فصل سرد زمستان فرارسيده و اطفال با لباس های گرم کوچه برآمده اند، اسد وانجيلا باديدن بنجاره والا خوش می شوند، اما صدای از خورجين می گويد: " قدکم راست وبلند است- جايکم باريک و تنگ است- در انار و بادرنگم -بگو که چی استم من؟" اطفال نمی دانند، بنجاره والا برايشان نشانی می زند. سرانجام انجيلا در ميابد که اين نشانی ها حرف "الف" است، که طرف تائيد بنجاره والا قرار می گيرد، بعد همه با هم از کلماتی چون: انار، انگور، انور، اکبر، ياد می کنند که با صدای الف شروع می شوند. دراخير بنجاره والا برايشان يک، يک دانه انار داده به کوچه دگر می رود. کوچه دگر مينا وجاويد وقسيم باغالمغال، بی نظمی وبی احتياطی نان می خورند . ثريا می گويد هنگام نان خوردن بايد آداب آن را رعايت کنند.  | | | قدکم راست وبلند است- جايکم باريک و تنگ است- در تصوير نگاه کرده بگو کيستم ؟ |
بنجاره با تائيد حرف های ثريا، روی آيينه ی جادويی، خانه يکی از اطفال را نشان می دهد که پس از شستن دست و جمع شدن بزرگان با گفتن بسم الله نان می خورد. هنگام بلعيدن غذا نبايد صدای نان خوردن بلند شود و بايد منظم نشسته ، زياد غالمغا ل و به هر سو دست درازی نشود. بعداز بسته شدن آيينه، بنجاره والا باز هم نکات مهم و آموزنده را برای اطفال تفهيم کرده عملا در ميله به آنها آداب غذا خوردن را می آموزد. |