BBCNazer.comBBCNazer.comBBC World Service Trust
  • مرسته
RELATED SITES
CBEEBIES
CBBC
BBC CHILDREN
د خپريدو وخت: 09:33 گرينويچ 2011 ,23 اکتوبر
دا پاڼه کوم ملگري ته ولېږئچاپي بڼه
قصه های زندگی: بايسکل اسد

قصه های زندگی
اسداز لياقت احمد حسادت برده به اذيت وی پرداخت، چند بار وی را با بايسکل خود زد
احمد در صنف پنجم درس می خواند وبه درس خيلی علاقه داشت. روزگار طور شد که بايد از قريه خود به قريه ی دگر کوچ می کردند، در قريه نو احمد سراغ مکتب جديد را گرفت.

احمد روز اول وقتی از مکتب باز گشت از درختان وچمن مکتب، رفقا و معلم نو به خواهر ش گفت.

معلم آنر وز غير حاضر بود، اسد با دگر همصنفان خواستند احمد را مورد تمسخر قرار دهند، اما احمد درمدت کم توانست لياقتش را تثبيت کند.

اسد بيشتر از لياقت وی حسادت برده به اذيت احمد پرداخت، چند بار وی را با بايسکل خود زد ، احمد به تنگ آمد و گوشه گير شد و دگر دلش از درس گرفت.

اسد ازاينکه توانست با کار های خرابش، باعث دلسردی احمد از مکتب شود، خيلی خوش شده يکبار ديگربا بايسکلش وی را زده خود با خنده فرار کرد.

هنوز اسد فاصله نگرفته بود که پسری او را صدا زد بعد شخص ناشناس از اسد نشانی را پرسيد که او نمی دانستف اما او آهسته، آهسته اسد را به جای خلوت برد.

بايسکل اسد
سرانجام ظالم گرفتار ظلمش شد، پسری به اذيت اسد پرداخت و بايسکلش را دزديد.

اسد خواست فرار کند، اما آن پسر با زور چند لگد وی را از بايسکل پائين کرده خود سوار بايسکلش شده در چشم به هم زدن دور شد.

فرياد اسد به آسمان بلند شد، اکا کسی به دادش نرسيد، يکباره به فکر احمد افتاد که بی موجب اذيتش می کرد ، سرانجام دنيای از پريشانی سوی خانه ی احمد راه افتاد تا از وی معذرت خواهی کند.

 قصه های زندگی قصه های زندگی:
بار سنگين
گدی جادويی قصه های زندگی
گدی جادويی
مسابقه در جنگل قصه های زندگی :
مسابقه در جنگل
قصه های زند گیقصه های زند گی:
خرس سفيد
فيل و آهوقصه های زندگی
فيل و آهو
نور خبرونه
دا پاڼه کوم ملگري ته ولېږئچاپي بڼه
BBC Copyright Logo^^ سرپاڼه
لومړى مخ | نوى کور نوى ژوند | زمونږ نړۍ زمونږ راتلونکې | ژوند او زده کړه
خانه نو زندگى نو | جهان ما اينده ما | زندگى و آموزش
راډيوي پروگرامونه | نشريات | انځور/ عکس | له مونږ سره اړيکه | زموږ په اړه
BBC World Service >> | BBC World Service Trust >>