نرگس و اسد با خاله گاديران سوار در گادی جادوئی سوی تپه مرنجان حرکت می کنند. خاله گاديران می گويد: "تپه مرنجان در نزديکی چمن حضوری موقعيت دارد و اکثرا مردم آنجا برای کاغذ پران بازی می روند. با فرود آمدن گادی، اطفال در مورد مقبره ها می پرسند، گاديران آن دو را از نادرشاه و پسرش ظاهر شاه، پادشاهان اسبق افغانستان می خواند. اسد پسر کاکايش اکمل را می بيند او برای صحبت با اطفال می رود. خيبر می گويد: " همه اطفال برای گدی پران بازی و اسپ سواری در تپه مرنجان می آيند." شير آغا می گويد:"اطفال را در مقابل پول بالای اسپ سواری می دهم در ختم روز 1000 الی 1500 افغانی به دست می آورم." حسيب از کارته نو روزانه حدود 20 دانه کاغذ پران با چرخه تار را در تپه مرنجان به فروش رسانه از اين طريق پول به دست می آرد.  | | | تپه مرنجان قدامت تاريخی دارد آثار از قبيل معابد، استوپه ها و سفال،از آنجا به دست آمده ." |
خاله گاديران اطفال را نزد فيضی مسئول سروی و حفريات باستان شناسی وزارت اطلاعات و فرهنگ برده در مورد تاريخچه تپه مرنجان می پرسند. وی می گويد: "تپه مرنجان ارزش فرهنگی دارد که قدامت تاريخی آن از قرن سوم تا هفتم آمده، البته آثار از قبيل معابد،استوپه ها، سفال،از اين تپه به دست آمده است." اين آثارمربوط دوره کوشانی، ساسانی و يفتلی ها می شود." خاله گاديران در خاتمه با اطفال از پس از بازديد از تپه راه خانه هايشان را درپيش می گيرند. |