مرضيه از چوچه مرغهايش به ميروس گفته با شنيدن صدای مرغ ها سوالی ازميروس می پرسد، در اين وقت بنجاره رسيده می گويد: "خروسی بالای ديواری تخم گذاشت، سمت راست ديوار پنبه و سمت چپش کاه است، تخم درکدام سوی ديوار بی افتد، نمی شکند؟" اطفال جواب های نادرستی می دهند، بنجاره والا بار دگر سوالش را تکرار می کند. دراين وقت مرضيه متوجه شده می گويد: " مرغ خروس که تخم نمی دهد". بنجاره والا با تائيد جواب مرضيه مرغ پلاستيکی برايش تحفه داده خود به کوچه دگر می شود. کوچه دگر بنجاره والا پس ازمانده نباشی با اطفال، خربوزه ی ازخورجين کشيده، می گويد کندز رفته بود و خربوزه شيرين را با خود سوغاتی آورده است. اطفال آرزوی تماشای کندز را می کنند و بنجاره والا روی آئينه ی جادويی آنها را به ديدن آنجا می برد.  | | | پسته، سيب و ناک از پيداوار کندزاست، اما خربوزه آن خيلی شهرت دارد". |
رحمت الله طفلی کندزی در برابر پرسش اطفال می گويد: آب وهوای کندز درتابستان گرم ودرزمستان سرد است. کندز جنگل های پسته دارد، سيب و ناک از پيداوار اين ولايت است، اما خربوزه کندز خيلی شهرت دارد". با بسته شدن آئينه جادويی اطفال با هم در مورد کندز حرف می زنند و بنجاره والا سوی کوچه دگر راه می افتد. |