 | | | هنگام زلزله در چوکات دربی ايستيد، ته صندلی ياميز پنهان شويد وبرای سر تان را حفاظت کنيد. |
اين بار بنجاره والا هنگام ساعتتيری استوری وآصف رسيده، از خورجين برای شان چيستان می شنواند که می گويد: "سياه هستم شب نيستم، شاخ دارم گاو نيستم، بارمی برم خر نيستم، پس بگويد چيستم من؟." پس از پرسش های زياد سرانجام اطفال جواب درست چيستان را درمی يابند که همانا مورچه است. بنجاره والا با اهدای تحفه به کوچه می رود. کوچه ِدگر سمير، شازيه وجميله باهم ميله دارند، که سمير با وارخطايی فرياد زده می گويد زلزله است، شازيه خيلی می ترسد. بنجاره والا آمده، اطفال را به آرامش دعوت کرده، می گويد زلزله بخير گذشت. در اين حال خرگوش بنجاره والا می پرسد: هنگام زلزله چه بايد کرد؟ يکی از اطفال می گويد که خيلی می ترسد، دگر نمی ترسد و سومی می گويد که وی کلمه اش را خوانده به خدا پناه می برد.  | چيستم من؟  سياه هستم شب نيستم، شاخ دارم گاو نيستم، بارمی برم خر نيستم.  |
بنجاره والا نکات مهمی برای نجات شان می گويد که بايد هنگام زلزله در نظر گيرند: نبايد وارخطا شد، اگر در خانه استيد در چوکات دروازه بی ايستيد، ته صندلی ياميز پنهان شويد. در بيرون برای حفظ سر از کتابچه ويا هم دست تان استفاده کنيد. |