دولت جدید افغانستان و راه طولانی بازگشت مهاجرین

منبع تصویر، AP
- نویسنده, محمدمهدی مطهری (امان)
- شغل, رئیس برنامه ریزی وزارت امور مهاجرین وعودت کنندگان
بیش از سه دهه از آغاز مهاجرت دسته جمعی افغانها به خارج از افغانستان میگذرد. حدود نصف جمعیت این کشور بنحوی زندگی در شرایط دشوار مهاجرت را تجربه کرده اند.
در ده سال اخیر بیش از ۵.۷ میلیون نفر مهاجر به کشور باز گشتهاند، ولی هم اکنون نیزحدود ۵ میلیون مهاجر افغان (۲۰ درصد جمعیت کشور) تنها در کشورهای ایران و پاکستان در شرایط نگرانی و انتظار روزگار می گذرانند. از این رقم ۲.۴ میلیون فاقد مدرک و اسناد اقامتی هستند و لذا هر لحظه در معرض اخراج دسته جمعی قرار دارند.
علاوه بر آن، تعدادی زیادی از جوانان افغان با پرداخت هزینههای مالی گزاف و پذیرش خطرات جانی، راههای پر پیچ و خم پناهجویی به کشورهای توسعه یافته را در پیش میگیرند. در کنار این رقم، باید از حدود یک میلیون بیجا شده داخلی نیز یاد کرد که نوعی دیگری از مهاجرت یعنی مهاجرت داخلی به شمار میرود.
با توجه به اینکه هم اکنون بیش از یک چهارم جمعیت افغانها مهاجرند، حل این معضل نیازمند نگاه درست، اراده سیاسی، برنامه جامع و فراگیر و نیز بسیج منابع ملی و بینالمللی است.

منبع تصویر، AP
زنجیره بهم پیوسته فقر، بیکاری، فقدان اعتماد به آینده، جنگ و ناامنی از عمدهترین علل تداوم این مهاجرتها و حتی در بعضی موارد مهاجرتهای دوباره است. بنا بر این مهاجرت افغانها ناشی از وضعیت عمومی زندگی در افغانستان است، نه جذابیت و فرصتهای زندگی در کشورهای میزبان.
واقعیت اینست که نیازهای اولیه چون مسکن و کار، شرایط ناپایدار زندگی، فقدان اعتماد به آینده و ناامنی شهروندان افغان را مجبور میسازد تا زندگی در شرایط دشوار مهاجرت را به ماندن در کشور ترجیح دهند. وگرنه هم اکنون در بعضی موارد مهاجرین افغان در کشورهای میزبان حق دسترسی به حقوق اولیه بشری خود را ندارند. بعنوان نمونه بخشی از فرزندان مهاجر به دلیل اینکه فاقد اسناد معتبر اقامت در کشورهای میزبان هستند، از دسترسی به تحصیل محرومند. کارگران مهاجر ناچارند به کارهای شاقه تن دهند.
مهاجرین فاقد اسناد اقامتی نه تنها از دریافت خدمات در کشور میزبان محرومند بلکه در سایه ترس دایمی از اخراج اجباری زندگی میکنند، حتی گاهی مهاجرین افغان قربانی بازیهای سیاسی شده و از آنها بمثابه ابزار فشار در معادلات سیاسی استفاده میشود.
نگاهی به گذشته
بین سالهای ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۸، حدود ۵.۷ میلیون مهاجر از کشورهای همسایه به افغانستان بازگشتند که ۲۰ درصد کل جمعیت افغانستان را تشکیل میدهند. این نشان میدهد که اگر شرایط اولیه زندگی هم در کشور فراهم باشد مهاجرین تمایل به بازگشت و مشارکت در ساختن کشورشان را دارند.

منبع تصویر، AP
هرچه از سالهای اولیه حکومت جدید دور میشویم، آمار بازگشت بتدریج و بصورت معنادار پایین آمده و سیر نزولی داشته است.
برغم تلاشها و مساعدتهای انجام شده، هنوز هم استقرار مجدد عودت کنندگان با مشکلات اساسی روبرو است. براساس برآوردها، نیازمندهای اساسی عودت کنندگان در افغانستان عبارتند از: زمین و مسکن، خدمات اساسی، کار و امرار معیشت، آموزش و تحصیل و تامین امنیت.
در سال ۲۰۱۲ برای سرعت دادن به روند بازگشت مهاجرین، استراتیژی چهارجانبه (استراتیژی راه حل منطقهای) با مشارکت ایران، پاکستان، افغانستان و کمیساریای عالی سازمان ملل در امور پناهندگان تدوین شد. اهداف اصلی این استراتژی عبارتند از: عودت داوطلبانه، زمینه سازی برای استقرار و ادغام مجدد عودت کنندگان و در نهایت کمک به کشورهای میزبان. براین اساس تا سال ۲۰۱۷ مهاجرین افغان مقیم ایران و پاکستان باید به کشور باز گردند.
چالشها و مشکلات
نگاهی به گذشته نشان میدهد که سیاستها و اقدامات ۱۳ سال گذشته برای عودت مهاجرین کافی نبوده و نیاز به بازنگری دارد. زیرا هم روند بازگشت کند شده و هم مهاجرت مجدد افزایش یافته است.
مهمترین چالشها در این زمینه عبارتند از:
نبود درک درست از پیچیدگی مساله مهاجرت
وضعیت مهاجرت در هر کشور به وضعیت و شرایط عمومی آن کشور پیوند نزدیک دارد. مهاجرت پدیده پیچیده و چند بعدی است. ابعاد امنیتی، سیاسی، اجتماعی- اقتصادی و حقوق بشری مهاجرت نشاندهنده پیچیدگی این مساله است.
سرنوشت مهاجرین در کشورهای میزبان تابع سیاستها و الزامات خود این کشورها است و دولت افغانستان در این زمینه کار چندانی جز دیپلماسی کرده نمیتواند. نگاه سیاستگذاران افغانستان نسبت به مهاجرین بمثابه قشر نیازمند و آسیب پذیر است. در حالیکه اکنون جمعیت قابل توجهی از مهاجرین افراد ماهر، تحصیلکرده، متخصص و کار آفرین هستند و میتوانند در ارتقا ظرفیت ادارات و نهادها و نیز در سازندگی و توسعه کشور نقش اساسی داشته باشند.
کمبود خدمات اساسی

منبع تصویر، AP
دولت افغانستان بنابه دلایل گوناگون نتوانسته خدمات کافی را به عودت کنندگان ارائه دهد. مثلا پروژه "شهرکهای مهاجرین"در کابل و ولایتها مشکلات خاص خودرا دارند: مساله شفافیت در روند توزیع زمین، نبود زمین کافی، دوری زمینها از شهرها و فقدان خدمات اساسی در شهرکها؛ به دلیل این مشکلات تعداد اندک عودت کنندگان در این شهرکها زندگی میکنند و از ۶۲ شهرک مهاجرین تنها ۲۹ آنها فعالند که حدود ۳۰۰ هزار نفر در آنها زندگی میکنند.
سطح پایین هماهنگی و نظارت
برغم گستردگی و پیچیدگی مساله مهاجرت، نهادهای دولتی افغانستان از سطح پایین هماهنگی و مکانیسمهای نظارتی برخوردار اند. این مشکل در ارتباط دولت با سازمانهای بینالمللی فعال در زمینه مهاجرت همانند کمیساریای عالی سازمان ملل در امور پناهندگان (UNHCR) و سازمان بینالمللی مهاجرت (IOM) نیز وجود دارد.
توجه به کمکهای بشری و کوتاه مدت
پدیده مهاجرت و نیازمندیهای این حوزه بیشتر ماهیت زیربنایی و توسعهای درازمدت را دارد، ولی نهاهای کمک کننده داخلی و بینالمللی بیشتر مشغول ارائه کمکهای بشری و موقت هستند.
آگاهی نادرست از وضعیت کشور
مهاجرین افغانستان بیش از سه دهه دور از وطن بوده یا در مهاجرت متولد شدهاند. از آنجا که رسانهها تنها منبع شناخت آنها است، تصویر واقعی از کشور ندارند. آنان بدون دانستن فرصتها، تصویری که از افغانستان در ذهن دارند جنگ، ناامنی، فقر و فلاکت و بیکاری است.
بی توجهی و ابهام در مسئولیت
برغم اهمیت، گستردگی و پیچیدگی موضوع مهاجرین، در ۱۳ سال گذشته این بخش کمترین توجه، منابع و بودجه دولت را به خود اختصاص داده است. دولت وزارت امور مهاجرین را پالیسی ساز میداند در حالیکه داشتن شهرکها و رسیدگی به عودت و ادغام مجدد بدون نقش اجرایی امکانپذیر نیست.
ضروری بود تا در ۱۳ سال گذشته با اهتمام دولت و سازمانهای همکار مانند کمیساریای سازمان ملل و سازمان بینالمللی مهاجرت این وزارت از یک نهاد پالیسی ساز به برنامه ریز ارتقا مییافت که متاسفانه چنین نشدهاست.
بسوی آینده
کشورهای میزبان از افغانستان همواره خواسته اند که نسبت به شهروندان مهاجر خود احساس مسئولیت بیشتر نماید و برای بازگشت آنها تلاش کند. با توجه به این، ضروری است تا حکومت جدید با استفاده از تجارب گذشته و داشتن اراده ملی یک برنامه جامع و عملیاتی را در زمینه عودت و ادغام مجدد روی دست بگیرد.
شرایط و اقدامات زیر برای اجرای موفق این برنامه ضروری است.
- تغییر نگاه نسبت به مهاجرین: بخش زیادی از جمعیت مهاجر ما از نظر کیفی، جمعیت دو یا سه دهه پیش نیستند که تنها نیازمند کمک و حمایت باشند. آنان با استفاده از کمترین شرایط موجود در عالم مهاجرت به متخصصین برجسته و سرمایه گذاران با تجربه تبدیل شدهاند. تعداد زیادی از آنان دارای تحصیلات عالیاند. برخی دیگر در زمینه سرمایهگذاری، اشتغالزایی و کارآفرینی تجارب سودمندی دارند.
اکنون بسیاری از مهاجرین به کمکهای بشری دولت نیاز ندارند بلکه دولت به حضور آنها نیازمند است. بازگشت آنان تنها به حکومتداری خوب و اطمینان از ثبات و آینده سیاسی کشور بستگی دارد.
- ساماندهی و گسترش برنامه بازگشت متخصصین: این برنامه در چند سال گذشته توسط سازمان بین المللی مهاجرت بصورت محدود اجرا شده که نیازمند ساماندهی و گسترش بیشتر است. این برنامه از چند جهت برای کشور بسیار سودمند است: اول؛ با بازگشت متخصصین، خانوادههای بسیاری از آنها نیز بوطن باز خواهند گشت. دوم، با جذب این افراد در بخشهای گوناگون دولتی و خصوصی برنامه ارتقاء ظرفیت ملی سرعت مییابد. سوم، بسیاری از این متخصصین برای دیگران نیز کارآفرینی خواهند کرد.

منبع تصویر، AP
- جلب و جذب سرمایهها و منابع مادی مهاجرین: بسیاری از مهاجرین ما اکنون صاحب سرمایه و تجارب سرمایه گذاری هستند که جذب آنها برای افزایش درآمد ملی و توسعه کشور سودمند است.
- بسته های تشویقی: ایجاد انگیزه جهت بازگشت بخشی از مهاجرین نیازمند داشتن بستههای تشویقی هدفمند است. مثلا برای حل مشکل سرپناه در کنار موثر سازی توزیع زمین، باید به ساخت انبوه ساختمانهای مسکونی فکر کرد. کشورهای زیادی حاضرند در این زمینه سرمایه گذاری کنند. هم چنان روی سرمایه گذاران خصوصی نیز میتوان حساب باز کرد.
- ایجاد مکانیسم موثر جهت جلب کمک بین المللی و بخش خصوصی: سازمانهای بین المللی سالانه بودجه قابل توجهی را در راستای مهاجرت مصرف میکنند. این کمکها بیشتر کوتاه مدت وبا نگاه بشری انجام میشود، در حالیکه لازم است این کمکها جنبه توسعهای و زیربنایی داشته باشد. جلب سرمایههای بخش خصوصی بویژه سرمایههای خود مهاجرین نیز در این راستا اهمیت دارد.
- آگاهی دهی: دولت و سازمانهای بینالمللی مسئول در بخش مهاجرت باید برنامههای موثر و هدفمند آگاهی دهی در میان مهاجرین را انجام دهند تا آنان از فرصتها و امکانات موجود در افغانستان آگاه شوند.

منبع تصویر، AP
- توجه جدی حکومت به وزارت امور مهاجرین و عودت کنندگان: وزارت مهاجرین بمثابه مهمترین نهاد حکومتی مسئول در بخش مهاجرت و عودت، نیازمند توجه جدی دولت است. مسایلی چون ظرفیت سازی، تخصیص منابع و بودجه ونیز بازتعریف نقش وزرات از مسایلی است که باید بصورت جدی مورد توجه قرار گیرد.
در پایان باید گفت که راه حل پایدار برای پدیده مهاجرت نه در کشورهای میزبان که در افغانستاناست. این راه حل از رهگذر یک برنامه ملی "عودت و ادغام مجدد" امکانپذیر است. با توجه به ظرفیتها و سرمایههای بشری و مادی موجود در میان مهاجرین،اکنون زمان آن فرا رسیده که به آنان بمثابه فرصت نگاه کرد نه تهدید. انجام این امر مستلزم توجه و ظرفیت سازی در نهادهای است که در زمینه مهاجرت و عودت مشغول کار هستند.











