رئیس جدید تیم مذاکرهکننده طالبان کیست و چرا تغییر در این زمان؟

- نویسنده, علی حسینی
- شغل, بیبیسی
یک منبع طالبان به بیبیسی گفته است که مولوی عبدالحکیم که به ریاست تیم مذاکرهکننده طالبان تعیین شده، قبلا قاضی القضات این گروه و از نزدیکان ملا اختر محمد منصور، رهبر پیشین این گروه است. آقای منصور مدتی پس از آنکه رهبری طالبان را برعهده گرفت در حمله هوایی نیروهای آمریکایی در سال ۲۰۱۶ کشته شد.
مولوی عبدالحکیم از پشتونهای درانی و از قوم اسحاقزی است. گفته شده است که پس از کشتهشدن آقای منصور، یکی از گزینهها برای رهبری طالبان و انتخابش بهعنوان "امیرالمومنین"، مولوی عبدالحکیم بوده است. از دید طالبان، او از جایگاه علمی خاصی برخوردار است.
اگر این صحبتها را درست بدانیم، نشاندهنده آمادگی هرچه بیشتر طالبان برای مذاکرات بینالافغانی است. پیش از این محمد عباس استانکزی، ریاست تیم مذاکرهکننده با آمریکاییها را برعهده داشت؛ مذاکراتی که بیش از یکسال دوام کرد و نتیجه آن برای طالبان "مطلوب" خوانده شده است. حالا با تغییر میدان مذاکره، ریاست مذاکرهکنندگان طالبان هم تغییر کرده است.
به نظر میرسد که تغییر ریاست تیم به سمتی حرکت کرده که محتوای ماهیت طالبان در آن برجستهتر دیده میشود. یکی از ویژگیهای محمدعباس استانکزی از نظر ابزار، تسلط او بر زبان انگلیسی بود که در زمینه مذاکره با آمریکاییها کمکش میکرد. اما حالا در مذاکرات بینالافغانی، گروه طالبان، فردی را فرستاده که دارای ویژگیهای طالبانی منحصر بهفرد است و میتواند از ماهیت طالبان و باورهای این گروه در برابر افرادی که چندان با اصلیت طالبان موافق نیستند و یا حتی مخالف هستند، در پشت میز مذاکره دفاع کند.

به معنای دیگر، میز مذاکرات بینالافغانی میدان جنگ دیگری است بین ارزشهای ۲۰ سال اخیر افغانستان با ارزشهایی که گروه طالبان به آن باورمند هستند. با نگاهی به ۲۰ سال گذشته، موارد مشترک بین دو طرف مذاکره کمتر پیدا میشود و این وضعیت را دشوارتر ساخته است. از طرف دیگر به نظر میرسد ریاست یک فرد در سطح مولوی، با پیشینه قاضیالقضات و "دارای پتانسیل رهبرشدن" برای طالبان، اهمیت هیئت مذاکرهکننده این گروه را بیش از پیش، بیشتر کرده است.
احتمالا طالبان برای تایید یا رد برآیند مذاکرات و بحثوجدالهای مذاکرات بینالافغانی، مسیری را تعریف کرده باشند؛ مسیری که کمتر پیچیده باشد و نیازمند ارجاع لحظهای آن به ملا هیبتالله آخوندزاده که کمتر در دسترس قرار دارد، نباشد. از جمله همین حضور مولوی عبدالحکیم در ریاست تیم مذاکره کننده، از یکطرف و از طرف دیگر در کنارش حضور ملا عبدالغنی برادر، رئیس دفتر سیاسی طالبان در قطر، راه را تا اندازه زیادی کوتاه کرده است.
با این نوع نگاه، میتوان گفت که رد یا تایید آنچه که در مذاکرات بینالافغانی بیان میشود، بخش عمدهاش در همان قطر و از سوی هیئت مذاکرهکننده انجام میشود و مولوی هیبتالله آخوندزاده و مقامهای مطرح این گروه بدون بحث بیشتر، فقط مهر نهایی را بر آن میزنند.
جدا از ترکیب اعضای هیئتهای مذاکرهکننده، مسئله مهم یافتن دیدگاهی مشترک بین دو طرف است. ۲۰ سال جنگ، فاصلهها را بسیار زیاد ساخته و لازم است که دو سوی جنگ بیشتر از آنکه بر طبل اختلاف میکوبند، نقاط مشترک (ولو اندک) را پر رنگتر کنند تا نتیجه آن پایان جنگ باشد. مذاکرات بینالافغانی قطر آغاز راه پیچیده، دشوار و توام با ترس و امید است.











