در حاشیه حمله دهمزنگ کابل

منبع تصویر،
- نویسنده, کاوون خموش
- شغل, بیبیسی
بعد از ظهر شنبه صدای بلند انفجار کابل را تکان داد؛ به داوود ناجی از سران جنبش موسوم به روشنایی زنگ زدم که در دهمزنگ کابل در محل انفجارها تلفن را جواب داد و گفت که من زندهام ولی وضع خیلی خراب است و قبل از این که تلفن قطع شود صدای او را شنیدم که به کسی در محل رویداد میگفت: اول زخمیها را ببرید.
گزارشهای ابتدایی حکایت از کشته شدن دست کم ۱۵ تن و زخمی شدن ۵۰ نفر داشت. این آمار هر چند درشت است اما برای مردم افغانستان دیگر چندان تکان دهنده نیست.
اما تا شب آمار مرتب افزایش یافت. ۲۵ کشته، ۳۳ کشته، ۵۰ کشته، ۶۰ کشته و بالاخره حکومت تایید کرد که دست کم ۸۱ نفر در این انفجارها کشته شدند. این آمار نه تنها کابل را تکان داد بلکه موج تاثیرش واکنشهای جهانی داشت، خونینترین حمله بر غیرنظامیان از سال ۲۰۰۹.
انفجار کابل جنبش عظیمی را در کابل تکان داد که برای دادخواهی و اعتراض به تصمیم حکومت افغانستان در مورد مسیر انتقال خط برق ۵۰۰ کیلوولتی آسیای مرکزی به افغانستان به خیابانهای غرب کابل ریخته بودند.

این دومین راهپیمایی بزرگ مسالمت آمیز این جمعیت برای طرح مطالبات شان بود که به دنبال ناکامی رایزنیهای رهبران سیاسی و جهادی و تلاشهای حکومت افغانستان برای تغییر دیدگاه معترضان، برگزار شد و خواست شان، عبور خط برق از ولایت بامیان و میدان وردک در مرکز افغانستان است که حکومت میخواهد آن را از مسیر شمالی بکشد.
مهرههای اصلی این راهپیمایی عمدتا دانش آموزان، دانشجویان و دانشآموختگانی بودند که در سالهای اخیر با جنجالهای فراوانی به تحصیل دست یافتهاند و موفق شدهاند مدارک تحصیلی معتبری در رشتههای کاربردی در مقاطع لیسانس و فوق لیسانس بگیرند.
جای خالی شریف

همکاران شریف احمد دولتشاهی، در معاونت سوادآموزی وزارت معارف افغانستان از حضور همکارشان در راهپیمایی آگاه بودند؛ صبح بعد رویداد وقتی سر کار آمدند، شریف نیامده بود. شریف دانشآموخته اقتصاد دانشگاه ابنسینای کابل بود و مشغول تحصیل در مقطع ماستری.
شش ماه پیش با جنجالهای زیاد اما هزار امید به وزارت معارف راه یافت و در این مدت کم رابطه خوبی با همکارانش ساخته بود. روزی که ما به دیدن همکارانش رفتیم، در ورودیها و پنجرههای معاونت سوادآموزی عکسهای شریف بود و دسته گلی که به رسم یادبود جای خالی شریف را پر کرده بود.
مجتبی پیکار از همکاران شریف میگوید که هرچند این رویدادها در افغانستان زیاد اتفاق میافتد اما فکرش را هم نمیکردیم که روزی رویداد چنین نزدیک باشد: "شریف همیشه با خنده و پر از انرژی وارد دفتر میشد، با همه سلام میکرد و با همه با روی خوش برخورد میکرد، هر جنجالی را هم با پیشانی باز حل میکرد."
مجتبی و شریف تقریبا در یک مسیر تا اینجا پیش آمده اند: "همیشه عکس دخترش را به من نشان میداد و میگفت دختر من از دختر تو قشنگتر است. من میگفتم نه! دختر من قشنگتر است... دختر مقبولش دیگر هیچ وقتی نوازشهای شریف را نخواهد دید و این خیلی سخت است."
شریف در صفحه فیسبوک خود عکسهای دخترش را منتشر کرده و مطالب زیادی در مورد ستایش شش ساله نوشته است. دیدن این پستها برای همکاران شریف که بیشترشان داستانهای مشابه زندگی دارند، دشوار به نظر میرسید.
قبر مشترک

انفجارهای دهمزنگ بسیار قوی بود و در میان انبوهی از معترضان اتفاق افتاد. در فهرست نامهای قربانیان، وزارت بهداشت در پایان جدول نام و مشخصات کشته شده ها چنین نوشته: "...۵۷. حکمتالله، ۵۸. جمالالدین، ۵۹. محمد امین، -۵ جسد بی هویت، -۷ (عدد) پا، -۲ (عدد) سر."
من روز بعد انفجار به محوطه بزرگ موسوم به مصلی مزاری در غرب کابل رفتم که خیلی از فعالان مدنی، سازماندهان راهپیمایی شنبه کابل و نزدیکان و بستگان قربانیان گردهم آمده بودند.
در ورودی محوطه، پرچم بزرگ و طولانی سه رنگ افغانستان که در روز راهپیمایی به عنوان نمادی از اتحاد افغانها استفاده شده بود و بعد از انفجار مملو از خون شد، پهن بود و روی آن لنگههای کفش، تکههای لباس، شناسنامهها، جزوههای دانشگاه، برگههای امتحان، چتر، گوشی همراه و سایر اشیای به جا مانده از محل رویداد را چیده بودند.
هر کسی وارد محوطه میشد به جمعیت دور پرچم میپیوست که با چشمهای پر از اشک در جستوجوی آخرین یادگار کشتهشدگان بودند.
بسیاری از آنها آمده بودند اجساد قربانیان را برای تدفیق دریافت کنند؛ هر کفنی که میرسید زنان و مردان با ضجه و فریاد استقبال می کردند و فضا پر میشد از آه و ناله.
بعد از حملات شنبه، برخی از افراد گم شدند و یا هم نزدیکان شان را در محل رویداد گم کردند، روز بعد انفجار بسیاری از خانوادههایی که پشت درهای بیمارستانها در جستوجوی عزیزان شان نا امید ماندند، آمدند به همین محوطه؛ جایی که در گوشهای از آن گور کوچکی کنده شده بود برای دفن تکه پارههای بدنهای تعداد نامعلومی از افراد که قابل شناسایی نبودند.
چشمهای منتظر

پزشکی قانونی افغانستان همچنان مشغول شناسایی هویت و جنسیت دست کم پانزده نفر دیگر است که گمان میرود تعدادی زن نیز در میان آنها باشد. این اجساد تا هنوز شناسایی نشده و آخرین امید برای افرادیست که هنوز به زنده بودن عزیزان شان امیدوار اند.
من با نزدیکان زن و مردی که در یکی از روستاهای ولایت غزنی زندگی میکنند، حرف زدم. میگفتند بعد از انفجار از دخترشان خبری نیست. او میگفت که احتمالا این دختر جوان در میان اجساد غیرقابل شناسایی باشد اما مادرش همچنان امید دارد که دخترش زنده پیدا شود.

منبع تصویر،
یکی از بستگان معترضان در محوطه موسوم به مصلی مزاری در غرب کابل، میپرسید: "جرم این جوان ها چه بود که قتل عام شدند؟" او فرزندش را از دست داده بود و میگفت گروه داعش این کار را نکرده و حکومت افغانستان باید پاسخ بدهد که عامل کشتار این غیرنظامیان چه کسی بوده؟
حکومت برگزارکنندگان راهپیمایی را به بیتوجهی به هشدارهای امنیتی متهم کرده و گفته که تهدیدها وجود داشت و با معترضان شریک شد و کسی توجهی به آن نکرد. اما سازماندهان راهپیمایی گفتهاند که حکومت به آنها گفته است که نیروی کم دارد و نمیتواند امنیت جمعیت زیاد را بگیرد و "به این بهانه تلاش جریان داشت تا مانع برگزاری راهیپمایی شوند."
یکی از سازماندهان راهیپمایی کابل گفت: "حکومت برای جلوگیری از نزدیک شدن مردم به ریاست جمهوری خیابان های منتهی به ارگ را با کانتینر بست، این خودش دلیل اصلی افزایش تلفات رویداد شد چون تمام راهها در آن روز بسته بود و زخمیها به موقع به بیمارستانها نرسیدند."
عامل کشتار

منبع تصویر،
اکثر قربانیان انفجارهای شنبه هزاره و عمدتا شیعه بودند و گروه موسوم به دولت اسلامی مسئولیت سازماندهی حمله به آنها را گرفت. اما برخی از بستگان قربانیان حکومت را مسئول میدانند و میگویند چرا نتوانسته جان شهروندانش را حفظ کند.
برادر یکی از قربانیان به بیبیسی گفت که حکومت باید پاسخ بدهد. به رغم این که حکومت محل رویداد را "چهارراه شهدا" نام گذاشت اما خیلی از بستگان قربانیان به حکومت فحش میدادند و میگفتند حکومت کفایت ندارد.
اکثر کشتههای رویداد شنبه، در تپههای دور در غرب کابل دفن شدند. نزدیکان قربانیان خشمگین و اندوهگین در سوگ رفتگان شان، با بیل و کلنگ برای قربانیان قبرستان درست کردند. حضور ژنرال مراد علی مراد معاون ستاد ارتش افغانستان در بین آنها برای دلجویی غم کسی را کم نکرد و آقای مراد با سوال های صریحی رو به رو شد.
یکی از معترضان در برابر او ایستاد و گفت: "من برادرزادهام را از دست دادم، شما بگویید که چه کسی این کار را کرده؟ چه کسی آنها را کشت و به چه جرمی؟"
پاسخ آقای مراد که گفت: "کار دشمنان ما است" فرد معترض را خشمگینتر کرد و جواب داد: "دشمن، دشمن، کدام دشمن؟ من میدانم که حتی شما اطمینان ندارید که چه کسی دشمن است."

منبع تصویر، GETTY IMAGES
سازمان ملل عامل شصت درصد تلفات را گروههای مخالف دولت و عامل ۲۳ درصد دیگر را گروههای طرفدار دولت میداند. فرستاده ویژه دبیرکل سازمان ملل در کابل در پاسخ به این سوال که آیا حملات شنبه در دهمزنگ کار گروه موسوم به دولت اسلامی بوده، تایید نکرد و گفت که باید تحقیقات بیشتری انجام شود.
حالا این انفجارها کار هر فرد یا گروهی که باشد، برای افغانها فرق چندانی ندارد. خیلی از افغانها این روزها وقتی در خیابانهای کابل گشت و گذار میکنند، نگران اند که حملات بعدی جان چه کسانی را قربانی خواهد گرفت. آن هم در شرایطی که نشانهای از رنگ گرفتن گفتوگوهای صلح و پیروزی نیروهای افغان در جبهات جنگ طولانی با شورشیان دست کم در آینده نزدیک دیده نمیشود و طبق آمار سازمان ملل دست کم در شش ماه گذشته میانگین تلفات غیرنظامیان هشت کشته در روز بوده.











