BBCNazer.comBBCNazer.comBBC World Service Trust
  • مرسته
RELATED SITES
CBEEBIES
CBBC
BBC CHILDREN
د خپريدو وخت: 06:48 گرينويچ 2011 ,19 دسمبر
دا پاڼه کوم ملگري ته ولېږئچاپي بڼه
قصه های زندگی : باشه ی بد گمان

باشه ی بد گمان
در جنگل باشه وکفتر نتوانستند خوردنی دريابند، ناچار منتظرمرغابی ماندند.
کفتر، باشه و مرغابی سه دوست خيلی خوب بودند، آنها برای دريافت دانه سوی جنگل رفتند، هرچند جستند، اما برای خوردن چيزی نيافتند. سرانجام به مشوره مرغابی همه به چند گوشه های جنگل به جستجو پرداختند.

باشه وکفتر زياد تلاش کردند، مگر نتوانستند چيزی دريابند، ناچار دوباره برگشتنه منتظرمرغابی ماندند، اما از او خبری نبود.

وقت می گذشت و باشه مشوش مرغابی بود، او گمان برد، شايد مرغابی خوردنی پيدا کرده و با چوچه هايش قسمت می کند.

کفتر از گمان بد باشه متاثر شد و اين کار را غير ممکن خواند، چون عادت مرغابی را بلد بود. هردو گفتگو داشتند که مرغابی با خوردنی های زيادی رسيد.

هرسه با هم تا می توانند شکم سير می خورند و باقی مانده را با خود می برند. روز بعد از قضا طوفان شديد باشه را به درخت زده بالش افگار می شود به زمين می افتد.

مرغابی
باشه بر مرغابی شک داشت که مبادا خوراکه را با چوچه هايش قسمت کرده باشد.

بدگمانی باشه باورش را ازدوستانش از دست داده بود، اما به تنهايی نمی توانست خودش را نجات دهد. ناچار فرياد زد تا دوستان صدايش را بشنوند و به کمکش برسند.

دوستانی را که بردوستی شان شک می کرد، به کمک شتافتند و باشه را نجات دادند، او از گمان بدش پشيمان شده تعهد کرد تغيير عادت داده با دوستانش صادقانه دوست باشد.

 قصه های زندگیقصه های زندگی:
گل پری
 قصه های زندگیقصه های زندگی:
تحفه
قصه های زندگیقصه های زندگی:
فضای پاک
 قصه های زندگی: قصه های زندگی:
پيامد بی اعتنايی
 قصه های زندگی قصه های زندگی:
"دروغ آدمی را کند بی وقار"
نور خبرونه
دا پاڼه کوم ملگري ته ولېږئچاپي بڼه
BBC Copyright Logo^^ سرپاڼه
لومړى مخ | نوى کور نوى ژوند | زمونږ نړۍ زمونږ راتلونکې | ژوند او زده کړه
خانه نو زندگى نو | جهان ما اينده ما | زندگى و آموزش
راډيوي پروگرامونه | نشريات | انځور/ عکس | له مونږ سره اړيکه | زموږ په اړه
BBC World Service >> | BBC World Service Trust >>