افغانها در ایران در چه مشاغلی میتوانند کار کنند؛ روایتهایی از تبعیض، ناامنی، مزد اندک و درخواستهای «غیراخلاقی»

منبع تصویر، Getty Images
- نویسنده, زینب محمدی
- شغل, بیبیسی
رئیس مرکز امور اتباع و مهاجران خارجی وزارت کشور ایران به تازگی گفته است که بیش از ۶ میلیون مهاجر افغان در ایران زندگی میکنند منابع غیررسمی هم شمار مهاجران افغان را تا ۸ میلیون هم اعلام کردهاند. دفتر کمیساریای عالی سازمان ملل در امور پناهندگان آمار افغانها در ایران را حدود ۴/۵ میلیون نفر اعلام کرده است. شمار زیادی از شهروندان ایران شاکی هستند که این مهاجران فرصتهای شغلی را از آنها گرفتهاند. به نظر میرسد که در کنار موج اخراج مهاجران افغانستان از ایران، تلاشهایی هم برای ساماندهی کار شماری که باقی میمانند و به نیروی کاری آنها در ایران نیاز است، از سوی دولت آغاز شده است.
بسیاری از مهاجران افغان برخلاف آنچه تصور میشود حتی با داشتن اسناد قانونی معتبر و تحصیلات عالی نمیتوانند هر شغلی را در این کشور انتخاب کنند. اکثرا مشاغلی را پیش میبرند که حتی مسئولان هم تایید میکنند که هر ایرانی حاضر نیست آن را انجام دهد و اگر هم انجام دهند با شرایط و مزایای بهتر آن را پیش میبرند که در نتیجه ترجیح مالکان کار برای سود بیشتر استخدام کارگر افغان میشود.
محمد صالح جوکار، رئیس کمیسیون شوراهای مجلس ایران، میگوید که اتباع خارجی تنها در ۳۷ شغل تعیینشده بر اساس قانون میتوانند کار کنند که قرار شده این فهرست هم براساس نیازهای واحدهای تولیدی و خدماتی بروز رسانی شود. «شمار مورد نیاز کارگران استخدام و متباقی از ایران اخراج شوند.»
کامران پولادی، عضو کمیسیون شوراهای مجلس شورای اسلامی، هم گفته است که قرار است در مرحله بعدی «تمامی کارفرمایانی که اتباع بیگانه ساماندهی شده را به کار میگیرند، موظف شوند تا مسئولیت تمامی امورات اتباع به کار گرفته شده و خانوادههای آنها از جمله بیمه، تغذیه، معیشت و درمان آنها را به عهده بگیرند. »
ابوالفضل ابوترابی، عضو دیگر کمیسیون شوراها و امور داخلی مجلس هم گفته اتباعی که برای کار در ایران اجازه اقامت خواهند داشت «باید وثیقه بگذارند، در کاری که پس از اعلان ۲۰ روزه، هیچ داوطلب ایرانی نداشت، استخدام شوند و بر اساس نیاز هر شهر و روستا اقامت داده شوند و در مورد سوابق جرمی، پرداخت مالیات و دریافت یارانه و بیمه گزارش بدهند. در کنار آنهم باید انگشتنگاری، چهرهنگاری و تست دی ان ای هم بدهند.»
طبق ماده ۱۲۰ قانون کار، اتباع بیگانه نمیتوانند در ایران مشغول به کار شوند مگر آنکه دارای روادید ورود با حق کار مشخص بوده و مطابق قوانین و آییننامههای مربوطه، پروانه کار دریافت کرده باشند.
بر اساس بند ج ماده ۱۱ قانون، هر کارفرمایی که به صورت غیرمجاز از نیروی کار خارجی استفاده کند یا در مشاغلی به جز شغل تعیین شده در پروانه کار اقدام کند، به ۵ برابر حداقل دستمزد برای هر روز اشتغال جریمه میشود که در صورت تکرار تخلف این جریمه دو برابر خواهد شد.
خبرگزاری ایسنا نوشته است که با توجه به مصوبه شورای عالی کار بر اساس حداقل دستمزد روزانه سال ۱۴۰۳، مبلغ جریمه بابت هر روز اشتغال غیرمجاز اتباع خارجی معادل ۱ میلیون و ۱۹۴ هزار و ۳۶۴ تومان (حدود ۲۳ دلار) خواهد بود که در صورت خودداری کارفرمایان از پرداخت جریمه مقرر در این بند، بر اساس ماده (۱۸۱) قانون کار تعقیب کیفری به عمل خواهد آمد.
علی باقری، مدیرکل اشتغال اتباع خارجی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی میگوید که بر اساس آمارها نزدیک به ۱/۵ میلیون نفر از اتباع خارجی در ایران دارای پروانه کار هستند اما جمعیت افراد غیرمجاز و فاقد پروانه بیش از این برآورد میشود. افغانها بزرگترین بخش این کارگران هستند و بعد از آنها اتباع عراق و پاکستان در رتبههای بعدی قرار دارند.
مهاجران افغان در چه مشاغلی میتوانند کار کنند؟

فهرست مشخصی از مشاغلی که افغانها میتوانند انجام دهند منتشر نشده است. این مشاغل اما به طور کلی در چند بخش کارهای ساختمانی، کورههای آجرپزی، کشاورزی و سایر مشاغل چون جمعآوری زباله و جوشکاری و غیره محدود شده است. بررسی گزارشهای منتشر شده در خبرگزاریهای ایران نشان میدهد که این فهرست در هر استان و حتی هر زمان در حال تغییر بوده است. مثلا گاهی به افغانها اجازه کار در بخش خیاطی داده شده و گاهی نه.
به طور مثال ناصر امانی، عضو شورای اسلامی شهر تهران در شهریور/سنبله در مصاحبهای گفته است که بر اساس پیمانی که با پیمانکاران شهرداری بسته شده است، بهکارگیری اتباع بیگانه در شهرداری ممنوع است اما بعضی از پیمانکاران این مسئله را رعایت نمیکنند و حتی اتباع با سن پایین مثل کودکان ۱۳ و ۱۴ ساله را بهکارگیری میکنند.
آقای امانی میگوید: « کودکان اتباع به دلیل اینکه نه کارت بانکی و نه هیچ مدرک و کارت هویتی دارند و نه میتوانند از پیمانکار به دلیل عدم دریافت درست حق و حقوق خود و نداشتن بیمه شکایت کنند، توسط پیمانکاران به کار گرفته میشوند ... البته کارگر ایرانی هم به دلایلی از کار با پیمانکار شهرداری استقبال چندانی نمیکند. عواملی مثل عدم پرداخت کافی و همچنین به موقع نبودن این پرداختها و بیمه نکردن کارگر ایرانی با توجه به سختی کاری که دارد باعث شده است تا به کار با پیمانکارهای شهرداری در بخش خدمات شهری رغبتی نداشته باشد.»
مسعود بختیاری، رئیس سندیکای صنایع کنسرو هم به تازگی با اشاره به کشورهای حاشیه خلیج فارس و نقش مهاجران در توسعه بازرگانی، صنعت و گردشگری این کشورها گفته است که «ایران هم باید مانند تمام دنیا از نیروی مهاجرش به خصوص از کشور همسایه شرقی بهره ببرد... چرا نمیتوانیم کاری کنیم آنها مهاجر رسمی باشند، شغل داشته باشند، کارت بانکی داشته باشند، بیمه داشته باشند و از تمام خدمات یک شهروند عادی برخوردار باشند.»
شرایط کار افغانها در ایران؛ مشاغلی ناامن و با دستمزد کم
در پاسخ به فراخوان بیبیسی فارسی در شبکههای اجتماعی خود در مورد کارهایی که مهاجران افغان در ایران انجام میدهند و شرایط کاری آنها، پیامهای بسیاری دریافت کردیم.
محتوای این پیامها نشان میداد که اکثر افغانها به جز کارگری اجازه مشاغل دیگر را ندارند. بیمه نیستند. حقوق پایینتر از ایرانیها میگیرند و تقریبا در تجربهای مشابه بسیاری از آنها بارها حقوقشان را به دست نیاوردند و تهدید به اخراج از ایران شدند و به دلیل افغان بودن نتوانستهاند از مالکان کار شکایت کنند. شماری هم پس از روی دادن حوادثی در محل کار، نه تنها آسیب دیدند بلکه شغلشان را هم بدون به دست آوردن هیچ حقوقی از دست دادند.
بسیاری هم روایت کردهاند که این روزها که اخراج مهاجران افغان شدت گرفته، حتی با داشتن اسناد قانونی مجبورند همیشه در محلات کارشان هنگام مراجعه ماموران و بازرسان از ادارات مختلف پنهان شوند.
ساعت کاری این مهاجران به ۱۰ ساعت تا ۱۲ ساعت میرسد. حقوق آنها از ماهی ۵ میلیون تومان (حدود ۱۰۰ دلار) تا ۱۵ میلیون تومان است البته در بعضی مشاغل چون آشپزی تا ۲۰ میلیون تومان هم ماهانه حقوق دریافت میکنند اما در صورت مقایسه این حقوق با همردیفان ایرانیشان تفاوتی بین ۳ میلیون تا دو برابر دارد.

روایت مهاجران افغان از کارشان در ایران
فائزه، دختر مهاجر افغان در ایران که فوق لیسانس حقوق از کشورش دارد و در دوران جمهوریت در افغانستان دادستان بوده است، میگوید با آمدن طالبان به ایران قانونی مهاجرت کرده است. اینجا حالا در شرکت برشتهکاری قهوه کار میکند. «من پاسپورت دارم. اما باید از ماموران مخفی شویم. این روزها با اسناد هم مهاجرین را بازداشت میکنند. اسناد را پاره میکنند و به افغانستان اخراج میکنند.»
این مشکلات تنها برای مهاجران تازهوارد به ایران نیست. بلکه کسانی که چندین نسل در این کشور زندگی کردهاند هم هرگز شانس داشتن شغلی به گفته خودشان «مناسب» را نداشتهاند.
یکی از مخاطبان بیبیسی میگوید که متولد ایران است. او لیسانس حسابداری دارد. اما مهاجران افغان اجازه کار در این بخش را ندارند. پس او مجبور شده که با پدرش به کار بنایی برود.
«این روزها به افغانها خانه هم اجاره نمیدهند. ما میترسیم بیرون برویم. مهاجران را چه با مدرک و چه بدون مدرک میگیرند و رد مرز میکنند. من جوان ۲۴ ساله هستم. اما مثل ۴۰ سالهها شدم. اینروزها هر لحظه با ترس میگذرد. من از زندگی بیزار شدم.»
یکی دیگر از مخاطبان هم میگوید از ۱۲ سالگی در ایران کار کرده است و اکنون ۲۳ سال دارد. او میگوید اسناد قانونی و جواز کار دارد. در بخش نمای ساختمان کارگری میکند. بارها تجربه داشته که به دلیل افغان بودن نتوانسته حقوقش را به دست آورد و حق شکایت هم نداشته است. میگوید با وجود داشتن تمام این اسناد به تازگی پلیس او را بازداشت کرده است. «مامورها همه را در اتوبوس میزدند. زور میگفتند. اگر اسناد و مدارکمان را نشان میدادیم پاره میکردند. فحش میدادند و با شوکر میزدند.»
یکی دیگر از مهاجران متولد ایران که اکنون ۴۲ سال دارد و در یک کارخانه کارگر است، میگوید: «همیشه برای تمدید اسنادمان باید مالیات گزاف بدهیم اما از هیچ مزایایی برخوردار نیستیم. به جز این که اجازه زندگی در این کشور را داریم... همکاران ایرانی من بيمه، حق اولاد، سنوات، حق مسكن، دو روز مرخصی در ماه و تعطیلات تابستانی دارند. ما هیچ کدام را نداریم. حتي ناهار آنها هم با ما فرق دارد غذاي بهتر. اما کار ما همیشه بیشتر است.»
مخاطب دیگری میگوید که یک وانت را خریده تا با آن کار کند اما چون افغان بوده، نتوانسته سند ماشین را به نام خود بزند. یک سال از خرید ماشین نگذشته که نمایشگاه فروش ماشین، وانت را از او پس گرفته زیرا سند به نام نمایشگاه بوده است. او هم ماشین را از دست داده و هم پولش را که سالها پسانداز کرده بوده اما نمیتوانسته برای رسیدن به حقش جایی شاکی شود.
مخاطب دیگری میگوید که همسرش در کار جمعآوری ضایعات است. اما به افغانها در این بخش هم اجازه کار نمیدهند. «پلیسها هر ماه از آنها پول میگیرند. اخیرا ازشان خواسته بودند که برای آنها سکه طلا بخرند. شوهرم کارش را رها کرد. حالا بیکار است. دیسک کمر دارد و نمیتواند کارگری کند. کار دیگری هم اجازه ندارد انجام بدهد.»
او خودش هم آرایشگر است اما به مهاجران افغان اجازه داشتن آرایشگاه داده نمیشود.
تجربه مهاجران افغان از آسیب در محیط کار

منبع تصویر، Getty Images
یک مخاطب بیبیسی میگوید که دوست داشته شغلی چون دکتری و مهندسی داشته باشد اما به او اجازه درس خواندن در این رشتهها داده نشده است. مجبور شده بعد از گرفتن دیپلم به کار بنایی رو بیاورد.
میگوید که یک روز از طبقه سوم به پایین افتاده و مهرههایش ترک خورده و دیسک کمر گرفته است. خانهنشین شده است. «از مالک ساختمان شکایت کردم. اما به جایی نرسید. مامور تا دید افغان هستم اصلا پیگیری نکرد. زیر لب میگفت از یک ایرانی شکایت کرده!»
شماری از مخاطبان بیبیسی هم تایید کردند که بدون داشتن اسناد اقامت و مجوز کار مشغول به کار هستند و به نظر میرسد که فشارهای دولت با پلمب کردن مغازهها، جریمه مالکان کارها و سختتر کردن قوانین در اخراج آنها از کارشان موفق بوده و اکنون بسیاری از اتباع غیرمجاز بیکار شدهاند.
کارگران زن افغان در ایران؛ از اجازه کار نداشتن تا درخواستهای «غیراخلاقی»

منبع تصویر، Getty Images
شماری از زنان افغان هم در پیامهای ارسالی به بیبیسی گفتهاند که از سوی اداره کار ایران به آنها گفته شده که به زنان اتباع پروانه کار داده نمیشود.
یکی از زنان افغان در ایران میگوید که مادرش ایرانی است. او از سختیهای کار پدرش در ایران میگوید که اکنون فوت کرده. میگوید که در یک شرکت خودروسازی کارگری میکند. اما از او خواستند تا از اداره کار مجوز بگیرد. میگوید اداره کار به او گفته است: «به زنان اتباع برگه کار تعلق نمیگیرد. گفتم اگر کسی بخواهد کار کند باید چه کار کند؟ گفت دختران موظف به کار کردن نیستند و جوابهای سر بالا.»
مخاطب دیگری میگوید که لیسانس بهداشت دارد. ۳۹ ساله است. اجازه کار در بیمارستان و درمانگاه ندارد. الان با حقوق ماهانه ۴ میلیون، هشت سال است که در یک سایت خبری کار میکند. رئیسش میگوید که اگر بخواهد حقوق بیشتری بدهد، یک ایرانی را استخدام میکند. «من مجردم و با مادر و دو خواهر زندگی می کنم. هیچ جا به ما کار نمیدهند یا کارهای غیراخلاقی از ما درخواست میکنند. »
مخاطب دیگر میگوید: «من و خواهرم مدتی بود که در کارگاه قنادی مشغول به کار بودیم و مامور بهداشت ما را از آنجا اخراج کرد و گفت شما بعنوان اتباع حق کار در اینجا را ندارید. شما نهایتا بتوانید نظافتچی باشید. فکرش را بکنید هر وقت از بیمه یا ادارات دیگر برای سرکشی و بازرسی میآمدند ما باید داخل یخچال یا همان سردخانه کارگاه یا داخل انبار پنهان میشدیم و اینقدر آنجا میماندیم تا آنها بروند.»
او میگوید که پیدا کردن کار برای آنها سخت است و گاهی برای به دست آوردن کار از آنها درخواستهای غیراخلاقی هم شده است.
مهاجران افغان که به گفته خودشان به دلیل مشکلات امنیتی و اقتصادی و اجتماعی از کشورشان فرار کردهاند، اکنون با مشکلاتی در ایران دستو پنجه نرم میکنند که راه حلی برای آن ندارند. نه شانسی برای ماندن دارند، نه راهی برای رفتن و یا امیدی برای برگشتن.














