BBCNazer.comBBCNazer.comBBC World Service Trust
  • مرسته
RELATED SITES
CBEEBIES
CBBC
BBC CHILDREN
د خپريدو وخت: 04:09 گرينويچ 2011 ,13 فبروري
دا پاڼه کوم ملگري ته ولېږئچاپي بڼه
قصه های زندگی: قيچيکاری

قيچيکاری
بهشته دختر تيز وچالاکی بود، او عادت داشت کاغذ وتکه را ناحق قيچی کند.
روزی بود وروزگاری،‌ قلعه يی در فراز تپه يی بلندی بود که بهشته، خجسته و وژمه همبازی بودند.

آنها به بازی اکو بکو، انجاق پنحاق وگدی بازی خيلی ها علاقه داشتند. بهشته دختر تيز وچالاکی بود، او عادت داشت با قچی کاغذ وتکه قيچی کند.

روزی بهشته برای گدی هايشان از تکه های رنگه،‌ لباس می دوختند که وژمه رسيده،‌ به گوش بهشته چيزی گفت.

بهشته لباس های خوبی برای گدی اش دوخته بود، اما خجسته هيچ چيزی برای عروسی گدی نداشت.

بهشته چادر خجسته را که نو برايش خريده بود قيچی، قيچی زد، روز عروسی گدی همه خوش بودند، اما خجسته خيلی ناخوش بود.

بهشته باخود سازی لباس های نوی را که پدرش آورده بود، به تن کرده بود و اما چادر مقبولش را قچی قيچی يافت.

قيچی کاری
بهشته لباس های نوبه تن کرده بود،اما چادر مقبولش را قچی، قيچی يافت.

او اين کار را از خجسته دانست، تا اين که مادرش گفت، خودت چادرت را قيچی زدی وقتی که چادر بهشته را می بريدی.

بعد از آن بهشته تصميم گرفت،‌ دگر با قيچی بازی نکند، پدر بهشته از بازار چادر های نو يکی برای بهشته و يکی برای خجسته آورد، تا دگر پريشان نباشند.

تا جران کوچکقصه های زندگی
تا جران کوچک
قصه های زندگیقصه های زندگی
قفل سخنگو
زمين منتظر قصه های زندگی
زمين منتظر
 قصه های زندگی قصه های زندگی
خندۀ پنهان
 قصه های زندگی قصه های زندگی
دنيای خيالی
نور خبرونه
دا پاڼه کوم ملگري ته ولېږئچاپي بڼه
BBC Copyright Logo^^ سرپاڼه
لومړى مخ | نوى کور نوى ژوند | زمونږ نړۍ زمونږ راتلونکې | ژوند او زده کړه
خانه نو زندگى نو | جهان ما اينده ما | زندگى و آموزش
راډيوي پروگرامونه | نشريات | انځور/ عکس | له مونږ سره اړيکه | زموږ په اړه
BBC World Service >> | BBC World Service Trust >>