BBCNazer.comBBCNazer.comBBC World Service Trust
  • مرسته
RELATED SITES
CBEEBIES
CBBC
BBC CHILDREN
د خپريدو وخت: 09:03 گرينويچ 2009 ,04 مارچ
دا پاڼه کوم ملگري ته ولېږئچاپي بڼه
قصه های زندگی: عکس شهزاده

عکس شهزاده

بود، نبود دختر رسامی بود به نام زاهده خيلی قشنگی رسم می کشيد به خصوص در ترسيم چهره دوستان دست بلندی داشت.

اسد، ناصر و قدسيه همسايه ها، هميشه زاهده را می آزردند، اما شهلا دوستش، وی را تشويق می کرد. روزی زاهده رسم قدسيه را خيلی لاغر کشيد.

روزی شهلا و زاهده از بيماری قدسيه خبر شده ديدنش رفتند، مادر قدسيه از تداوی پر مصرف و نداشتن پول سخت هراسان بود.

از سوی دگر جارچی جار زد که شهزاده از ديروز بدين سو مفقود شده هرکس او را بيابد، انعام بزرگی می يابد. زاهده و شهلا سوی قصر رفتند.

شاه با ديدن دخترها به ياد پسرش افتاده خيلی دلش گرفت. زاهده گفت سراغ شهزاده را تصوير گرفته می توانيم.

پادشاه نشانی های پسرش را گفت و زاهده ترسيم کرد. غلام های پادشاه عکس های شهزاده را درهر جا نصب کردند.

عکس شهزاده
پادشاه نشانی های پسرش را گفت و زاهده ترسيم کرد و غلام ها عکس ها را درهر جا نصب کردند.

از قضای وقتی نواسۀ موچی نان می آورد با ديدن عکس به پدرکلانش گفت اين بچه را چند نفر دهانش را بسته به کوچه ی بردند.

موچی به عساکر پادشاه خبر داد و به اين ترتيب بچۀ پادشاه نجات يافت. سرانجام همه انعام يافتند و زاهده به حيث نقاش دربار مقرر شد.

روباه چالباز قصه های زندگی
روباه چالباز
دستمال گلابی قصه های زندگی
دستمال گلابی
سرزمينی سرچپه قصه های زندگی
سر زمين سرچپه
جستجو قصه های زندگی
جستجو
چشمان آتش افشان قصه های زندگی
چشمان آتشين
نور خبرونه
دا پاڼه کوم ملگري ته ولېږئچاپي بڼه
BBC Copyright Logo^^ سرپاڼه
لومړى مخ | نوى کور نوى ژوند | زمونږ نړۍ زمونږ راتلونکې | ژوند او زده کړه
خانه نو زندگى نو | جهان ما اينده ما | زندگى و آموزش
راډيوي پروگرامونه | نشريات | انځور/ عکس | له مونږ سره اړيکه | زموږ په اړه
BBC World Service >> | BBC World Service Trust >>