکه قطر کشوری توسعهمحور است و همزمان نقش میانجی را ایفا میکند، ایران چگونه با شما رفتار کرده است؟ آیا هنوز جایی برای اعتماد وجود دارد، به ویژه پس از آنچه کشورهای خلیج فارس آن را «تجاوز آشکار» ایران خواندند؟
حملات ادامه دارد، چون وضعیت شبیه این است که هر طرف دست دیگری را گرفته و فشار میدهد؛ باید دید کدامیک زودتر کوتاه میآید. حتی اگر حملات شدت بگیرد، در نهایت چه چیزی را تغییر میدهد؟ بیشتر از آنچه ایران تاکنون از دست داده؟ من از ایران دفاع نمیکنم، برعکس، ایران علیه کشورهای شورای همکاری، از جمله کشور من، دست به تجاوز زده و این با هیچ توجیهی قابل قبول نیست. همانطور که قبلا گفتم، ایران دوستان خود را در منطقه از دست داده است.
اما بهعنوان یک تحلیلگر، میبینم که این عملیات بدون محاسبه شروع شد؛ بدون برنامه پشتیبان آغاز شد و بدون آنکه بدانند این نبرد چگونه پایان خواهد یافت. زیرا هدف این بود که یا یک پیروزی سریع بهدست بیاید یا جنگی فرسایشی شکل بگیرد که به سرعت به خیزش داخلی در ایران منجر شود. هیچیک از اینها اتفاق نیفتاد.
کشورهای شورای همکاری همسایگان ایران هستند و ایران هم همسایه آنهاست. باید راهی پیدا کنیم. ژاپن هدف بمب اتمی قرار گرفت، اما در نهایت با آمریکا رابطه برقرار کرد. با این حال، بدون تردید کشورهای منطقه به توضیح، اطمینانبخشی و زمان طولانی نیاز دارند تا آنچه از طرف ایران رخ داد را هضم کنند. زیرا این تجاوز باید با نوعی هزینه از سوی ایران همراه باشد.
کشورهای شورای همکاری - بهویژه قطر و عمان - تا آخرین لحظه برای توقف این تجاوز تلاش کردند. اما در نهایت در همان ساعت اول از طرف ایران هدف قرار گرفتند، گویی از قبل چنین تصمیمی گرفته شده بود. ما را با اسرائیل در یک سطح قرار دادند و بین متجاوز و ما فرقی نگذاشتند. این چیزی است که شهروند عادی خواهان توضیح آن است و باید توضیح داده شود.
توضیح دادن این مسئله آسان نیست و نمیتوان گفت روابط با ایران به حالت قبل بازمیگردد و موضوع تمام میشود. این زخمی عمیق است که به درمان نیاز دارد، و درمانش تنها با گفتن حرفهای خوب از هیچ طرفی حاصل نمیشود. درمان نیازمند کار جدی است تا مانع تکرار چنین وضعیتی بشوند و از بسته شدن این گذرگاه بینالمللی هم جلوگیری کنند.

منبع تصویر، AFP PHOTO / ROYAL THAI NAVY
برخی خواستار تشکیل یک ائتلاف در منطقه برای بازدارندگی هستند، بهویژه با این استدلال که آمریکا و اروپا به اندازه کافی از شما دفاع نکردند. آیا چنین گزینهای محتمل است؟
بله، ما همسایه هستیم و برای همیشه همسایه خواهیم ماند. اما دوباره تاکید میکنم: این همان چیزی است که نتانیاهو میخواست. او ما را با ایران در این وضعیت قرار داد. ایران باید در این موضوع تجدیدنظر کند و منافع خود، بهویژه منافع بلندمدتش را در منطقه در نظر بگیرد.
من ابتدا از راه شبکه ایکس خواهان ایجاد یک نظام خلیجی [در خلیج فارس] شدم. این نظام نباید فقط شامل بازدارندگی باشد، بلکه باید توسعه فناوریهای نظامی آینده را نیز در بر بگیرد. وقتی صحبت از یک اتحاد گسترده عربی میشود، من نسبت به کارآمدی چنین ساختاری بدبین هستم. تنها امیدم این است که کشورهای شورای همکاری ابتدا خودشان دست به اقدام بزنند؛ اقدامی که بتواند بعدا به عنوان الگویی برای یک پروژه عربی گستردهتر مطرح شود.
در مورد توافقها با کشورهای غربی یا دیگر کشورها، میدانید که بخشی از این توافقها مربوط به خرید سلاح و بخشی اقتصادی است. قطر به طور کامل به آنها متکی نبوده و خدا را شکر در این بحران دیدیم که قطر با توان نیروهای خود و نیروهای مسلحش که عملکردی شرافتمندانه داشتند، حمله را دفع کرد.
روابط با آمریکا در دوره ترامپ و پس از آن چه تغییری خواهد کرد؟
نمیتوانم ترسی را که در سه روز اول وجود داشت توصیف کنم، و حالا اعتمادی که شهروندان و ساکنان قطر دارند به دلیل عملکرد نیروهای مسلح و نهادهای امنیتی است که کاری فوقالعاده انجام میدهند. ما افتخار میکنیم و اکنون خواهان اقدامات بیشتر هستیم، زیرا نتایج را در عمل دیدیم.
اما باید بگویم که ما همیشه به توافقهای بینالمللی و توافق با این کشورها نیاز داریم. با این حال، باید در نظر داشت که این توافقها ممکن است کمک کنند - و تا حدی هم در این بحران کمک کردند - اما نمیتوان کاملا به آنها تکیه کرد. ما باید اول به خود و به کشورهای اطراف خود در چارچوب شورای همکاری تکیه کنیم.
روابط ما با آمریکا روابطی راهبردی است. انتظار دارم اگر اشتباهاتی وجود داشته، حداقل از طرف ما یادآوری شود که مسائلی هست که باید در این اتحاد یا این دوستی در نظر گرفته شود.
این دوستی وجود دارد تا ادامه پیدا کند. روسای جمهور در آمریکا تغییر میکنند، اما چگونه این دوستی را توسعه دهیم تا از بروز تردید میان ما جلوگیری شود؟ این رابطه نباید فقط اقتصادی باشد، بلکه شهروندان قطر هم خواهان بهرهمندی از آن هستند، چه در حوزه امنیتی و چه اقتصادی. مسیر باید در هر دو جهت باز باشد.
پایان این جنگ را چگونه تصور میکنید؟ چه سناریویی میتواند به پایان آن منجر شود؟
اولین سوالی که باید از خود بپرسیم این است: آیا تنگه به صورت نظامی باز خواهد شد یا نه؟ این نکتهای مهم برای هرگونه مذاکره آینده برای پایان دادن به وضعیت فعلی است. اگر گذرگاه باز شود و کالا و سوخت از آن عبور کند، مذاکرات مسیر متفاوتی خواهد داشت. اما اگر باز نشود و بازگشایی آن بخشی از مذاکرات باشد، پیامدها و نتایج دیگری خواهد داشت.
من انتظار پایان سریع ندارم. فکر میکنم موضوع ممکن است دستکم دو هفته دیگر ادامه یابد، تا شاید آمریکا اعلام پیروزی کند و درگیری را متوقف سازد. در آن زمان خواهیم دید که آیا از طرف مقابل جوابی وجود دارد یا نه، و اگر وجود دارد، نتایجش چه خواهد بود و چگونه میتوان مذاکرات جدی برای پایان بحران را شروع کرد.
اگر جنگ در دو هفته آینده پایان نیابد و ایران به حملات ادامه دهد، آیا شاهد پاسخ متقابل خواهیم بود؟
موضوع به سادگی گذشته نیست، زمانی که نشست ژنو برگزار شد و توافق شد که دیدارها ادامه یابد. حالا اقدام نظامی رخ داده است. حتی کشورهای میانجی مثل قطر و عمان - که هنوز طبق اعلام خود آماده میانجیگری هستند - با کاهش اعتماد مواجه شدهاند. این کاهش اعتماد نیازمند نشانههایی است تا دوباره به سطح قبلی بازگردد.
پس میتوان گفت قطر از نظر اقتصادی محافظت شده است؟
در جوابهای قبلی توضیح دادم که قطر توانسته تا حدی از خود دفاع کند، اما تاکید اصلی این است که نمیتوان به طور کامل به حمایت خارجی تکیه کرد و باید بر توان داخلی و همکاری منطقهای اتکا داشت.

































