BBCNazer.comBBCNazer.comBBC World Service Trust
  • مرسته
RELATED SITES
CBEEBIES
CBBC
BBC CHILDREN
د خپريدو وخت: 08:17 گرينويچ 2009 ,02 جولاى
دا پاڼه کوم ملگري ته ولېږئچاپي بڼه
قصه های زندگی: روباه مکار

روباه مکار

در جنگل، مزرعۀ بزرگی بود که صاحب آن، مرغهای زياد خانگی و زراعتی نگهداری می کرد.

روزی روباه ی گرسنه از جنگل برآمده به قصد شکار خروس وارد مزرعه شد. مرغها با ديدن روباه فرار کردند و خروس به شاخچۀ درخت پريد.

روباه به ديوار نزديک شده پرسيد، خروس چرا همه گريختند و تو به شاخچه پريدی؟ خروس گفت از ترس تو.

روباه با چالاکی گفت سلطان جنگل فرمان داده که پس از اين هيچ حيوان نمی تواند به حيوان ديگر صدمه برساند.

خروس در جواب گفت حيوانی که گوشهای بزرگ ودم دراز دارد اين طرف روان است، روباه با شنيدن حرف های خروس پا به فرار گذاشت.

خروس به مرغها هشدار داد رو باه در کمين است با احساس خطر به مزرعه برگرديد. ماکيانی پيشنهاد تقرر پاسبانی را از سوی صاحب مزرعه کرد.

چوچه مرغ شوخی به تعقيب پروانه يی بيرون از مزرعه رفته داخل جنگل شد از دور روباه را ديد تا خواست فرار کند.

روباه و شوخک
شوخک با فرياد خروس وماکيانها را به کمک خواست. روباه که راه خود را گم کرده بود فرار کرد

روباه بر وی حمله کرد، شوخک با ترس گفت: "من يک لقمه بيش نيستم،بيا مادرم را بخور که چاق وچله است .

روباه، شوخک را تا مزرعه همراهی کرد، بعدش هم منتظر مادر شوخک ماند، اما شوخک قهقه خنديده گفت مه چوچۀ ماشينی استم ومادر ندارم.

روباه خيلی عصبانی شده خواست حمله کند، اما شوخک با فرياد خروس وماکيانها را به کمک خواست. روباه که راه خود را گم کرده بود فرار کرد.

سگ وفادارقصه های زندگی
سگ با وفا
 آببازی قصه های زندگی
ندامت از آببازی
روز گم شب پيدا قصه های زندگی
ترس از شب
مرغ فلفلیقصه های زندگی
کرتی مرغ
شانۀ شريکی قصه های زندگی
شانۀ شريکی
نور خبرونه
دا پاڼه کوم ملگري ته ولېږئچاپي بڼه
BBC Copyright Logo^^ سرپاڼه
لومړى مخ | نوى کور نوى ژوند | زمونږ نړۍ زمونږ راتلونکې | ژوند او زده کړه
خانه نو زندگى نو | جهان ما اينده ما | زندگى و آموزش
راډيوي پروگرامونه | نشريات | انځور/ عکس | له مونږ سره اړيکه | زموږ په اړه
BBC World Service >> | BBC World Service Trust >>