 | | | سلام گفتن جز آداب معاشرت بوده به معنی سلامتی شخص سلام دهنده است. |
مدينه وبصير سرگرم ساعتتيری در مورد دريافت کلمات مترادف اند، آنها ازکلمات مانند: مقبول و قشنگ، خورد و کوچک می گويند، اما بصير نمی پذيرد. در اين حال بنجاره والا رسيده برای بصير می فهماند که کلمات مترادف، هم معنی می باشند و مثال های مدينه را درست می خواند. اطفال کلماتی چون: يافت و پيدا، کلان وبزرگ، گرم وداغ نام می برند. بنجاره والا با راه انداختن مسابقه ميان آنها راهی کوچه دگر می شود. کوچه دگر: جميله رهگذران کوچه را سلام می دهد، جميل با سرزنش وی می گويد نبايد مزاحم کس شود، چون همه را نمی شناسند.  | | | کلمات مترادف، کلماتی هم معنی را گويند مانند: زيبا و قشنگ، کلان و بزرگ و امثال آن. |
جميله سلام دادن را کار نيک می خواند، بنجاره والا رسيده حرف های جميله را تاييد کرده سلام گفتن را جز آداب معاشرت می خواند و آن را سلامتی معنی می کند. دراين وقت يکی از اطفال می گويد جای های که مردم قرآن می خوانند يا نماز ادا می کنند نبايد سلام داده شود. |