صديقه وغفار چيستان گويی دارند که بنجاره والا می رسد، صديقه پس از سلام عليکی چيستان می گويد: "دوخواهران صميمی، پهلو نشسته اند به نرمی ، نمی بينند يکدگر را عمری". غفار جواب چيستان را چشم می گويد که مورد تائيد قرار می گيرد. چيستان بار دگر تکرار شده بنجاره والا با تقديم يک، يک دانه دور بين طفلانه از آنها می خواهد همين گونه چيستان گويی کنند و خود به کوچه دگر می رود. کوچه ِ دگر در کوچه دگر بلال از 3 افغانی خواهرش می گويد که خواسته از هرافعانی 2 دانه ساجق برايش بياورد. هردو مشکل دارند.  | چيستان ، چيستان چيست؟   دوخواهر صميمی، پهلو نشسته اند به نرمی ، نمی بينند يکدگر را عمری  چشم |
در اين موقع بنجاره والا با کار برد تکيه کلامش رسيده برای رفع مشکل آنها، ضرب زبانی (2) را می خواند. وی عملا با گذاشتن دو، دو دانه ساجق بالای هر افغانی ضرب زبانی (2) را تا عدد 3 می خواند: "1 ضرب 2 مساوی به 2، 2 ضرب 2 مساوی به 4 و 3 ضرب 2 می شود 6". به اين ترتيب همه ضرب زبانی را آموخته از بنجاره والا تحفه می گيرند. |