BBCNazer.comBBCNazer.comBBC World Service Trust
  • مرسته
RELATED SITES
CBEEBIES
CBBC
BBC CHILDREN
د خپريدو وخت: 09:16 گرينويچ 2010 ,27 اپريل
دا پاڼه کوم ملگري ته ولېږئچاپي بڼه
قصه های زندگی: پشيمانی از گفته

پشيمانی از گفته
زرمينه که هدف تفريح داشت، دگر برکس نام نمی ماند تا دوستانش را برنجاند.
بود نبود در يک قريه زيبا، دوستانی بودند به بنام های زرمينه و ليلا. زرمينه هميشه با خنده و مزاح هايش برخی را می خنداند و عده يی را آزرده می ساخت.

روزی ليلا و نصير ساعتتيری داشتند که زرمينه، ليلا را موش صدا زد و همه بر او خنديدند. ليلا تقاضای ساعتيری کرد تا موجب خفه گی نشود.

نصير به شريف از شوخی های زرمينه دختر عمه اش می گفت که در همين وقت زرمينه رسيده گفت بدون شوخی هيچ ساعتيری مزه دار نيست.

ليلا که زياد خفه بود از ساعتتيری دست کشيد، زرمينه ،شريف را مورچه زرد صدا کرد و شريف هم خفه شد و هردو با زرمينه جنگی شدند.

زرمينه تنهای تنها ماند و کم، کم پشيمان شد. ساعتييری ليلا و نصير برای زرمينه خوشايند نبود، اما مجبور شد بيايد و از آنها معذرت بخواهد.

پشيمانی
زرمينه تنهای تنها ماند و کم، کم پشيمان شد. او مجبور شد از دوستانش معذرت بخواهد.

آنها باهم تعجب کردند. زرمينه چيستان گفت: "کدام حيوان است که سر ديوار ها راه ميرود دم دراز دارد وميو ميو هم می کند"؟

نصير قصدا از شتر گفته با ليلا خنديد، امازرمينه چکچک کرده بر آنهاآفرينی خواند، همه خنديدند وهيچ کس هم خفه نشد.

بعد ها زرمينه که هدف تفريح داشت، دگر برکس نام نمی ماند تا دوستانش را برنجاند.

ستاره سفيد قصه های زندگی
ستاره سفيد
سر زمين پرنده ها قصه های زندگی
سر زمين پرنده ها
نشه قصه های زندگی
نشه
ساعت گم شده قصه های زندگی
ساعت گم شده
دنيای رنگ هاقصه های زندگی
دنيای رنگ ها
نور خبرونه
دا پاڼه کوم ملگري ته ولېږئچاپي بڼه
BBC Copyright Logo^^ سرپاڼه
لومړى مخ | نوى کور نوى ژوند | زمونږ نړۍ زمونږ راتلونکې | ژوند او زده کړه
خانه نو زندگى نو | جهان ما اينده ما | زندگى و آموزش
راډيوي پروگرامونه | نشريات | انځور/ عکس | له مونږ سره اړيکه | زموږ په اړه
BBC World Service >> | BBC World Service Trust >>