نگاه سیاسی به حج عبادی اشرفغنی

منبع تصویر، AFP
- نویسنده, داوود ناجی
- شغل, بیبیسی
اشرف غنی احمدزی رئیس جمهوری افغانستان با نخستین سفرش به عربستان و حج عمره، به وعده ای که در زمان مبارزات انتخاباتی داده بود عمل کرد.
او در جریان مبارزات انتخاباتی با شرکت در یک مناظره گفته بود اگر رئیس جمهوری افغانستان شد، نخستین سفر او به مکه برای ادای حج عمره خواهد بود.
اما رفتارهایی که از اشرف غنیاحمدزی در جریان مبارزات انتخاباتی و نخستین روزهای کاری او بعنوان رئیس جمهوری دیده شد، نشان میدهد که قول نخستین سفر به مکه چیزی نبوده که بصورت آنی و تصادفی از ذهن او بیرون زده باشد. بلکه تاکید آقای غنی بر اسلام، مناسک اسلامی، توجه و احترام ویژه به روحانیون یک امر ریشه دار در تفکر و نگاه سیاسی رئیس جمهور غنی است.
حریفان مجاهد
به استثنای غنی احمدزی که به عنوان یک چهره اکادمیک و تکنوکرات شناخته میشد و زلمی رسول که بعنوان یک چهره نزدیک به خاندان سلطنتی پیشین است، همه نامزدهای دیگر دور اول انتخابات، چهره های جهادی بودند.
عبدالرب رسول سیاف، محمد اسماعیل خان، عبدالله عبدالله، گلآقا شیرزی قطب الدین هلال و معاونان آنها، همه چهره هایی بودند که در مبارزات انتخاباتی خود، از مشارکت تمام وقت در جهاد علیه ارتش سرخ و جنگ علیه گروه طالبان، بهره میبردند.
اشرف غنیاحمدزی اما مشارکت در جهاد را در کارنامه خود نداشت از آمریکا آمده و تکنوکرات بود، از این رو از نخستین روزهای آراسته شدن میدان مبارزه، به نکویی میدانست که او پاشنه آشیلی اگر داشته باشد، همین غیر جهادی بودن او در برابر حریفان عمدتا جهادی است.
از سوی دیگر آقای غنی این نکته را نیز میدانست که مشارکت اکثر چهره های جهادی در جنگهای داخلی و خساراتی که در زمان جنگهای میان گروهی بر کابل وارد شد، میتواند این چالش را به فرصت خوبی برای او نیز تبدیل کند. او مواظب بود که اگر تائید بخشی از روحانیون سنتی را داشته باشد، از پس پاسخ دادن به عدم مشارکت در جهاد، بخوبی برخواهد آمد.
دقیقا به همین دلیل بود که در کارزار انتخاباتی بارها حریفانش را به مناظره علمی در مورد اسلام دعوت کرد و بارها تاکید کرد که تاریخ اسلام و سیره نبوی را با دقت خوانده و به آن اشراف دارد.
بعد از ریاست جمهوری
وقتی دوران مبارزات انتخاباتی گذشت و آقای غنی رئیس جمهور شد، کماکان بر روش خود مبنی بر جلب رضایت روحانیون بویژه قشر سنتیتر آنها ادامه داد.
او در نخستین سخنرانی خود پس از پیروزی در تالار لیسه امانی، تا دم در تالار به استقبال حضرت صبغت الله مجددی رئیس نخستین دولت مجاهدین و از رهبران جهادی رفت.
در ابتدای سخنرانی خود از او اجازه گرفت و در جریان سخنرانی خود شعار "زنده باد حضرت صاحب مجددی" سرداد و حتی گفت، اگر او در دوران زمامداری خود کج روی کرد، زبان چون شمشیر آقای مجددی هست که او را به راه راست برگرداند.
در این سخنرانی آقای غنی یک کلمه از نقش نظارتی جامعه مدنی، مجلس نمایندگان و مردمی که در انتخابات شرکت کرده بودند، بعنوان نیروهایی که می توانند ناظر بر اعمال او باشند یاد نکرد و حضرت مجددی را به تنهایی بر مقام برتر از تمامی مردم و نهادهای مدنی در یک نظام دموکراتیک نشاند.
او همچنین در سخنرانی های دیگرش بعد از پیروزی، بارها به نقش حمایت روحانیونی که به گفته او مردم را تشویق به رفتن به پای صندوقهای رای کرده بودند اشاره داشت و از آنها تشکر کرده بود.
این تاکید بیش از حد آقای غنیاحمدزی از دلنگرانی و شناخت نسبتا عمیق او ناشی میشود که رئیس جمهور افغانستان از تاریخ کشورش و نقشی که روحانیون در مراحل مختلف بازی کرده اند، دارد.
تجربه امان الله خان
آقای احمدزی سالها پیش در مقاله ای که برای یک مجله عملی آسیایی نوشته بود، تحلیل کرده بود که حملات و مداخلات خارجی، سرپیچی سران قبایل و مخالفت روحانیون سه عاملی بوده است که از بدو تشکیل افغانستان تا کنون دولت ها را با چالش جدی مواجه کرده و در مواردی سقوط داده اند و سبب گستگیهایی در نظام سیاسی افغانستان شده اند.
اشرف غنیاحمدزی به یاد دارد که شاه امان الله خان، بعد از اعلام استقلال افغانستان شاه محبوبی بود اما وقتی برنامه اصلاحات او از سوی روحانیون، رد شد، سلطنت این پادشاه اصلاح طلب نیز سقوط کرد.
او همچنین نقش روحانیون در بسیج افکار عمومی علیه حزب دموکراتیک خلق و دولت طرفدار روسیه را به خوبی بیاد دارد.
در شرایط کنونی خطر حملات و مداخلات جدی بیرونی در حدی که بتواند سبب سقوط دولت افغانستان شود نیست، سران قبایل نیز قدرت قبلی را که در بسیج عمومی داشتند دیگر ندارند. اما روحانیون هنوز صاحب نفوذ و رسوخ اند.
بر بنیاد تجارب تاریخی هیج دولتمردی در افغانستان نمیتواند این نفوذ را جدی نگیرد. این یک دلنگرانی فردی نیست بلکه چالشی است که بی توجهی به آن سیاستمداران زیادی را در افغانستان با چالش جدی مواجه کرده است.
اگر طالبان و دیگر گروه های افراطی مسلح را که در حال حاضر علیه دولت میجنگند و دولت افغانستان را دست نشانده و این کشور را اشغال شده میخوانند، نیز به موانع اصلاحات دولت وحدت ملی اضافه کنیم، درک این نکته که در چنین شرایطی روحانیت سنتی برای یک تکنوکرات اصلاح طلب می تواند خطر جدی باشد، ملموستر میشود.
ولی اینکه آیا تنها توجه به قشر سنتی میتواند او را در عملی کردن برنامه هایش موفق کند یانه بحث دیگری است.
نگرانی از این که توجه بیش از حد رئیس جمهور غنی به روحانیون، سبب شود قشر وسیعی از تحصیلکردگان و نسل جوانی را که در سالهای اخیر وارد بازارکار و عرصه سیاسی و اجتماعی افغانستان شده اند سرخورده کند و به حاشیه براند، نیز جدی است.
در این صورت نیروی اصلی که میتوانند موتور و محرک اصلی "تغییر و تداومی" باشند که اشرف غنی در سر دارد، ممکن است ناخواسته از او دور شوند.











