علی باقریکنی؛ یک عضو دیگر خانواده خامنهای در راس وزارت خارجه ایران

منبع تصویر، IRNA
- نویسنده, حسین اسماعیلی
- شغل, بیبیسی
با مرگ حسین امیرعبداللهیان، وزیر خارجه جمهوری اسلامی ایران، در سقوط هلیکوپتر همراه ابراهیم رئیسی، علی باقریکنی، ۵۷ ساله، به عنوان سرپرست این وزاتخانه منصوب شده است. آقای باقریکنی، دانشآموخته دانشگاه امام صادق، ششمین نفری است که پس از انقلاب بهمن ۵۷ سرپرست وزارتخارجه ایران میشود اما این مهمترین ویژگی او نیست.
او از نظر خویشاوندی به رهبر جمهوری اسلامی ایران نزدیک است. مصباحالهدی، برادر آقای باقریکنی، داماد علی خامنهای و همسر کوچکترین دختر رهبر جمهوری اسلامی ایران است. نفر قبلی که در راس وزارت خارجه ایران به آقای خامنهای نزدیکی خویشاوندی داشت، عموی همسر مسعود خامنهای، پسر رهبر، یعنی کمال خرازی است که اکنون رئیس شورای راهبردی روابط خارجی، بازوی مشورتی سیاست خارجی کلان رهبر ایران است.
این دو برادر فرزندان محمدباقر باقریکنی و برادرزاده محمدرضا مهدویکنی، دو روحانی صاحب نفوذ جمهوری اسلامی ایران هستند. علی، از نزدیکترین متحدان سعید جلیلی دیگر دانشآموخته دانشگاه امام صادق و دبیر پیشین شورای عالی امنیت ملی و نماینده کنونی آقای خامنهای در این شوراست. هرکجا که آقای جلیلی سمتی دولتی داشته، علی باقری کنی نفر دوم او بوده است.
چه زمانی که آقای جلیلی معاون وزارت خارجه و او مدیرکل امور اروپا و آمریکا، و چه موقعی که آقای جلیلی دبیر شورای عالی امنیت ملی و مذاکرهکننده ارشد اتمی ایران در دولت محمود احمدی نژاد بود و آقای باقری کنی معاون قدرتمند او و نفر دوم این شورا محسوب میشد.

منبع تصویر، Tasnim
در جریان مذاکراتی که جلیلی و باقری کنی به نمایندگی ایران با گروه ۱+۵ یعنی آمریکا، بریتانیا، فرانسه، چین و روسیه به علاوه آلمان میکردند، سعید جلیلی در ژنو وارد تماسی بیسابقه با ویلیام برنز، نماینده وقت آمریکا در مذاکرات، شد که اکنون رئیس سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) است.
علی باقری کنی در آن مذاکرات که بعدها پنهانی در عمان و با افرادی دیگری به نمایندگی از ایران ادامه یافت، همراه سعید جلیلی بود. در ایران انتقادهای پراکندهای از این مذاکرات، که علنی شده بود، صورت گرفت اما موقعیت خانوادگی و سیاسی آقای جلیلی و البته معاون چند سال جوانتر او مانع عواقب امنیتی رایج شد.
در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۹۲ که جلیلی نامزد بود، علی باقری کنی مسئول ستاد تبلیغاتش شد اما با پیروزی حسن روحانی، جلیلی و باقریکنی از سمت های دولتی دور و وارد نهادها و بخشهای انتصابی حکومت شدند. جلیلی از آقای خامنهای حکم نمایندگی در شورای عالی امنیت ملی گرفت و باقری کنی معاون قوه قضائیه و رئیس ستاد حقوق بشر شد که از ابتدای تاسیس در اختیار محمدجواد لاریجانی، برادر رئیس وقت قوه قضائیه، بود.
۸ سال بعد که آقای جلیلی دوباره در انتخابات ریاست جمهوری نامزد شد، این بار علی باقریکنی گزینه محتمل او برای وزارتخارجه بود اما ابراهیم رئیسی پیروز آن انتخابات شد. هنوز دوره ریاست جمهوری آقای رئیسی شروع نشده بود که در یک دیدار خارجی رئیس جمهور منتخب در تهران، که با وزیر خارجه هند انجام میشد، حسین امیرعبداللهیان و آقای باقری کنی هر دو در محل حاضر شدند.
با حضور امیرعبداللهیان به نظر میرسید بخت آقای باقری کنی برای وزارت کمتر شده است. معرفی آقای امیرعبداللهیان به مجلس به عنوان وزیر پیشنهادی، به معنی رای اعتماد تضمینشده به او بود. آقای امیرعبداللهیان معاون معزول محمدجواد ظریف و از افراد نزدیک به نیروی قدس، شاخه برون مرزی سپاه، بود که پس از برکناری از وزارتخارجه، معاون امور بینالملل مجلس شده بود.
علی باقری کنی به عنوان سیاستمداری «خودی» در یکقدمی وزارت، از آن جا ماند اما موقعیت خانوادگی و سیاسیاش تضمینکننده یک شغل مهم بود. او معاون سیاسی وزارت خارجه شد که عملا نفر دوم این وزارتخانه است. او همینطور همزمان مذاکره کننده ارشد اتمی شد که ماموریت اعلامشده آن شرکت در مذاکرات غیرمستقیم با آمریکا برای احیای توافقی بود که او از جدیترین مخالفانش بود: «برنامه جامع اقدام مشترک» یا برجام.

منبع تصویر، ISNA
دیپلمات «خودی» و مذاکرهکننده ناکام در راه وزارت
ماهها رفتوآمد و گفتوگوهای بینتیجه در وین که بخش عمده آن به صورت دوجانبه میان آقای باقری کنی و میخائیل اولیانف نماینده روسیه صورت گرفت، از معاون سیاسی وزارت خارجه ایران چهرهای ناموفق در افکار عمومی ساخت که گویا ماموریتش را از طریق نماینده روسیه و با حضور مترجم پیش میبرد و مانند بقیه دیپلماتهای جمهوری اسلامی ایران، خود راسا قادر به انجام وظایف دولتیاش نیست.
اظهارات محدود او در اطلاعرسانی و توصیف وضعیت مذاکرات، در آن زمان که عطش عمومی برای به نتیجه رسیدن احیای برجام وجود داشت، ارزیابی کلی از شخصیت و توانایی او ساخت که در مقایسه با مذاکرهکنندگان پیشین ایران، مثبت نبود. اما او در این سه سال جایگاه خود را حفظ کرد تا اینکه با کشته شدن وزیر، به سرپرستی وزارتخانهای رسید که ۳ سال پیش تا آستانه وزارت آن پیش رفته بود.
او در این سه سال کمتر صحبت کرده و بر خلاف سلف خود، عباس عراقچی، تمایلی به تبدیل شدن به چهره پرمخاطب در رسانهها و شبکههای اجتماعی نشان نداده است. در یکی از انگشتشمار سخنرانیهایش پس از تصدی معاون وزارت خارجه، باقریکنی گفته بود «کسانی که با پوشش دفاع از ارزشها تلاش میکنند تا مذاکره را ماهیتا ضد ارزش جلوه دهند، عملا میخواهند دست نظام برای تأمین منافع ملی را از این ابزار کلیدی و مهم تهی کنند».
این اظهارات از طرف فردی بیان میشد که خود زمانی از مننقدان مذاکرات اتمی ومخالف برجام بود. به نظر میرسید پس از ماهها تلاش ناکام که خود در مذاکره به خرج داده بود، مخالفتهای ناچیز داخلی با آن، حتی این دیپلمات مورد اطمینان جمهوری اسلامی ایران را هم ناخشنود کرده بود.
علی باقریکنی اینک سرپرست وزارت خارجه ایران است و مطابق قوانین میتواند تا سه ماه آینده هم این سمت را حفظ کند. انتخابات زودهنگام ریاست جمهوری باید حداکثر تا ۵۰ روز دیگر برگزار شود و به نظر می رسد اگر فضای سیاسی ایران دچار تغییر ناگهانی نشود، او بخت اول تصدی این وزارتخانه در دولت بعدی ایران هم باشد.














