شکيلا وايمل مصروف ساعتتيری اند، که بنجاره والا با خورجين پرميوه می رسد، پس از سلام عليکی، اطفال می پرسند برای شان چه آورده است. بنجاره والا از خورجين برای ميوه يی می گويدتا از نشانی هايش بگويد،ميوه می گويد: "به رنگ های نصواری سرخ رنگ ، تيره و مايل به زرد پيدا می شود. نسبت به سنجد بزرگتر است و خسته دارد و درمناطق گرمسير چون: عربستان، پاکستان، جلال آباد وخوست پيدامی شود. شکيلا پس از کنجکاوی زياد درمی يابد که ميوه مذکورخُرما است. بنجاره والا تائيد می کند و خرمامی گويد: خوردن خُرما برای صحت مفيد و مقوی است و نسبت داشتن کلسيم، کم خونی را مداوا می کند. کوچه دگر  | | | خُرما برای صحت مقويست و نسبت داشتن کلسيم، کم خونی را مداوا می کند. |
الياس وسميرا ترانه عيدی می خوانند که بنجاره والا می آيد، سميرا به خواهش بنجاره والا می خواند: خوش خبر عيد رسيد- کالای نو می پوشيم - دستاره خينه کنيم- دله بی کينه کنيم -بارفيقکای خود- برويم ميله کنيم ..... در خاتمه بنجاره والا از خورجين، برای طفال عيدی داده خود کوچه دگر می رود و اطفال ترانه را تکرار می کنند. |