مبارزات انتخاباتی نامزدها 'همه را غافلگیر' کرد

- نویسنده, فابریزیو فوسکینی
- شغل, تحلیلگر سیاسی در شبکه تحلیلگران افغانستان
حتی پیش از حملات فزاینده هفتههای اخیر شورشیان در کابل و دیگر شهرهای افغانستان برای مختل کردن انتخابات، موانع در مسیر برگزاری انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۱۴ افغانستان بسیار زیاد بود.
با توجه به ناامنی در بسیاری از بخشهای افغانستان، اوضاع بد جوی که در اولین روزهای آخر زمستان این کشور را فراگرفت و گزارشها در مورد بیمیلی بخشی از مردم افغانستان به انتخابات، برگزاری شماری زیادی گردهماییها و مبارزات انتخاباتی که از سوی نامزدان ریاست جمهوری راهاندازی شد، همه را غافلگیر کرد.
از دید ناظران، شمار گردهماییها و حضور مردم در آنها نسبت به مبارزات انتخاباتی سال ۲۰۰۹ بیشتر بودهاست.
این دیدگاه شاید تا حدی درست باشد که پس از تجارب دو انتخابات گذشته که مملو از تخلف بود، بسیاری از افغانها به شفافیت و منصفانه بودن روند انتخابات مشکوک شدهاند اما بسیج مردم در مبارزات انتخابات کنونی نشان میدهد که هنوز افغانها اعتقاد زیادی به انتخابات دارند.
گزارشهای مقطعی از حضور نمایشی مردم در شماری از گردهماییها نیز وجود داشته و این موضوع تا حدی قابل فهم است؛ زیرا منابع مالی تخصیص داده شده به مبارزات انتخاباتی، شماری از افراد فرصت طلب را به گردهماییها میکشاند.
با این وجود، تلاش نامزدان برای اینکه نشان دهند توانایی بسیج مردم جهت مشروعیت بخشیدن به نامزدی خود را دارند، بیانگر گام برداشتن افغانستان در مسیر درست است.
این گردهماییها همچنین زمینه مناسبی را برای نامزدان فراهم کرد تا حمایت رهبران سیاسی، مذهبی و منطقهای را در برابر چشم مردم بدست آورند.
نامزدان پیشتاز
اگر بحث را به ۵ نامزدی که براساس نظرسنجیها، پیشتاز هستند، متمرکز سازیم، واضحا دیده میشود که آنها پیوسته در تلاش بسیج طرفدارانش در نقاط مختلف افغانستان بودهاند.
به ویژه اشرف غنی احمدزی و عبدالله عبدالله از آغاز روند مبارزات انتخاباتی در این زمینه فعال بودهاند. در مقایسه به این دو نامزد، زلمی رسول مبارزرات فعال در این عرصه را دیرتر آغاز کرد اما پیشرفت تیم او هم در این زمینه قابل توجه بودهاست.
عبدرب الرسول سیاف و گلآقا شیرزی به دلیل نگرانیهای امنیتی یا محدود بودن طرفداران، حضور خود را در گردهماییهای انتخاباتی به چند ولایت محدود ساختند.

همه نامزدان بیش از یکبار به مراکز مهمی چون قندهار، مزارشریف، بلخ و هرات رفتند و به دلایل اهمیت سیاسی، نمادین یا تعلقات شخصی، سفرهای هم به مراکز کوچکتری چون لشکرگاه، گردیز، قندوز، شبرغان، فیضآباد و پنجشیر انجام دادند.
مناطق دوردست تر افغانستان یا به دلیل نگرانیهای امنیتی یا هم کم اهمیت بودن، معمولا مشمول فهرست سفرهای آنها نبود.
حتی در صورت غیابت خود نامزدان، معاونان آنها یا هم چهرههای مهم حامی تکتهای انتخاباتی، رهبری گردهماییها را در شماری از ولایات به عهده داشتهاند.
این موجب شده تا دامن مبارزات انتخاباتی از سوی متحدان نامزدها مانند اعضای مجلس نمایندگان، سنا، شوراهای ولایتی یا دیگر چهرههای قدرتمند محلی به مناطق دوردست افغانستان نیز کشانده شود.
چون سیاستمداران شامل در تیمهای انتخاباتی از مناطق مختلف افغانستان هستند، قدرت بسیج تیمهای مختلف نیز به نفوذ این سیاستمداران در این مناطق وابسته است.
به گونه مثال، مبارزات انتخاباتی اشرف غنی در شمال افغانستان بیشتر توسط شبکههای حزب جنبش ملی اسلامی به رهبر ژنرال دوستم (معاون اول آقای غنی) مدیریت شدهاست؛ در حالیکه حضور آقای دوستم در کنار آقای غنی در سفرهایش به جلالآباد، پکتیا و قندهار برجسته نبود.

به همین ترتیب حمایت آقای سیاف درغرب افغانستان بیشتر از نفوذ معاون اول او، اسماعیل خان، منشاء میگیرد؛ داکتر عبدالله از نفوذ محمد خان و محمد محقق برای بسیج طرفداران حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان و حزب اسلامی در مناطق مختلف افغانستان بهره بردهاست و بالاخره کنار کشیدن عبدالقیوم کرزی و حمایتش از زلمی رسول، مبارزات انتخاباتی آقای رسول را در جنوب افغانستان تقویت کرد.
پیامهای نامزدان
پیامهای نامزدان هم در گردهماییشان متفاوت بوده است. با آنکه همه آنها به موضوعات اصلی چون امنیت، اقتصاد و مبارزه علیه فساد پرداختهاند اما هر یک از آنها تاکید بیشتری بر یکی از ابعاد شخصیت یا برنامه انتخاباتی خود داشتهاند.
اشرف غنی بر شهرت جهانی خود برای تغییر تصویر بد افغانستان در جهان تاکید داشته و حرفهای بودن خود را ضمانتی میداند برای تغییرات وسیع در داخل افغانستان.

عبدالله عبدالله بر مخالفت درازمدت و پایدار خود علیه عیبهای نظام کنونی و حمایتش از اصلاحات به سوی نظام پارلمانی تاکید دارد.
زلمی رسول بر اصول دموکراتیک و برخورد میانهروانه و سیاف بر اعتبار اسلامی و تعهدش برای مقابله با ناامنی با مشت آهنین، تاکید دارد.
پیامهای نامزدان همچنین از یک موقعیت به موقعیت دیگر متفاوت بودهاست.
بجای برنامههای روشن اجتماعی-اقتصادی و ایدیولوژیهای سیاسی که در مناظرات تلویزیونی مورد بحث قرار میگرفت، در گردهماییهای ولایتی، نامزدان بیشتر به مسایلی تماس میگرفتند که برای مردم همان ولایت یا محل از اهمیت برخوردار باشد.
اگر در زمینه توسعه و اقتصاد، نامزدان وعدههای مشخصی دادهاند از قبیل اینکه میخواهند یک ولایت را به مرکز تجارت یا صادر کننده اصلی محصولات زراعتی تبدیل کنند، در زمینههای سیاسی مسایل حساسی از قبیل رهایی زندانیان بگرام، رابطه با آمریکا یا آینده مجاهدین معمولا از موضوعاتی بوده که برای خوشنود ساختن مخاطبین محلی از سوی نامزدان مطرح شدهاست.

روی هم رفته، میتوان بعضی عناصر مشترک در گفتههای نامزدان مطرح، اعم از آنکه در همایشهای عمومی و یا مناظره های تلویزیونی ایراد کردهاند، یافت.
یکی از آنها، اهمیت دادن به وحدت ملی و قایل شدن ارزش برابر به تمام شهروندان افغانستان بدون توجه به جنسیت و تعلق قومی شان است.
نقطه اشتراک دیگر، در خواست برای جلوگیری از وقوع تقلب انتخاباتی است. در صورتیکه همه تیمهای نامزدها به این وعدههای شان در جریان رأیگیری و بعد از آن عمل کنند، در واقع آگاهی و نگرانی در مورد این دو موضوع میتواند پیآمد خوب برای این انتخابات داشته باشد.











