هاجره ولايت حيرتان خانه پسرکاکايش رفته بود، مناظرزيبا وديدنی و نامهای مثل حيرتان، شيرخان بندر و امثال آن برايش کاملا جديد بود. اسماعيل همه اسم های ياد شده را اسم های خاص خواند. در اين حال بنجاره والا هم رسيده عين سوال را توسط خرگوش از اطفال (صياد و درگی) پرسيد. اطفال گفتنداسم خاص به چيزهای مشخص گفته می شود. بنجاره والا با تائيد اضافه کرد که اسم خاص به اشيا، جا ها وافراد مشخص دلالت می کند . سپس همه با هم از دريای کابل ،کوه شيردروازه، بندر حيرتان، بندرشيرخان و ممالکی چون افغانستان، تاجکستان و ازبکستان ياد می کنند. کوچه دگر  | | | رزغونه و عثمان آتش آفروختند، اما چادر زرغونه آتش گرفت. |
زرغونه وعثمان کاغذ و اشيای بيکاره را جمع کرده آتش افروختند و لذت بردند، اما چادر زرغونه آتش گرفت وسروصدای شان بلند شد. دراين هنگام بنجاره والا آمده به عجله چادر زرغونه را دور زده وآتش را با آب خاموش کرده به اطفال از خطرات آتش و آتش سوزی می گويد. اطفال ازکار شان پشيمان شده تعهد می کنند دوباره به چنين کاری دست نزنند. |