نازنین زاغری: از دیدن بازی اندی ماری در زندان لذت میبردم

- نویسنده, ویلیام مکلینن
- شغل, بیبیسی
نازنین زاغری-رتکلیف میگوید، در دورانی که دور از همسر و دختر کوچکش در ایران زندانی بود، با دیدن مسابقه اندی ماری، نور باریکی از لذت به زندگیاش تابیده شد.
نازنین زاغری ، شهروند ایرانی بریتانیایی در ۲۵ اسفند ۱۴۰۰ بعد از شش سال حبس در ایران توانست به بریتانیا بازگردد. از این شش سال او پنج سالش را در زندان گذراند و حدود یک سال آخر در بیرون زندان بود اما اجازه خروج از کشور را نداشت.
در ژوئیه ۲۰۱۶ و پس از چند ماهی که خانم زاغری کتاب یا روزنامه در اختیار نداشت، توانست به دو شبکه تلویزیونی دسترسی پیدا کند. یکی از اینها سریال ایرانی پخش میکرد و دیگری مسابقات تنیس ویمبلدون.
او میگوید: «آنها نمیدانستند که چه چیزی به من دادهاند.»
خانم زاغری از سلولش در زندان اوین شاهد دومین قهرمانی اندی ماری در زمین مرکزی ورزشگاه ویمبلدون بود؛ ورزشگاهی که آن زمان حدود ۵۰۰۰ کیلومتر از آن دور بود اما فقط با یک ساعت مترو سواری از خانهاش در شمال لندن میتوانست به آن برسد.
شش سال بعد (و ۹ ماه پس از آزادی از زندان) اندی ماری مهمان او در برنامه امروز رادیو چهار بیبیسی بود و خانم زاغری خاطرات آن روزهای خود با تنیسباز نامدار بریتانیایی را مرور کرد.
نازنین زاغری به اندی ماری گفت: «من همیشه طرفدار پر و پا قرص تو بودم اما آن بار از سلول انفرادیام مشغول دیدن مسابقهای بودم که با پیروزی تو تمام شد. از دیدن برد تو از خود بیخود شدم و نمیتوانم بگویم که چقدر برایم لذتبخش بود.» او میگوید که همان موقع با خودش عهد کرده بود که پس از آزادی به اندی ماری ایمیل بزند و امیدوار بود که بتواند بلیت سال آینده فینال ویمبلدون را پیدا کند: «آن اتفاق هرگز نیفتاد چون برای مدتی طولانی زندانی بودم.»
نازنین پس از این که از سلول انفرادی بیرون آمد برای سایر زندانیان از اندی ماری و داستان پیروزیاش گفت: «احساس میکردم ارتباطی پیش آمده است. احساس میکردم فرار کردهام و ناگهان به خانه نزدیک شده بودم.»
ماری هم گفت: «این اتفاق، با فاصله عجیبترین و باورنکردنیترین داستانی بوده است که راجع به یک نفر که بازی من را دیده است، شنیدهام.»
ماری که خودش هم ماجرایی دراماتیک را پس از غلبه بر مصدومیتی طولانی مدت گذرانده گفت که از شنیدن داستان نازنین زاغری «کاملا احساساتی» شده است: «همه ما مشکلات خودمان را داریم، اما بعد از صحبت با تو و شنیدن حرفهایت مطمئن شدم که حالا باید خیلی قدردان چیزهایی باشم که الان دارم.»
نازنین زاغری رتکلیف، شهروند ایرانی-بریتانیایی سال ۲۰۱۶ پس از سفری که همراه با دختر دو سالهاش به ایران داشت، در آستانه پرواز به خانه دستگیر شد.
حکومت ایران او را به جاسوسی متهم کرد در حالی که خانم زاغری همواره با رد تمامی اتهامات گفته قصدش از آن سفر، دیدار دخترش با خانوادهاش بوده است.
در دوران زندانی شدن نازنین، همسرش ریچارد رتکلیف کارزاری را برای آزادی او راه انداخت و خانم زاغری سرانجام در ماه مارس توانست از ایران خارج شود.
اندی ماری که چند سئوال از نازنین زاغری در مورد وضعیت آن زمان او پرسید، میگوید اگر خودش در چنین وضعیتی گرفتار بود، «بسیار خشمگین» میشد: «دوست داشتم بدانم که تو نسبت به کل ماجرا چه احساسی داشتی. حالا کاملا خوب به نظر میرسی اما با خودم فکر میکردم که اگر خودم یا یکی از آشنایانم در آن وضعیت گرفتار بود، خیلی عصبانی میشدم.»
نازنین پاسخ داد: «زمانهایی بود که من هم خیلی عصبانی شوم، اما به نقطهای رسیدم که با خودم گفتم باید خشم را کنار بگذارم و از دست آن خلاص شوم، برای این که در غیر این صورت این خشم در ادامه زندگی من را از درون میخورد.»
نازنین در پاسخ به اندی ماری که از زندگی در زندان پرسیده بود، گفت که «به کتابخانه پناهنده شده بود» و کتابهای فلسفی و تاریخی میخواند و همچنین زمان زیادی را به آشپزی و ساختن کاردستی همراه با سایر زندانیها میگذراند.
نازنین زاغری گفت: «پس از آزادی گاهی دلم برای زندان و دوستان زندانیام تنگ میشود. این حرف خیلی عجیبی است. واقعا نمیدانم که کسی میتواند بگوید که دلش برای زندان تنگ میشود یا نه، ولی گاهی حس میکنم که دلم برای فضا و دوستیهایم در زندان تنگ میشود.»














