 | | | گذر عاشقان و عارفان درشهر کهنه کابل موقعيت دارد و زيارت گاه عام و خاص است. |
سفر اين بارخاله گادی ران با عبيد و مريم در گادی جادوی گذر عاشقان و عارفان است که درشهر کهنه کابل موقعيت دارد و زيارت گاه مردم است. پس از فرود آمدن گادی و زيارت کردن، خاله گاديران آنها را به سمت سه دکان عاشقان وعارفان برده با پيرمردی معرفی می کند. وی می گويد: "از شفاخانه ابن سينا تا بالاحصار،هفت باغ بود که هريک نام خود را داشت. اين منطقه به نام باغ نو روزی از بابر پادشاه افغانستان بود. وی روی تخته سنگی می نشست و به تماشای باغها می پرداتخت." عبيد می پرسد چرا اين منطقه را سه دکان می نامند، اينجا که دکان های زياد است. مرد می گويد:"در اوايل واقعا اين منطقه سه دکان بود، حال دکان ها زياد شده.  |  نخست در گذرعاشقان عارفان واقعا سه دکان بود که به همين نام مسمی شد  |
اطفال پس از خدا حافظی با پيرمرد به محل تفريح رفته دخترکی را ملاقات می کنند که از همين منطقه است و اغلبا با دوستانش برای ساعت تيری می آيد. در خاتمه همه با گادی جادويی راه خانه های شان را در پيش می گيرند. |