ژردن باردلا می‌تواند به‌زودی نخست‌وزیر فرانسه شود اما او هنوز یک معماست

ژردن باردلا

منبع تصویر، Getty Images

    • نویسنده, هیو اسکوفیلد
    • شغل, بی‌بی‌سی

فرانسوی‌ها خیلی دوست دارند بدانند ژردن باردلا واقعا کیست.

حتی در زمانی که آقای باردلا فقط رئیس بزرگترین حزب فرانسه، یعنی حزب راست افراطی «اجتماع ملی» بود، چنین کنجکاوی درباره او وجود داشت.

حالا که علنا از او به عنوان نخست‌وزیر بعدی فرانسه نام برده می‌شود، این پرسش اهمیت بسیار بیشتری نیز پیدا کرده است.

تا چند روز آینده، در فرانسه یک انتخابات زودهنگام برگزار خواهد شد؛ انتخاباتی که امانوئل مکرون، بعد از شکست تحقیرآمیزش در برابر حزب «اجتماع ملی» در انتخابات اروپایی، خواستار برپایی آن شد.

اگر «اجتماع ملی» موفق شود که بعد از دور دوم رای‌گیری در روز هفتم ژوئیه، به یک پیروزی مشابه انتخابات پارلمان اروپا دست پیدا کند، آن‌ وقت مکرون ناچار خواهد شد تا به باردلا فرصت حکومت کردن بدهد. و اگر چنین اتفاقی بیافتد، انتظار می‌رود که آقای باردلا - که همراه با مارین لو‌پن، رهبری حزبش را برعهده دارد – به عنوان نخست‌وزیر فرانسه معرفی شود.

فرانسوی‌ها همگی اطلاعاتی ابتدایی درباره آقای باردلا و صعود برق‌آسایش از یک فارغ التحصیل بیکار در حومه شمال پاریس به مرید لوپن و بعد ریاست حزب، دارند.

آن‌ها می‌دانند که او به شکل مضحکی جوان است و تنها ۲۸ سال دارد، اما ظاهرا این روزها که تجربه اهمیت چندانی ندارد، مساله سن هم چندان مهم نیست. رئیس‌جمهور فعلی ۴۶ ساله است و نخست‌وزیر هم در حال حاضر ۳۵ سال سن دارد.

فرانسوی‌ها همچنین می‌دانند که او به شدت مرتب است و بسیار شیک و مرتب حرف می‌زند.

اما در ذهن او چه می‌گذرد؟ از نظر ایدئولوژیک، موضع او چیست؟ اساسا چطور آدمی است؟ پاسخ هیچ یک از این سوالات روشن نیست. فرانسوی‌ها، احساسی غریزی دارند مبنی بر این‌که آن‌چه از او می‌بینند، یک بسته‌بندی است که با دقت‌بسیار زیادی کادو‌پیچ شده، اما مشخص نیست که محتوای درون بسته چیست.

مارین لوپن و ژردن باردلا روی صحنه برای سخنرانی

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، مارین لوپن خیلی زود به پتانسیل ژردن باردلا پی برد

بر اساس روایت رسمی که از سوی آقای باردلا ارائه می‌شود - و در تبلیغات حزب هم هست - او یک جوان بزرگ‌شده در محله فقیر‌نشین شهرستان سن‌-سن-دنی است که بعد از تجربه مستقیم گسترش موج مواد مخدر، فقر، بی‌قانونی و مهاجرت کنترل‌نشده، به این نتیجه رسید که فقط راست‌افراطی، راه حل را می‌داند.

این همان چیزی است که فرانسوی‌ها به آن داستان‌سرایی می‌گویند.

خود باردلا درباره خودش گفته است: «من به خاطر همه اتفاقاتی که آنجا (سن‌-سن-دنی) برایم افتاد، وارد سیاست شدم. برای این‌که نگذاریم اتفاقی که آن‌جا افتاد به وضعیت عادی در سراسر فرانسه تبدیل بشود. به خاطر این‌که آن‌چه آن‌جا اتفاق می‌افتد، عادی نیست.»

اما حقیقت، گوشه‌های ظریف بیشتری دارد. آقای باردلا در دنیای واقعی هم توسط یک مادر مجرد به نام لوئیزا در شهرک «گابریل پری» در شهرستان سن-دنی بزرگ شده است. در نتیجه تجربه زندگی او به اندازه کافی واقعی است. اما والدین او هر دو ریشه ایتالیایی داشتند و مادربزرگ پدرش هم الجزایری بود.

همچنین اولیویه، پدر آقای باردلا که وقتی او کودک بود، خانواده‌اش را ترک کرد، صاحب یک شرکت تجاری توزیع مشروب بود و از نظر اقتصادی به نسبت در موقعیت خوبی بود. او در شهر مونمورانسی زندگی می‌کرد. علاوه بر این، آقای باردلا در مدرسه دولتی تحصیل نکرده، بلکه در یک مدرسه نیمه خصوصی کاتولیک‌ها که بسیار محبوب طبقه متوسط است، درس خوانده است.

پیر-استفان فورت، نویسنده زندگینامه انتقادی رئیس «اجتماع ملی» گفت: «باردلای جوان، یک پا در هر دو سوی مرز داشت.»

نویسندگان نمایه ژردن باردلا در روزنامه لوموند، برای جست‌وجو درباره گذشته او به سن-دونی رفتند و با دوستان و آشنایان دوران جوانی آقای باردلا مصاحبه کردند.

آن‌ها به این نتیجه رسیدند که آقای باردلا، رد چندانی از خود برجای نگذاشته است. دوستانش – که از نژادهای گوناگون بودند – او را کسی به یاد می‌آورند که عاشق بازی ویدئویی بود و درباره تازه‌ترین بازی‌ها یک کانال یوتیوب راه انداخته بود. آن‌ها به یاد می‌آورند که او وقتی ۱۶ ساله بود، در دبیرستانش برای مهاجران کلاس‌های سوادآموزی برگزار می‌کرد. اما هیچ کس یادش نمی‌آید که او هرگز به سیاست‌های راست‌افراطی علاقه‌ای نشان داده باشد.

شانتال شاتلین، یکی از دبیرهای دبیرستان ژردن باردلا به لوموند گفت: «تئوری من این است که او به اطراف دنیای سیاست نگاهی انداخته و نقطه‌ای را پیدا کرده که می‌تواند از نردبانش بالا برود.»

آقای باردلا در ۱۷ سالگی به حزب پیوست و به شکل برق‌آسایی به سطوح بالای حزب صعود کرد. این اتفاق به این دلیل رخ داد که او به حلقه نزدیکان خانم لوپن وارد شد.

مبنای کار سران «اجتماع ملی» بر اساس روابط شخصی و وفادارای‌های قبیله‌ای است؛ همانطور که در دوران رهبری ژان-ماری، پدر مارین لوپن که نام حزب «جبهه ملی» بود هم، همین وضعیت حکم‌فرما بود. آقای باردلا، دوست پسر دختر فدریک شاتیون شد که از سران قدیمی «جبهه ملی» بود.

ژردن باردلا کف دست‌هایش را به نشانه احترام برهم گذاشته

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، ژردن باردلا در ۱۷ سالگی به جبهه ملی پیوست

در سال ۲۰۱۷، تنها ظرف چند روز بعد از این‌که ژردن باردلا برای نخستین بار به مارین لوپن معرفی شد، او به مقام سخنگویی حزب رسید. در سال ۲۰۱۹، لوپن از باردلا درخواست کرد که در صدر فهرست این حزب در انتخابات پارلمان اروپا قرار گیرد؛ انتخاباتی که «اجتماع ملی» در آن برنده شد. باردلا به عنوان نماینده پارلمان اروپا انتخاب شد. سپس در سال ۲۰۲۲، مارین لوپن، باردلا را به مقام ریاست حزب رساند.

به گفته پاسکال هومو، مدرس رسانه که به مدت چهار سال با آقای باردلا کار کرده است، خانم لوپن همان اول کار فهمید که این مرد جوان، با آن قصه سختی‌های جنوب‌شهر پاریس، چقدر می‌تواند برای حزب مفید باشد. لوپن، باردلا را «توله شیر» خودش، می‌نامد.

اما توصیفات آقای هومو درباره خود آقای باردلا بسیار انتقادی است. این دو بعد از یک اختلاف‌نظر مالی از هم جدا شدند و به همین دلیل، باید به آن‌چه او می‌گوید با احتیاط برخورد کرد. او امروز، رهبر «اجتماع ملی» را یک محصول کامل «روابط عمومی» توصیف می‌کند.

او می‌گوید: «او یک پوسته خالی بود. از زاویه محتوا، هیچ چیزی در او نبود. او چندان مطالعه نمی‌کرد. کنجکاو نبود. و فقط ادبیاتی را که لوپن به خوردش می‌داد، جذب می‌کرد.»

آقای هومو می‌گوید که برای چندین ماه تلاش کرده تا آقای باردلا را قانع کند که از ژست شق و رق دست بکشد و گاهی به شکل طبیعی لبخند بزند: «من باید یک سایبورگ را به یک انسان تبدیل می‌کردم. کار من این بود که کاری کنم مردمی که در حالت عادی از او متنفر بودند، بگویند او به عنوان یک فاشیست، آنقدرها هم بد نیست و آدم خوبی است!»

پیر-استفان فورت، زندگینامه‌نویس آقای باردلا، یکی دیگر از منتقدان اوست که می‌گوید، «جوهر و مایه با ارزشی در پشت چهره ظاهری‌اش وجود ندارد».

فورت می‌گوید: «او یک آفتاب‌پرست است. او خودش را به بهترین شکل ممکن با محیط اطرافش وفق می‌دهد. او یک فرصت‌طلب حاد است. هیچ ایدئولوژی خاصی برایش وجود ندارد. او نگاه می‌کند که باد به کدام سمت می‌وزد و به همان سمت می‌رود و از همه زودتر هم به آن‌جا می‌رسد.»

در حقیقت، غیرممکن است که بتوان آقای باردلا را به هیچ یک از جناح‌ها و قبیله‌های درونی «اجتماع ملی» منتسب کرد. در دورانی، او با شاخه «اجتماعی» همراه شد که بر فقرا و خانه‌سازی‌های عمومی تمرکز دارد، و زمانی هم به شاخه «هویت» پیوست که بر نژاد و حفاظت از فرهنگ فرانسه متمرکز است. اما به طور کلی، او طرفدار هر چیزی است که لوپن طرفدارش است.

باردلا شبیه به لوپن و کلیت حزب، یک موضع کلی در ارتباط با پاسخی قاطع و سخت به جرم و جنایت و مهاجرت دارد و از «غرق شدن فرانسه توسط مهاجران» صحبت کرده است. اما در ارتباط با موضوعات مشخص، پاسخ‌های او عموما به شکل عامدانه‌ای، مبهم هستند.

وقتی امانوئل مکرون اعلام کرد که انتخابات زودهنگام برگزار می‌کند، جامعه فرانسه شوکه شد

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، وقتی امانوئل مکرون اعلام کرد که انتخابات زودهنگام برگزار می‌کند، جامعه فرانسه شوکه شد

برای مخالفان آقای باردلا دشوار است که بتوانند محبوبیت او را رد کنند. زن‌های جوان فکر می‌کنند که او «زیبا و جذاب» است و او برای تک تک آدم‌ها، یک لبخند و سلفی دارد. اما اگر کمی بیشتر نگاه کنید می‌بینید که روتین لبخند، چقدر تکراری و حتی گاهی اتوماتیک است.

و اگر برای مدتی به سخنرانی‌های او گوش کنید هم می‌بینید که فرمول‌ها و تهمت‌ها و استعاره‌هایی، مدام تکرار می‌شوند.

با این حال او اخیرا از پس مناظره تلویزیونی با گابریل اتل، نخست‌وزیر برآمد، هر چند که در نهایت مشخص بود چه کسی باهوش‌تر است. از خوش‌شانسی آقای باردلا، آقای اتل با نیشخندهای بی‌وقفه‌اش، امتیاز خود را از بین برد؛ دقیقا همان مدل رفتارتحقیرکننده‌ای که حزب «اجتماع ملی» از آن تغذیه می‌کند.

برای خانم لوپن، این توله‌ شیر به سرمایه‌ای بسیار با ارزش تبدیل شده و به او اجازه داده تا نظر گروهی بسیار فراتر از طبقه‌های اجتماعی سنتی را به سوی حزبش جلب کند. آقای باردلا با تیک‌تاکش، به وضوح با جوان‌ها در ارتباط است. او به طور مرتب، برای یک میلیون و ۳۰۰ هزار دنبال‌کننده‌اش، ویدئوهای کوتاهی از خودش منتشر می‌کند (که توسط یک شرکت رسانه‌ای به شکل حرفه‌ای تهیه و تدوین می‌شوند).

وضعیت محبوبیت او در میان فارغ‌التحصیلان، بازنشستگان و مردم شهرستان‌ها که پیش از این در برابر «اجتماع ملی» مقاومت می‌کردند، خوب است.

اما پرسش اصلی، کماکان بی‌پاسخ مانده است. آیا جذابیت او تنها در نتیجه یک استراتژی رسانه‌ای درجه یک به دست آمده، یا این مرد، آنقدر مایه دارد که بتواند کشور را اداره کند؟

او ۲۸ ساله است، هرگز به دانشگاه نرفته، و هیچ تجربه‌ای از کار در دولت ندارد. او به جز پست‌هایش در حزب، هیچ شغل دیگری در زندگی‌اش نداشته، به جز یک تابستان که به مدت یک‌ماه برای شرکت پدرش کار کرده است. تا همین اواخر، غیرقابل پذیرش بود که بگویی او به زودی به عنوان نخست‌وزیر کشور فرانسه، معرفی خواهد شد.

اما آیا قواعد قدیمی، هنوز حاکم هستند؟